حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید استفاده از دو بازیگر جوان و مشهور سینما یعنی حسین یاری و باران کوثری در این فیلم در راستای جذب مخاطب فیلم صورت گرفته است هرچند هیچ کدام از آنها به ویژه باران کوثری درخشندگی نقشهای قبلی را ندارند و بعید نیست که روایت و ساختار فیلم در این بازخورد بیتاثیر نبوده باشد. کتونیسفید اگرچه یک داستان اصلی که همان قصه معلم ورزش باشد را به عنوان محور فیلم دنبال میکند اما در واقع قصههای فرعی و ایدههای مختلف را تنیده به این قصه میتوان شاهد بود که در ترکیبی واحد قرار است قصه مشخصی را روایت کند اما در نهایت کلیت و انسجام ایدهها خوب از آب درنمیآید و نوعی آشفتگی و عقیم ماندن بویژه در پایانبندی آن قابل درک است. با این حال کارگردان خود معتقد است قواعد کلاسیک سینما را رعایت کرده و قصهگویی و شخصیتپردازی و فضاسازی نامتعارفی در کتونی سفید بهچشم نمیخورد. محمدابراهیم معیری که فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه سوره است فیلم بلند «پروانهها بدرقه میکنند»، «در باد میرقصند» و تله فیلمهای «در کنار ماهیها» و «مردان تاریکی» را در کارنامه خود دارد.
کتونی سفید را میتوان در ذیل فیلمهای تربیتی و رشد طبقهبندی کرد که در تناسب سه ساحت جامعه، نوجوانان و آموزش و مدرسه به طرح داستانی خود میپردازد و تعامل این عناصر سه گانه را در تحولات اخلاقی آنان به تصویر میکشد. کتونی سفید گاهی شبیه به فیلم و سریالهایی که در اوایل انقلاب یک معلم انقلابی را در مدرسه و جامعه طاغوتی نشان میداد، است. به نظر میرسد در اینجا پیام امیری (حسین یاری) به عنوان معلم ورزش گویی قرار است همان نقش قهرمان اخلاقی را بازی کند و بچههای مدرسه را از شرایط تحمیلی و نامناسب تربیتی نجات دهد. در این بین هم بنا بر یک قانون نانوشته باید دختری به نام زیور ( باران کوثری) پیدا شود تا نمک عشق و جذابیتهای آن در فرآیند قصه همچون تعلیقی عاطفی مخاطب را تا پایان با خود همراه کند بدون اینکه این عواطف و احساسات با پیام فیلمساز نسبتی منطقی داشته باشد. پیام امیری که قرار بود مربی اخلاق و انسان سازی باشد به خاطر حل مشکل یکی از دانشآموزانش در بند یک باند قاچاق گرفتار شده و بر اثر حادثهای حافظه خود را از دست میدهد و همین عامل موجب میشود که فیلم از آثار قهرمانگرایانه خود خارج شده و صورتی حادثهای و قصهگو به خود بگیرد. در اینگونه آثار معمولا معلم قهرمان داستان رابطه نزدیکتری با دانشآموزان برقرار میکند و فراتر از روابط رسمی معلم و شاگردی با آنها دوست میشود؛ رابطه زیبایی که طبیعتا بخش عمده جذابیت فیلم را به خود اختصاص میدهد. کتونی سفید اما با این همه به قول منتقد پیشکسوت سینما طهماسب صلحجو گرمایی به این سوی پرده نمیدهد و سردی و سکون خاصی علی رغم تحرک و پویایی ذاتی که در قصه فیلم باید باشد بر آن حاکم است و قطعا این فیلم در میان مخاطبان دلچسب نخواهد بود. کتونی سفید دقیقا به خاطر یکی از مشکلات عمده فیلمنامههای سالهای اخیر در کشور یعنی نداشتن یک قصه جذاب و گیرا در نهایت نمیتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و دارای گرمای لازم نیست.
کتونی سفید اگرچه به قصد آموزش و تبیین یک پیام تربیتی ساخته شده اما به خاطر همین ضعف در قصهپردازی و فقدان عناصر و مولفههای داستانی اثرگذار نمیتواند فیلم تاثیرگذار و دستکم قابل تحملی در بیایید و این البته نه از منظر منتقدان سینما که در نگاه مخاطبان عام نیز بیان میشود. با آنکه معیری خواسته است با اضافه کردن عشق و ورود زیور به قصه، وجوه خانوادگی داستان را پررنگ کند و صرفا برای مخاطب نوجوان فیلم نسازد اما باز هم فیلم به هدف خویش نمیرسد و کارگردان دراینباره معتقد است کودکان و نوجوانان بخشی از خانواده هستند و مشکلات آنها به هم مربوط میشود. هرکس با تماشای قصه آنها میتواند به یکی از نزدیکانش فکر کند. سینمای کودک همان سینمای خانوادگی است. با این حال اگر بتوان صورت نوجوانانه کتونی سفید را پذیرفت قطعا نمیتوان آنرا یک فیلم خانوادگی به حساب آورد.
در واقع معیری میخواهد تا مخاطبش از نگاه معلم قصه به فیلم و دانشآموزانی بنگرد که در محیط آسیبپذیر و البته شرایط سنی بحرانی بهسر میبرند و خطرات زیادی آنها را تهدید میکند؛ یک نوع حساسیتزایی نسبت به نوجوانانی که در مرحله حساسی از رشد طبیعی و اجتماعی خود قرار دارند. او معلم ورزش است و دانشآموزان را به حرکت و دویدن وا میدارد اما این تنها دویدن نیست که مهم است، بیش از آن درست دویدن و به سمت هدف حرکت کردن است که اهمیت دارد و کتونی سفید در پی صدور همین پیام به مخاطب و خانوادههایی است که نوجوانی در خانه دارند. چند ویژگی دیگر را هم میتوان به فیلم کتونی سفید معیری اضافه کرد که شاید مهمترین آن توجه به مساله ورزش در سینما باشد، البته این موضوع جدیدی نیست و قبلا نیز در بستر یک تیم ورزشی شاهد فیلمهایی در سینما بودیم ولی به هرحال این هم یکی از آنهاست که روابط آدمها را در یک ارتباط ورزشی آن هم در سن نوجوانی که بحث هویت اجتماعی و فعالیتهای گروهی مطرح است پیش میکشد. شاید برای همین است که تهیهکننده فیلم نیز جهانگیر کوثری است، مردی که هم در سینما و هم در ورزش صاحبنظر است و شاید این اثر، ادای دین وی به فوتبال هم باشد.
سیدرضا صائمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....