«حمزه»در «محمد رسولالله»
اولین بار او را با ابهت و صلابتش میشناسیم. کفار مکه همین که از دور او را سوار بر اسب در حال نزدیک شدن میبینند دست از آزار مسلمین برمیدارند و با ورود او هم درصدد دفاع از خود برمیآیند و محمد را دروغگو مینامند. حمزه، دلاورمرد غیور بنیهاشم اما اینگونه پاسخ میدهد: «دروغ کجاست، حقیقت کجاست در حالی که اون هنوز حرفش رو نزده؟ من به دین برادرزادهام دراومدم. هرکی جرات جنگیدن داره بیاد با من بجنگه.» نتیجه مثل روز روشن است. همه در میروند!
زن ابوسفیان، هند، درباره او میگوید: «کی فکر میکرد حمزه با اون گردنکلفتی و شکار شیر رفتنش به محمد ملحق بشه؟» جالب اینجاست که اتفاقا همین شکار شیر رفتن، نقطه شروع ایمان حمزه به خدای محمد و اجتناب از بتها بوده است. حمزه (خطاب به محمد): «وقتی شبها برای شکار به صحرا میرم ایمان دارم که خدا رو توی خونه نگه نمیدارم.»
جنگاوریاش مایه غرور و تکبرش نشده و با افتخار در ساختن خانه پیامبر کمک میکند و خشت روی هم میگذارد. به پیامبر هم اعتراض میکند که چرا خودشان کار میکنند و ساخت خانه را به یاران واگذار نمیکنند. حمزه (در حالی که خشت را از دست پیامبر میگیرد)«یا رسولالله خیلی کار میکنید خواهش میکنم بشینید. ما که هستیم.»
حمزه ابرمرد احد است. با آن سن و سال زیادش مثل شیر میجنگد و یکتنه جماعتی را حریف است. او دلاورانه میجنگد اما ناجوانمردانه کشته میشود. هند او را سند آزادی غلامش، وحشی قرار داده و وحشی هم خوب میداند با حمزه نمیتوان رودررو جنگید. نیزه وحشی بر سینه حمزه فرود میآید و سپاه اسلام با مرگ او برمیافروزد. چه بسا همین جوشش هم باعث پیروزی اول مسلمانان در احد میشود.
حمزه ناجوانمردانه به شهادت رسیده اما حتی مرگ دلخراش این شیر بنیهاشم هم نمیتواند خیال هند را از او آسوده کند. شهادت او برای هند جگرخوار کافی نیست. هند (خطاب به جنازه حمزه): «هنوز کارم با تو تموم نشده. مرگ برای تو کافی نیست. (خطاب به وحشی) وحشی! سینهاش رو بشکاف!.» اما گویی وحشی در آن دم سینه آسمان را میشکافد. گویی آسمان میخواهد بر سر او و هند ملعون خون ببارد.
حمزه پشت و پناه رسول خدا بود و مایه امنیت و آرامش مسلمانان. در غیاب او بود که سمیه و یاسر را به شهادت رساندند، بلال را شکنجه کردند و عمار را به نظاره مرگ دردناک پدر و مادرش واداشتند. حالا او پر کشیده و نیست تا شاهد به ثمر نشستن رنجها و مصائب یاران محمد باشد و حماسه پرشکوه فتح مکه را ببیند و ندای اللهاکبر بلال را بر فراز خانه خدا، کعبه، بشنود. در عوض اگر سمیه و یاسر نخستین شهدای راه اسلام بودند حمزه یکی از مهمترین شهدای صدر اسلام است. حمزه، عموی پیامبر، بازوی اسلام، شیرمردی که مهربان بود.