و از بچهها خواست که صدای این حرفها را بعد از او تکرار کنند. بعد از این کار دوباره روی تخته نوشت «ای مثل ایران، ی مثل میهن، ی مثل ایرانی»
و برای آنها توضیح داد که ایران میهن ماست و همگی ما ایرانی هستیم و سرزمین خود را دوست داریم و شعر قشنگی را که در کتاب بود برایشان خواند.
بچهها از این شعر خوششان آمده بود، اما فرشته کوچولو یک سوال داشت. برای همین دستش را بالا برد و پرسید: «خانم اجازه، میشه یه چیزی بپرسم؟»
«بپرس عزیز دلم»
«ایران یعنی چی؟»
خانم معلم لبخندی زد و گفت: «سوال خوبیه، ایران یعنی سرزمین آریاییها (آرینها). اونا خیلی سال قبل به اینجا اومدند و اسمش رو ایران گذاشتن، در زبان فارسی قدیم به آریایی «ایر» گفته میشد که به معنی آزاده و ایران به معنی آزادگان است. البته بچهها در مورد ایران و معنی اون مطالب زیادی هست که انشاءالله وقتی بزرگ شدین میخونین و میفهمین، باشه!»
با اینکه بچهها بعضی از حرفهای معلمشان را درست و حسابی متوجه نمیشدند، اما احساس خوبی داشتند برای همین از او خواستند اجازه بدهد شعر ایران را یک بار همگی بخوانند. خانم هم گفت: «اشکالی نداره، فقط آروم که مزاحم بقیه کلاسها نشیم.»
و همه با هم شروع به خواندن کردند: «زیبا زیبا زیباییای ایران / میهن خوب ماییای ایران»... /
رضا بداقی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)