بعضی‌ها داغشو دوست دارند

اکران نوروزی

همه می‌خواهند فیلم‌شان را برای نوروز اکران کنند. پارسال و پیرارسال و پری‌پیرارسال و پس‌پری‌پیرارسال، فیلم‌های اکران نوروز خوب فروختند و حالا همه تو سر و کله هم می‌زنند تا فیلم‌شان را برسانند سر سفره عقد. ببخشید منظورم سفره هفت‌سین بود. شب عید، ملت با عیدی و حقوق و بند و بساط می‌روند برای خرید و سر راهشان هم هوس فیلم دیدن به سرشان می‌زند. این جوری فیلم‌ها می‌فروشند و نون تهیه‌کننده و سینمادار می‌افتد توی روغن. الان اوضاع جوری شده که همه دارند برای اکران فیلم‌شان در عید، یقه همدیگر را جر می‌دهند. خلاصه بساطی است.
کد خبر: ۲۴۰۴۱۲

تهیه‌کننده اول: آقا بیا و بالاغیرتا از خر شیطون بیا پایین و فیلم ما رو بذار.

سینمادار اول: نه داداش. فیلم باید بازیگر داشته باشه. ما این دری‌وری‌ها رو نمیندازیم رو پرده.

تهیه‌کننده اول: دری‌وری چیه قربون شکلت، پونصد میلیون هزینه‌ش کردم. تازه این همه بازیگر داریم ما.

سینمادار اول: بازیگر داریم تا بازیگر. باید بیای پیش خودم تا برات توضیح بدم که کدوم بازیگر می‌فروشه و کدوم نمی‌فروشه.

تهیه‌کننده اول: بابا آخه اینی که ما آوردیم سیمرغ بلورین گرفته و کلی واسه خودش اعتبار داره.

سینمادار اول: ملت از این خوششون نمی‌آد.

تهیه‌کننده اول: پس می‌گی چه خاکی تو سرمون بریزیم؟

سینمادار اول: نگهش دار تا ببینیم دم‌دمای پاییز می‌تونیم یک سانس بهت بدیم یا نه!

***

تهیه‌کننده دوم: ما بهترین بازیگرای تجاری و بفروش رو آوردیم و فیلم خفنی ساختیم و می‌خوایم تو عید اکرانش کنیم.

سینمادار دوم: چند تا پلاکارد زدی تو شهر؟

تهیه‌کننده دوم: حدود سی تا.

سینمادار دوم: پس همه بازیگراتو جمع کن بیان برای روز افتتاحیه.

تهیه‌کننده دوم: بیان که چی کار کنن؟

سینمادار دوم: بیان برن رو سن و آواز بخونن.

تهیه‌کننده دوم: آواز بخونن؟ مگه مطربن؟

سینمادار دوم: من نمی‌دونم. اگه می‌خوای فیلمتو اکران کنم این کار رو بکن. قبلی‌ها هم همین کار رو برام می‌کردن.

تهیه‌کننده دوم: یعنی همه صاحب‌سینماها این کار رو می‌کنن؟

سینمادار دوم: من به باقی کار ندارم. این یک شیوه تبلیغاتی مدرنه.

تهیه‌کننده دوم: تو انتظار داری من به بازیگرام چی بگم؟ بگم بیایین آواز بخونین که تبلیغ مدرن کرده باشین؟

سینمادار دوم (گوشی تلفن را برمی‌دارد و به منشی‌اش می‌گوید:) خانم لطفا تهیه‌کننده بعدی رو بفرستین تو.

***

سینمادار سوم: ببین من اهل کارهای فرهنگی هستم و هیچ خوش ندارم این فیلم‌ها رو اکران کنم.

تهیه‌کننده سوم: بابا دست وردار از این حرف‌ها. تا کی می‌خوای خودتو با این حرف‌ها سرگرم کنی؟ من یه فیلم ساختم که بالای یک میلیارد می‌فروشه و اومدم به تو لطف کنم که بذاری تو سینمات تا جلوی ورشکستگی پیش از موعدت گرفته بشه.

سینمادار سوم: من یه عمر با خوش‌نامی زندگی کرده‌ام و نمی‌خوام این آخر عمری به خاطر چندرغاز بیشتر آبرو و شرفم رو بذارم.

تهیه‌کننده سوم: فرض کن الان که این فیلم فرهنگی رو گذاشتی، حتی مگس هم جلوی سینمات پر نمی‌زنه اما اگه فیلم منو بذاری صف براش می‌کشن از این سر تا اون ور چهارراه.

سینمادار سوم: لعنت بر شیطون. می‌گم دست از سرم بردار. نمی‌خوام.

تهیه‌کننده سوم: جهنم که نمی‌خوای. التماس می‌کنن نمی‌دم حالا تو داری واسه ما کلاس می‌ذاری (رو به نوچه‌اش) اِسی! ماشینو دود کن بریم. طرف اهل معامله نیست. بذار با فیلم‌های روشنفکرانه‌ش حال کنه.

***

تهیه‌کننده چهارم: آقا ما می‌خوایم فیلم‌مونو توی گروه شما اکران کنیم.

سینمادار چهارم: پُره!

تهیه‌کننده چهارم: چی چی پره؟ الان که هنوز یه ماه مونده.

سینمادار چهارم: زنبیل گذاشتن. برو بذار باد بیاد.

تهیه‌کننده چهارم: بابا وقت دکتر که نمی‌خوام بگیرم، این جا هم که نونوایی نیست، چی پره؟

سینمادار چهارم: تو فیلمت کیا بازی می‌کنن؟

تهیه‌کننده چهارم: این طرف و این آقای محترم و این سرکار خانم و آن آقای گرامی و طرف و فلانی و بساری.

سینمادار چهارم: نُچ! نمی‌شه.

تهیه‌کننده چهارم: ببخشینا! اگه کیا بودن می‌شد؟

سینمادار چهارم: اگه خواستی سال دیگه فیلمتو برای عید بندازی رو پرده، برو سراغ مهناز افشار و محمدرضا گلزار و امین حیایی و الناز شاکردوست و محمدرضا فروتن و شیلا خداداد و مهتاب کرامتی و نیکی کریمی و پارسا پیروزفر و بهرام رادان و رضا عطاران و مهران مدیری.

تهیه‌کننده چهارم: خب خدا خیرت بده! دو تا از این‌هایی که گفتی که توی فیلم من هستن.

سینمادار چهارم: نه جونم. منظورم اینه که همشونو بذاری تو فیلمت.

غضنفر هالیوودیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها