حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حضور عشایر در هر کشوری یک جاذبه بالقوه گردشگری است. ایران هم از جمله معدود کشورهای دارای کوچنشین است. چرا ما آنطور که باید از این امتیاز برای جذب گردشگر استفاده نمیکنیم و این شاخه از گردشگری در کشورمان مهجور مانده است؟
گردشگری عشایر پدیدهای جدید است و در کشورمان تقریبا از سال 83 و با راهاندازی کمیته گردشگری روستایی و عشایری مورد توجه خاص قرار گرفته است. در آن سال ما روستاهایی دیدنی و مناطقی را که کوچنشینها بیشتر در آنها متمرکز هستند و قابلیت جذب گردشگر را نیز دارند، شناسایی کردهایم تا در آینده زیرساختهای لازم برای سرمایهگذاری بخشخصوصی در حوزه گردشگری عشایر را در آنها ایجاد کنیم و بخش خصوصی بتواند به واسطه این زیرساختها در محلهای شناساییشده، اقامتگاه، نمایشگاه و فروشگاه محصولات روستایی عشایری راه بیندازد.
کدام استانهای برای ایجاد این زیرساختها مد نظرتان هستند؟
از میان استانهای آذربایجان شرقی، اردبیل، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، خراسان و کرمان که بیشتر محل رفت و آمد عشایر هستند ما 5 استان اول را انتخاب کردیم و حدود 2 سال است که در انتظار تامین بودجه هستیم.
این بودجه چقدر است؟
حدود 500 میلیون تومان.
پس حدود 2 سال است که کمیته راهبردی گردشگری روستایی و عشایری در انتظار بودجهای 500 میلیون تومانی است؟
بله. البته چاپ کتاب هم یکی از اقدامات برای شناساندن گردشگری روستایی و عشایری به گردشگران داخلی و خارجی بوده است. پژوهش گسترده ما در سال 83 به شناسایی 380 روستا و منطقه کوچنشین هدف گردشگری انجامید و ماحصل این پژوهش را در سال85، در قالب مجموعهای 8 جلدی منتشر کردیم که در آن هر روستا، از وجه جاذبههای گردشگری، گویش، آداب و سنن، سوغات و حتی راههای دسترسی معرفی شده است. جلد هشتم این مجموعه هم مختص عشایر است که در آن انواع عشایر ایران را با ذکر سکونتگاههای آنها در ییلاق و قشلاق و آداب و رسومشان به مخاطب شناساندهایم.
این مجموعه را با چه تیراژی منتشر کردید؟
تیراژ آن 5هزار جلد است که 2 هزار جلدش میان دهیاران روستاهای هدفگردشگری، دستگاههای استانی و کشوری، خبرگزاریها، دانشگاهها و خلاصه همه گروههایی که به نحوی با گردشگر در ارتباط هستند، پخش شده است. مسوولیت فروش 3 هزار جلد دیگر هم به عهده ناشر است.
مخاطب این مجموعه، احتمالا مردم و بخصوص قشر متوسط هستند که مایلند روستاهای هدف گردشگری را بشناسند و به آنها سفر کنند. این طور نیست؟
دقیقا همینطوراست، مخاطب عام را در نظر گرفتهایم اما در آینده، کتابها به انگلیسی و عربی هم ترجمه میشوند تا گردشگران خارجی نیز از آنها استفاده کنند.
قیمت هر جلد کتاب از این مجموعه چقدر است؟
حدود 18 هزار تومان.
پس اگر اعضای یک خانواده با سطح اقتصادی متوسط قصد داشته باشند با روستاهای هدف گردشگری و مناطق تمرکز کوچنشینان ایران آشنا شوند، باید حدود 128 هزار تومان برای خرید این مجموعه هزینه کنند. شما چطور انتظار دارید یک خانواده در سطح متوسط چنین هزینهای را بپردازد؟
قیمت مجموعه بالاست؛ اما قرار است با تخفیف به مردم ارائه شود. در ضمن، این کتابها یکبار مصرف نیستند و اگر خانوادهای آنها را خریداری کند، مسلما در سفرهای متعدد از آنها استفاده خواهد کرد.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تاکنون جشنواره کوچ گردشگری هم برگزار کرده است؟
بله، بتازگی دو جشنواره کوچ عشایری در استانهای اردبیل و کهگیلویه و بویراحمد برگزار شده است.
اما درباره آنها اطلاعرسانی گستردهای نکردید.
اتفاقا مردم بشدت استقبال کردند و قصد داریم در آینده هم جشنوارههای بیشتری در این زمینه برگزار کنیم.
وقتی بحث کوچ مطرح میشود یاد کوچنشینانی میافتم که چند ماه پیش در سفرم به چهارمحال و بختیاری دیدمشان. متاسفانه آنها با وجود جوانی و توانشان برای کوچ، روستانشین شده بودند و شواهد نشان میداد دولت هم با این مساله موافق است و از آن حمایت میکند. به نظر شما اگر این وضع ادامه یابد، تا چه حد میتوان به بقای کوچنشینی و به تبع آن گردشگری عشایری امیدوار بود؟
اسکان عشایر 3 دلیل عمده دارد. دلیل اول ناهمخوانی هزینههای کوچ عشایر به شیوه سنتی با درآمدشان است. به همین دلیل خود کوچنشینها هم تمایل دارند ساکن شوند. کمبود نیروی انسانی دلیل دومی است که عشایر را وادار به روستانشینی میکند.
در سالهای اخیر، جوانهای عشایر به واسطه تحصیل، کوچنشینی را رها کردهاند و سالمندان هم، توان کوچ و نگهداری از دام را ندارند و ترجیح میدهند در روستا زندگی کنند اما دلیل سوم که سبب شده است دولت شرایط روستانشین شدن گروهی از عشایر را فراهم کند، خطر افزایش دام نسبت به سطح مراتع و تخریب محیط زیست است، به طوری که در حال حاضر به واسطه چرای دام، هیچ نقطه سرسبزی در مناطق عشایری پیدا نمیشود.
پس برای این که مراتع حفظ و احیا شوند، باید از تعداد عشایر کوچرو کاسته شود و تنها راه برای کاستن از این تعداد اسکان عشایر و تبدیل شیوه دامداری سنتی آنها به صنعتی است. زمانی که مراتع احیا شوند، علوفه بیشتری برای دام مهیا میشود، فرآوردههای گوشتی و لبنی افزایش پیدا میکند و کوچنشینی و دامداری برای عشایر بهصرفه میشود.
پس میبینید که روستانشین کردن گروهی از عشایر در آینده، به حفظ کوچنشینی آنها کمک میکند.
در همان مجموعه کتابهای راهنمای گردشگری روستایی و عشایری، برخی از روستاها سکونتگاههای موقت عشایر به حساب میآمدند که به واسطه روستانشین شدن آنها، سکونتگاه دائم شده بودند، اما چه این دسته از روستاها و چه روستاهایی که قدمت سکونت دائم در آنها به چندصد سال میرسد و به عنوان روستاهای هدف گردشگری معرفی شدهاند، هنوز از امکانات اولیه برای پذیرش گردشگر محرومند، پس فایده تعیین روستاهای هدف گردشگری چه بوده است؟
دو خطر عمده همیشه روستاهای ما را تهدید میکند که یکی درخواست اهالی آنها برای تبدیل شدن روستاهایشان به شهر است و دیگری همهگیر شدن فقر به واسطه اقتصاد تکمحصولی روستاست. راه برطرف کردن این دو تهدید، توسعه گردشگری روستایی است که اقتصاد چندبعدی را در روستا به وجود میآورد و باعث بقای روستا میشود. به همین سبب روستاهای هدف گردشگری را تعیین کردهایم.
برخی از این روستاها مثل ابیانه، میمنه، کندوان، جواهرده و ماسوله از گذشته، کانون توجه بودهاند و حالا هم امکانات مناسبی دارند، اما درباره روستاهای دیگر وضع متفاوت است. تعیین روستاهای هدف گردشگری در سال 84 انجام شده است و این مدت، برای این که سرمایهگذاران این مناطق را بشناسند، کافی نبوده است.
چطور قصد دارید سرمایهگذاران را برای فعالیت در این حوزه ترغیب کنید؟
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، تسهیلات بانکی مناسبی برای کسانی که قصد دارند در روستاهای هدف گردشگری سرمایهگذاری کنند، در نظر گرفته است. پیش از دولت نهم، براساس توافق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با بانکها، به پروژههای گردشگری وام 8 درصد داده میشد که این سیاست تا امروز هم ادامه داشته است. در دولت کنونی علاوه بر این که پروژههای زودبازده در این روستاها مورد حمایت قرار گرفتهاند، صندوق مهر رضا(ع) هم به سرمایهگذاران وام میدهد.
یکی از نگرانیها در جذب گردشگران به روستاها، تغییر بافت سنتی روستاها و فرهنگ اهالی آنهاست. بهترین مثال در این زمینه را در روستاهای شمال کشور میبینید که اهالی حتی اراضی کشاورزیشان را تغییر کاربری دادهاند و دیگر نمیتوان نام روستا به آنها گذشت. آیا این سرنوشتی محتوم برای همه روستاهای هدف گردشگری است؟
ما تفاهمنامههایی امضا کردهایم که براساس آن بنیاد مسکن در اجرای طرحهای هادی، حفظ و احیای بافتهای قدیمی با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همکاری میکند. با سازمان جهاد کشاورزی هم هماهنگیهایی داشتهایم که در صورت نیاز سرمایهگذاران به زمین، اراضیای را که مورد استفاده کشاورزی قرار نمیگیرند در اختیار آنها قرار دهد. تمام این تلاشها به این خاطر است که ما معتقدیم حفظ فضای سبز، اراضی کشاورزی و بافت قدیمی روستا، لازمه گردشگری روستایی هستند.
برخلاف نظر شما معتقدم با ورود گردشگر به روستاها، اهالی داشتههای فرهنگیشان را با غرور بازگو میکنند و این بازگویی به ماندگاری فرهنگ روستایی منجر میشود. از طرفی دیگر، روستاییها پس از مدتی به این نتیجه میرسند که برای جذب گردشگران ورودی، باید از جاذبههای تاریخی و طبیعی روستایشان محافظت کنند.
همان طور که پیشتر گفتیم ، قیمت زیاد و تیراژ محدود سری کتابهای «جاذبههای گردشگری روستایی و عشایری در ایران» ، تهیه آنها را برای بسیاری از هموطنان دشوار کرده است. مردم چطور میتوانند بدون خرید کتابها، در نوروز روستاهای هدف گردشگری را پیدا کنند.
در نوروز امسال سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بروشورهایی را در مبادی ورودی هر استان، بین مسافران نوروزی پخش میکند که در آنها جاذبههای گردشگری هر استان معرفی شده است و علاوه بر آن خانوادهها اگر به سایت معاونت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با نشانی www.stsi.ir مراجعه کنند یا با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هر استان تماس بگیرند هم میتوانند اطلاعات مورد نیازشان را درباره روستاها پیدا کنند.
مریم یوشیزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....