می‌خواهم یک بلبل بکشم

رامین جواد‌پور هنرمندی است که از چهار سالگی با برنامه‌های کودک رادیو همکاری داشته و متولد تیرماه 1365 در تهران است. از دو سالگی در جشن‌ها و مراسم مختلف برنامه اجرا کرده و از خوانندگانی است که توفیق زیادی در جذب مخاطب برای برنامه‌ سلام کوچولو به دست آورده است.
کد خبر: ۲۴۰۴۳۳

آقای جواد‌پور از این‌که دعوت ما را برای این گفتگو پذیرفتید، تشکر می‌کنیم. ابتدا بگویید کار کردن برای بچه‌ها چگونه است؟

کار کردن برای بچه‌ها لذتبخش است. من بچه‌ها را دوست دارم و دنیای آنها را بیشتر. دنیای کودکی، دنیایی پر از شادی، نشاط، بازی و مهربانی است.

چطور وارد رادیو شدی؟

حدودا 4 ساله بودم که برای اولین بار به همراه مادرم به استودیوی ضبط برنامه سلام کوچولو رفتم و با سرکار خانم وکیلی آشنا شدم و به عنوان مهمان در این برنامه شرکت کردم. قبل از شروع برنامه من شعرهایی را که قرار بود اجرا کنم تندوتند می‌خواندم و با شور و شوق خاصی تمرین می‌کردم. گویا خانم وکیلی هم از علاقه من برای اجرای برنامه آگاه شده بودند، چون بعد از اتمام ضبط برنامه به مادرم گفته بودند که <رامین> برای اجرای این برنامه مناسب هستند و می‌توانند به طور ثابت با برنامه همکاری کنند. این‌گونه بود که من به عنوان مجری خردسال برنامه در کنار خانم وکیلی قرار گرفتم و فعالیت خودم را آغاز کردم. در آن زمان من کوچک‌ترین عضو برنامه بودم و مرحوم غلامحسین بهمنیار مسن‌ترین عضو برنامه. دوستان زیادی هم پیدا کردم.

روزها و سال‌ها گذشت و من هر روز علاقه‌ بیشتری به این برنامه پیدا کردم و تا امروز همچنان در این برنامه فعالیت می‌کنم.

از شعرهای آن زمان چیزی خاطرت هست؟

بله.

با شیر آب بازی نکن

نگاه، تو مثل موش شدی

نازی شیطون و بلا

چقدر تو بازیگوش شدی

خوبه از من یاد بگیری

ببین دارم گل می‌کشم

مداد زرد من کجاست

می‌خوام یک بلبل بکشم.

دیگه...

من صبح زود پامیشم

دست و رومو می‌شورم

به مامان و به بابا

سلام علیک می‌گویم

پاکیزه‌ام مثل گل

خوب و ملوس و تپل

به‌به چقدر قشنگم

می‌گویم و می‌خندم

راستش من از همان دوران خردسالی به خواندن شعرهای کودکانه و حفظ دکلمه‌های سخت و سنگین علاقه زیادی داشتم. شاید برایتان جالب باشد که بگویم اولین اجرای من بر می‌گردد به دو سالگی‌ام که در مهدکودک جلوی تماشاچیان برنامه اجرا کردم. البته بار اصلی این کار بر دوش مادرم بود که با زحمت و مشقت فراوان این دکلمه‌ها را به من یاد می‌داد و مشوق اصلی من بود و با پیگری‌های او بود که توانستم به برنامه سلام کوچولو راه پیدا کنم. من خیلی کوچک بودم. به خاطر کوچک بودنم روی پای خانم وکیلی می‌نشستم و برنامه اجرا می‌کردم.

بجز گویندگی به چه هنری علاقه‌مندید؟

حدود 18 سال پیش که وارد رادیو شدم فقط به عنوان مجری خردسال برنامه در کنار خانم وکیلی بودم و چون سواد نداشتم فقط بداهه‌گویی می‌کردم. از همان روزهای اول عاشق خوانندگی و صدابرداری بودم، به طوری که همیشه از صدابردار محترم برنامه سوالاتی می‌پرسیدم و ایشان هم با صبر خاصی به سوال‌هایم پاسخ می‌دادند. کم‌کم به طور تجربی با کار صدابرداری آشنا شدم. چند سال پیش کار ادیت برنامه را آموختم. اکنون بیشتر به تهیه‌کنندگی فکر می‌کنم و دوست دارم زیر نظر خانم وکیلی تجربیات کافی را به دست بیاورم و بتوانم به طور کامل یک برنامه را اداره کنم.

شیرین‌ترین خاطره‌ات در رادیو...؟

خدا را شکر همه خاطراتم شیرین هستند. یکی از آنها برمی‌گردد به زمانی که خیلی کوچک بودم و برای خواندن سرود روی صندلی ایستاده بودم. چون قدم به میکروفون نمی‌رسید مجبور بودم روی صندلی برنامه اجرا کنم. آن روز صندلی لق بود. وسط ضبط سرود صندلی برگشت و من افتادم روی زمین و همه زدند زیر خنده. خاطره دیگری هم دارم که برمی‌گردد به سال 1383.

نزدیک کنکور سراسری بود و من حسابی مشغول درس خواندن بودم. یک روز تلفنی به من گفتند که برنامه سلام کوچولو در جشنواره تولیدات رادیویی مقام اول را کسب کرده و برای همین از عوامل برنامه دعوت کردند که برای یک هفته به شهر رشت برویم. تا در نمایشگاه رادیو برنامه اجرا کنیم. از طرفی خوشحال بودم و از طرفی نگران. تصمیم گرفتم کتاب‌های درسی‌ام را با خودم ببرم. سوار اتوبوس که شدیم من خیلی جدی شروع به درس خواندن کردم، ولی وقتی به شهر رشت رسیدیم آنقدر درگیر اجرای برنامه بودیم که حتی یک کلمه هم درس نخواندم. خلاصه ساک کتاب‌هایم را همان طور که همراه برده بودم برگرداندم. خدا را شکر همان سال کنکور قبول شدم.

الان در برنامه سلام کوچولو چه کار می‌کنید؟

در حال حاضر علاوه بر دستیاری در برنامه کار آهنگسازی قطعات کودکانه را انجام می‌دهم و بیشتر اوقات سرودها و ترانه‌هایی را که باید از صدای یک بزرگسال در کنار یک کودک خوانده شود یا شعرهایی که جنبه آموزشی دارد را اجرا می‌کنم. همان طور که مخاطبان برنامه می‌دانند آموزش جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های کودک دارد.

و حرف آخر... .

اول از همه می‌خواهم از مادرم بابت تمام زحماتی که برای من کشیده تشکر کنم و از همین جا دستش را می‌بوسم. بعد از مادرم از خانم وکیلی تشکر می‌کنم که واقعا ایشان هم حق مادری بر گردن من دارند و بدون کمک‌ها، راهنمایی‌ها و حمایت‌های ایشان امکان نداشت که من در کار و زندگی‌ام موفق شوم و در آخر از پدرها و مادرها می‌خواهم با کودکانشان بازی کنند. حتی بازی‌های ساده در شاد کردن روح و جسم کودکان مفید است. برایشان قصه بگویند و به حرف‌های آنها گوش بدهند.

محمد حسین قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها