برایش «چالهها چاه» بود... «تپهها، کوه!»
«شکست...» شناسایی یک «بنبست.»
ناامیدی را «پس» زدم... «پس» موفقم.
برای این که «رو دست» نخورد... «رو دست» همه زد.
«اوقات تلخی» باعث شد... «اوقات شیرینی» نداشته باشد!
«نشست و برخواست» با دیگران... «نرمش روابط عمومی» است.
موقع تولد، نوزاد به چه چیز «نگریست...» که «گریست!»؟
«راه راست» این است که... ابتدا با خود «روراست» باشیم... .
ظاهرا «راهی نداریم...» جز این که با زندگی «راه بیاییم.»
با خودکمانگاری یا «قربان» صدقه میرفت... یا خود را «قربانی» میدانست!
کسی که «دروغ» میگوید... «دروغگو» بودنش واقعی است!
«پول» باشد... «پارو» گیر میآید!
«تعریف» خود... «تحقیر» خود را به دنبال دارد.
وقتی «قدر» امروز را دانست... فردا «قد» کشید.
علی درویش
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.