حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
لسکو به مانند بسیاری از مجموعههای پلیسی با قصهای مرتبط با حوزه پلیس که اعم از جرم، جنایت، قتل و دزدی است پایهریزی گشته و از همین روی داستان از لحاظ موضوعی تفاوت ویژهای با سایر مجموعهها ندارد. داستان لسکو در ابعاد گوناگون پیریزی گشته، نخست خود اصل ماجراست که بر پایه یک اتفاق خاص بنیان نهاده گشته، نقطه ابهام با شروع داستانی، آغاز میگردد و آرامآرام تعلیقی منطقی ادامه داستان را رقم میزند.
در این بخش نویسنده سعی کرده از همان ابتدا مولفههایی را مطرح کند که هر یک شاخه این مهم و اصلی در پیشبرد داستان میباشند. این مولفهها گرچه نقش ممتازی در بیان هدف اصلی داستان را دارند اما هیچگاه تلاش نمیشود که خیلی سریع و آنی به آنها اشاره کرد چرا که این پتانسیل را تعمدا نویسنده در داستان گنجانده که آرامآرام آن را تبدیل به یک روند فعال داستانی نماید. این خروج آرام سبب میگردد تا مجموعه «لسکو» با بسیاری از سریالهای پلیسی فرق پیدا کند و در نتیجه با یک فرآیند کاملا فعال اما غیر انفعالی. روایت صورت گیرد، نکته دیگر درخصوص داستان «لسکو» زوم کردن نویسنده روی زندگی هر یک از شخصیتهای این مجموعه است، چرا که چه در سریهای قبلی و چه در سری جدید چند شخصیت به عنوان شخصیت ثابت معرفی کرده و از همین مورد نویسنده استفاده میکند و برای رهایی از آن شتابهای تند و بازدارنده، داستان زندگی شخصی هر یک از آنان دستمایه بخشی از این سریال قرار میگیرد و به تناسب مخاطب با راحتی با داستان پیوند برقرار میکند و آن وضعیت محکم، غیرشکننده چنین داستانهایی تبدیل به یک روند کاملا عادی میشود. مخاطب شاهد است در هر داستان دو دختر «کمیسر لسکو» با دغدغههای ذهنیشان و مشکلاتی که بعضا برایشان پیش میآید خود دستمایه روندی خاص برای قصه شده و باعث بروز یک طراوت ویژه میگردد. از همین جا باید به سراغ خود شخصیتها و بهتر بگوییم شخصیتپردازی در این مجموعه رفت.
شخصیتها هر یک مستقل و جدا از داستان معرفی میشوند. باید توجه داشت که آنان نیز به تنهایی قادرند تا داستانی مستقل و جدا را پیریزی نمایند، اما قالببندی طوری رعایت شده که همه به یکدیگر به واسطه نقاط عطفی به هم وصل شوند تا هیچ جدایش موضوعی حادث نگردد و انصافا این قدرت و پتانسیل نوشتاری این برنامه پرمخاطب است. از دیگر المانهایی که در این سریال دیده میشود روند تحقیقاتی است که دارای دو حوزه میدانی و حوزه اجرایی دارد. حدسها و گمانهایی که خود مولفههای درگیرکننده ذهنی برای مخاطب ایجاد میکند در کنار درگیریها و برخوردهای پلیسی هر یک به تنهایی سبب گشته تا بیننده این سریال با سرعت ارتباط برقرار کرده و بتواند سببساز حرکت تصاعدی رو به ثبت و ابهامزدا باشد. «کمیسر لسکو» با آن که یک سریال پلیسی خارجی است که معمولا دارای ابعاد گوناگون بوده که سبب میگردد تا داستان کمی سخت و مشکل گردد، اما توانسته با یک حرکت رو به رشد دقیق سببساز یک مجموعه دیدنی و جذاب شود که دارای طرفداران بسیاری باشد.
مجتبی شهریان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....