چنین موضعی از جانب دولتی که حتی در بین اعراب هم محلی از اعراب ندارد، در کنار موضع وزیر خارجه عربستان که خواستار اتحاد مقابل چالش ایران شده بود، پاسخ مناسب دستگاه دیپلماسی کشور را میطلبد که نگذارد برخی کشورهای کمظرفیت، سیاستمداران ایران را ضعیف تلقی کنند؛ عربستانی که در قضیه حمله صهیونیستها به غزه نهتنها سکوت کرده، بلکه از صهیونیستها حمایت میکرد، مدتی است فشار بر شیعیان و عمرهگذاران را در دستور قرار داده و مقامات این کشور نیز پنهان و آشکار علیه ایران موضع میگیرند. درست است که مقامات کشورمان آگاهانه برای حفظ وحدت کشورهای اسلامی و جلوگیری از انشقاق و تشتت مسلمانان سعی بسیار دارند تا مانع افزایش سوءتفاهمات شوند، اما نباید همیشه صورت مساله را پاک کرد و برای رویکرد مدارا باید حدی قائل بود؛ حد آن هم منافع و عزت ملی است که کشور برای حفظ آن تاکنون بهای سنگینی پرداخته است. اما مشکل برخی کشورهای عربی چیست؟ چرا از قدرت روزافزون ایران نگرانند؟ چرا میکوشند مانع گسترش روابط ایران با دنیا شوند؟
در بعد سیاست خارجی، استواری ایران بر مواضع هستهای خود که موجب عقبنشینی کشورهای قدرتمند شد در کنار مواضع دولتمردان کشورمان که برخی خط قرمزهای خودساخته صهیونیستها همچون هولوکاست را به چالش کشید بهعلاوه نقش پشتیبانی ایران از مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین که شکست سختی برای صهیونیستها و حامیان آن رقم زد و در بعد سیاست داخلی، پیشرفت و جهش ایران در زمینههای مختلف علمی و فناوری که جایگاه ایران را در زمینههای مختلف در سطح جهان افزایش داده است، یک پیام آشکار برای همه کشورها داشت و آن این است که کشوری که به پشتوانه مردمش تکیه کند با وجود همه سختیها و فشارها راهش را پیش خواهد برد و این پیام برای کشور یا کشورهایی که از پشتوانه مردمی برخوردار نیستند و تنها نظام پادشاهی به حاکمان آن اجازه میدهد به تناوب به کرسی ریاست بنشینند، نه یک پیام بلکه هشداری است که چنین قدرتی پایدار نخواهد ماند.
کشورهای عربی به جای اینکه در قبال موضوعی پیش پا افتاده، حس ناسیونالیسم عربیشان گل کند، کمک کنند کودکان فلسطینی از گرسنگی نمیرند که توجه به این موضوع از هر موضوع دیگر واجبتر است.