شرایط پس از انقلاب اسلامی و نوع رابطه با آمریکا همیشه با تنشهای مختلفی روبهرو بوده و این امری طبیعی است. چنان که اگر یک گروه ایرانی نیز به هر دلیلی قصد حضور در خاک آمریکا را داشته باشد، با بازتابهای مختلف سیاسی و اجتماعی روبهرو میشود. پس چگونه انتظار میرود حضور یک جمع هالیوودی در ایران را یک سفر تفریحی آموزشی بدانیم و به دیگران اجازه ندهیم حتی سخنی کوتاه در این زمینه بگویند.
هالیوود بدون استثناء یک جریان فرهنگی وابسته به سیاستهای دولت آمریکاست و مهمتر از آن مگر ممکن است یک هنرمند که نقشش آگاهی جامعه از مسائل روز است را نسبت به موضوعات مختلف جهان اطرافش بیتفاوت بپنداریم و به نوع نگاه آنان نیندیشیم. مگر در همین داخل کشور خودمان شاهد حضور هنرمندان و نقش موثر آنان در فضای سیاسی و اجتماعی نیستیم! مگر همین هالیوود نسبت به بسیاری از مسائل فرهنگی، سیاسی جهان واکنش نشان نمیدهدو آنچه میپسندد را برای مردم جهان دیکته نمیکند.
بنابراین بسیار سادهپسندانه است که فرض کنیم خانه سینما در جهت اهداف حرفهایاش جمعی را دعوت کرده تا به آموزش ایرانیان بپردازد و هالیوودیها از روی دلسوزی و محبت جمعی را به ایران فرستادهاند تا به تعامل با سینمای ایران بپردازند.
این که خانه سینما به عنوان یک صنف حق دعوت از همه متخصصان و حرفهایهای جهان را برای تعامل و گفتگو و ارتقای حرفهای خود دارد، امری طبیعی است و باید هم دست به چنین ابتکاری بزند، اما در مقابل گروهی خاص که در آثارشان به آداب، فرهنگ و اعتقادات یک ملت و توهینها و بیاحترامیها کردند، باید عزتمندانهتر و مقتدرانهتر برخورد میشد و از انفعال در مقابل رفتارها و گفتارهای آنان پرهیز میکردند و بیجهت آنان را بیگناه معرفی نمیکردند و نکته مهمتر این که چرا در میان این همه متخصصان جهانی، گروهی را پذیرا شدهاند که ملت ایران دلخوشی از رفتارهای آنان ندارند. اگر قصد ارتقا و تامل بود، نمیشد افرادی میآمدند که متخصصتر و غیرسیاسیتر بودند.
البته احترام به یک انسان و یک شهروند آمریکایی بحث دیگری است که در این مقوله نمیگنجد مگر این که معتقد باشیم هالیوود مظلومترین جریان مستقل فرهنگی است که هیچوقت بیاحترامی به مسلمانان و ایرانیان نکرده است!
محمود گبرلو