نقش‌های‌ماندگار

شخصیت‌های فیلم‌های خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی‌شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا وابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به «تاریخ» می‌پیوندند؛ تاریخ حیات بشر. یکی از این نقش‌های ماندگار آزیتا حاجیان است که نقش دنیا را بازی کرده است.
کد خبر: ۲۴۰۴۱۱

«دنیا» در «آدم برفی»

جواد درباره‌اش می‌گوید: «خدا نصیب هیچ کافری نکنه. اون سیماش اتصالی داره. فیوز پرونده. روانش پاکه پاکه.» و اسی در بدر خطاب به چرچیل در حمایت از او: «تا دیشب خیال می‌کردم دختره شله، ادا اصولش واسه بازارگرمیه. اما دیشب فهمیدم دنیا مث آفتاب پاکه. توی ناکس با اون چشمای هیزت بس که تیر انداختی آبکشش کردی.»

خودش درباره خودش (خطاب به چرچیل) می‌گوید: «من به همه مردا شک دارم. یه اشتباه باعث خوشبختی من شد. یه اعتماد باعث بدبختی من. من یه بار به یه مرد اعتماد کردم حالا تا عمر دارم باید بسوزم. من زن خوبی بودم سربار کثافت‌هایی مث تو نمی‌شدم که نصف شبی پا شن و بیان با یه مشت دلار بخوان تنم رو بخرن.»

چرچیل هم که معلوم است از او چه می‌خواهد و این فقط بهانه‌اش است که می‌گوید: «تو رو خدا اون روسری رو هم از سرت وا کن بذار موهات یه خورده هوا بخورن برا اعصابت هم مسکنه... اون پتو رو هم از سرت باز کن حیفی اینجوری مث گل نشکفته‌ای.» دنیا اما نه فقط به خواسته چرچیل تن در نمی‌دهد بلکه تسلیم این بهانه او هم نمی‌شود چون «نمی خواهد مانکنی باشد که در هتل دور بزند و خودش را نشان بدهد.»

نه مجرد است و نه متأهل. مطلقه است و شوهرش آدم بی‌ریشه‌ای بوده که به یک لکاته خودش را باخته و او را رها کرده و رفته است. این‌ها درددل‌های دنیا است که فقط در مقابل درنا زبان به گفتن‌شان باز می‌کند. دنیا غرور دارد. غروری که بخصوص برای زن پسندیده است.

طرز فکر و اعتقاداتش را در قالب این دیالوگ‌ها می‌شناسیم: «از آمریکا هم خیلی بدم میاد... آزادی تو هر کشوری یه تعریفی داره یه محدوده‌ای داره. ما هرکجای دنیا بریم ممکنه آزادی داشته باشیم ولی محبت کم داریم... رژیم داری؟ تو غربت غم و غصه می‌خوری همه‌ش آب می‌شه!... وقتی یه زن برای سیر شدنش مجبوره عفتش رو بده جسما زنده‌س. روحا مرده.»

و اما دنیا خورشیدی از نگاه عباس: «دنیا... خورشید... مث دنیا بزرگ... مث خورشید، پاک... دنیا یه فرشته است... مث پنجه آفتاب... چه صدای گرمی... من عاشق حرف زدنشم. چقدر این خانم نجیبه. با اصل و نسبه... اون واقعا یه موجود استثناییه!» خب البته تعجبی ندارد. این توصیفات در نظر عباس به هیچ وجه مبالغه‌آمیز نیست. دنیا زندگی او را، همه دنیایش را عوض کرده و این کمترین ستایشی است که عباس می‌تواند از او بکند. آن عباسی که به اسی می‌گفت من نیامده‌ام اینجا نصیحت بشوم، نصیحت‌های دنیا طوری زیر و رویش کرد که عشق آمریکا را کامل از سرش پراند و عشق دنیا را جایگزینش کرد. شخصیت واقعی عباس عشق آمریکا که در قالب ظاهر بی‌ثبات آدم‌برفی‌وار «درنا» تجلی پیدا کرده بود جایش را به شخصیت عباس عشق «دنیا»یی می‌دهد که حالا دیگر ثبات دارد و هویت و اصالت و مردی. درنا مرد تا عباس زنده بماند و با دنیا زندگی کند. به قول خود عباس: «من باید درنا رو می‌دادم تا دنیا رو بفهمم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها