به بهانه برگزاری نمایشگاه نقاشی دیجیتال، چیدمان و هنر ویدئویی محمدرضا لاهوتی در گالری خاک

نور، خلوت، فضا...

محمدرضا لاهوتی سالهاست که مستمرا به دور از هرگونه جنجالی به آفرینش فضاهای سه‌بعدی هندسی و اندیشمندانه خود پرداخته است. ولی این نخستین باری است که محمدرضا لاهوتی آثارش را در قالب دو بعدی ارائه می‌دهد. برای خلق این آثار که در بسیاری از موارد به انتزاع مطلق نزدیک می‌شود، هنرمند از عوامل بسیار مهمی در بیان تصویری، یعنی نور، خلوت و فضا سود برده است.
کد خبر: ۲۴۰۵۴۵

ضروری است مقدمتا اشاره شود که منظور از این عناصر چیست و تعریف آن کدام است:

نور در ذهنیت و زندگی انسان به حدی جا داشته و دارای اهمیت است که خداوند در قرآن مجید سوره‌ای به «نور» اختصاص داده است. نیز عنوان شده است که ایمان، نور است،‌چون رمز پیوند با اوست و علم، نور است چون سبب آشنایی با اوست.

خداوند در قرآن کریم با ذکر یک مثال بسیار زیبا و خیال‌انگیز، چگونگی نور الهی را مشخص می‌کند و می‌فرماید: «مثل نور او همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پرفروغ)‌ باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده هم چون یک ستاره فروزان»‌. توضیح این مثل: نور ایمان که در قلب مومنان است و دارای همان عناصری است که در یک چراغ پرفروغ موجود است. مصباح، همان شعله‌های ایمان است که در قلب مومن آشکار می‌گردد و فروغ هدایت از آن منتشر می‌شود.

زجاجه و حباب: قلب مومن است که ایمان را در وجودش تنظیم می‌کند. مشکوه، سینه مومن و یا به تعبیر دیگر مجموعه شخصیت و آگاهی و علوم و افکار اوست که ایمان وی را از گزند طوفان حوادث مصون می‌دارد. (سوره «نور»، آیه 35، برگرفته از تفسیر نمونه صص 297 -‌ 296)‌.

از لحاظ بیان تصویری، نور کیفیتی است که از طریق آن، دنیای ملموس، توسط «موهبت» بینایی، رویت، درک و احساس می‌شود.

از منظر علمی، نور به آن بخش از امواج الکترومغناطیس اطلاق می‌شود که با سرعت 186000 مایل در ثانیه حرکت می‌کند که با چشم غیرمسلح انسان قابل دریافت و رویت است.

خلوت: خلوت در مقابل جلوت قرار می‌گیرد. ولی خلوت در بیان عرفانی و نیز بیان تصویری منبعث از انفعال نیست، بلکه فضایی است که فرد در آن به اندیشه و تامل می‌نشیند، خود را از بدیهیات دور می‌کند و ضمن آن تلاشی ذهنی و باطنی می‌کند تا به اصالت خود بازگردد. خلوت خود سازم عدم خانه را باز گذار این ده ویرانه را (نظامی)‌

در فضای خلوت است که انسان خود را بازمی‌یابد و با افقهایی بدیع آشنا می‌شود که تا به حال با آن بیگانه بوده و با رو آوردن به خلوت، آنها را کشف کرده است. در آن خلوت که دل دریاست آنجا همه سرچشمه‌ها آنجاست، آنجا (نظامی)

فضا در این بیان به منزله کیفیتی است که به مناسبت آن هنرمند احساس، ذهنیت، جهان‌‌بینی و نیت خود را از طریق عناصری که در اختیار دارد (خط، سطح، فرم، حجم) و روابطی که میان آنها ایجاد می‌کند، برای ارتباط با مخاطب به کار می‌گیرد.

فضا با در نظر گرفتن قصد سازنده آن شکلهایی بی‌شمار به خود می‌گیرد. به طور مثال نیت سازنده یک عبادتگاه، ایجاد یک فضای روحانی است تا سالک قادر باشد با قرار گرفتن در آن تامل کند، به نیایش بپردازد و با خالق خود ارتباط حاصل نماید. در نتیجه معمار با ابزار و مصالحی که در اختیار دارد، فضایی می‌آفریند که انسان با حضور در آن، از مصائب روزمره زندگی فراتر رفته و آزاد و رها می‌شود و در نتیجه، فضایی ملکوتی به تجربه می‌آید. همین ابزار در دست یک سازنده بیرون از این افکار، ممکن است تبدیل به فضایی آمرانه و تحقیرآمیز شود که مخاطب در آن احساس حقارت و بیگانگی کند.

در آثار محمدرضا لاهوتی ‌نوری غیرمتعارف به تجربه درمی‌آید که به تمرکز، اندیشه و سکوت هدایت می‌کند. این سکوت از سر شرمساری و یا از روی انفعال نیست؛ سکوتی است که انسان را به تامل وامی‌دارد و موجب اندیشه‌اش می‌شود

در آثار محمدرضا لاهوتی ‌نوری غیرمتعارف به تجربه درمی‌آید که به تمرکز، اندیشه و سکوت هدایت می‌کند. این سکوت از سر شرمساری و یا از روی انفعال نیست؛ سکوتی است که انسان را به تامل وامی‌دارد و موجب اندیشه‌اش می‌شود. این نور گاه به صورت لکه‌ها، زمانی به شکل سطح و در اغلب موارد به قالب فضایی انتزاعی برای مخاطب به تعریف درمی‌آید. در مواردی که شکل مشخصی از طبیعت به نظاره درآمده است، این طبیعت، از روی جسمیتی رویت شده است که آن را تبدیل به نقطه‌هایی از نور و رنگ نموده و یادآور تجربیات ژرژ سورا (1891 1859) نقاش پست امپرسیونیست در قالب نور و رنگ است.

خلوت از عناصر دیگری است که به شکل قابل ملاحظه‌ای در این آثار به دیدار می‌آید. خلوت فضایی است که انسان خود را از بسیاری از مسائلی که ناخواسته به او تحمیل شده است دور می‌کند، در آن به تامل می‌نشیند، خود را باز می‌یابد و از این طریق به اصالت خود رجعت می‌کند.

خلوت در این آثار توسط کهکشان‌ بی‌انتها (و یا نزدیک‌تر) از راه ثبت سایه‌ها منعکس شده بر روی یک دیوار عینیت می‌یابد و مخاطب را به جهانی فراسوی این جهان عادی سوق می‌دهد. اگرچه دستمایه اغلب این آثار از جهان پیرامون انتخاب شده است، ولی نحوه استفاده نمودی انتزاعی به خود گرفته است. در حقیقت با بهره هوشمندانه از فضای انتزاعی است که این آثار شکل گرفته و تلاش دارد تا با مخاطب ارتباط حاصل کند و گوشه‌ای از این جهان متکثر را بازآفرینی نماید.

مهدی حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها