در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان بی گناهان در 2 مقطع زمانی گذشته و زمان حال رخدادهایش سامان میگیرد، برای این دو بخش از سریال چه شاخصههای تصویری را مد نظر داشتید؟
ما قصد داشتیم یک افتراق بافتی برای این 2 بخش قصه در تصویر لحاظ کنیم. خیلی به این موضوع اندیشیدیم که آیا مونوتن (تک رنگ) تصاویر را ثبت کنیم یا به گونه دیگری تصاویر را سامان دهیم، چون با سه دوربین این بخش گذشته را کار کردیم؛ همسان کردن رنگهای دوربینهای مختلف یک مقدار سخت بود. اجماعی با کارگردان و تهیه کننده صورت گرفت، به این نتیجه رسیدیم که بخش گذشته را سیاه و سفید کار کنیم.
در همین بخش گذشته، چرا فصل دادگاه را رنگی کار کردید؟
اولین سکانسی که ما پارسال تصویربرداری کردیم همین فصل دادگاه بود. باید این بخش دادگاه را در زمان تدوین سیاه و سفید میکردند. بخش درگیری و سرقت بانک را ما شهریور امسال تصویربرداری کردیم. در همان هنگام تصویربرداری سکانسهای گذشته به این اجماع رسیده بودیم که تمام بخشهای گذشته چه سکانسهای دادگاه و زندان و چه سکانسهای سرقت بانک به صورت سیاه و سفید به مخاطب ارائه شود. به هر روی باید بخش دادگاه هم سیاه و سفید میشد؛ حتما تدوینگر سریال دلیلی برای رنگی کردن آن دارد. ما از ابتدا میخواستیم بخشهای گذشته را کم رنگ بگیریم تا این سکانسها با رخدادهای زمان حال داستان فرقی داشته باشد. فصل دادگاه را هنگام تصویربرداری تا جایی که امکان داشت، در خود دوربین رنگ را کم کردم.
صحنه سرقت با شیوه دوربین روی دست کار شده، برخی از پلانها به نظر میرسد به عمد ناواضح و تار ثبت شده است، در ارتباط با این سیاق ثبت تصاویر دلایل خود را شرح دهید؟
خواست خود ما ثبت این شمایل از تصاویر بود. کارگردان سریال هم خیلی فرد سختگیری بود چون خود ایشان به تصویربرداری اشراف کامل داشتند. این فلو بودن پلانها جزو کار است. ببینید شما گاهی نقشهای میکشید که جوابی بگیرید، نمیدانم ما آن پاسخ را در ثبت تصاویر این سکانس سرقت سریال گرفتهایم یا نه! ولی ما میخواستیم در این بخش از کار به سیاق فیلمهای مستند گزارشی و دوربین خبری نزدیک شود که در آن بین پلانهای فلو هم داریم. تمام تلاش گروه سازنده در این جهت بود که این ذهنیت مستند گونه را به بیننده انتقال دهد.
زومهای سریع هم در راستای انتقال حس مستند در این فصل از سرقت لحاظ شده است؟
در کارهای خبری به کار بردن این ترفندها امری عادی و بدیهی است. چون فرصتی برای مکث و تعمق ندارید روی رکورد دوربین سریع جلو میروید تا اصل موضوع را از دست ندهید. خودم کار خبری انجام دادهام. شروع کار حرفهای بنده با ثبت تصاویر خبری برای شبکه 5 رقم خورد. در این شیوه کاری زمان و سرعت عمل تصویربردار در ثبت وقایع از مهمترین وظایف اوست، چون هر لحظه مکث یا توقف تصویربردار به از دست رفتن یک موقعیت ناب خبری شاید ختم میشود.
در ارتباط با سکانس سرقت و پردازش تصویری آن، پرسشی که اکنون مطرح است، به نحوه بازخوانی سرقت از منظر چند شاهد ماجرا ارتباط دارد. ما از نگاه همه این افراد سرقت را به یک شیوه و پردازش تصویری میبینیم در حالی که منظرگاه این آدمها به سرقت هر کدام از زاویه دید متفاوتی است؟
البته این موضوعی که مطرح کردید بیشتر به نحوه نگرش کارگردان به این سکانس ارتباط دارد. الان که شما به این قضیه اشاره کردید، برای خودم من هم این پرسش منطقی به نظر میرسد، چون ما پنج نفر را در دادگاه به عنوان شاهد میبینیم که قضیه سرقت را تشریح میکنند. به نظرم حرف شما درست و منطقی است.
در فضای لابی هتل چندین مرتبه جلال را در سکانسهای مختلف میبنیم که جهت دریافت کلید اتاق یا کسب خبر به محلی که مدیر مستقر است رجوع میکند. نوری که برای چهره مدیر تعبیه شده به نحوی است که سایه سر مدیر بر دیوار مقابل توجه و تمرکز مخاطب را بیشتر از خود شخصیت جلب میکند، نمیتوانستید از این سایه به نوعی صرف نظر کنید؟
بنده اصولا از سایه شارپ بدم نمیآید. یعنی این سلیقه من است. خود کارگردان هم این سایهها را میپسندید چون اگر مقبولش نبود این سایهها را حذف میکرد. این سایهها ناخواسته نبوده همانطور که اشاره کردم این شمایل سایه را میپسندم البته سایهای که شکل آن مشخص باشد.
شمایل نوری و تصویری که برای جلال و آصف در سریال لحاظ شده است، یک نوع اطلاعرسانی و قضاوت زودرس برای این آدمها رقم زده است. فضای خانه و شرکت آصف و در نگاه کلی اغلب مکانهایی که آصف پرسه میزند پر کنتراست و با سایه و روشنهای فراوان پرداخت شده و مکانهایی که جلال به آن سرک میکشد با روشنی و کنتراست اندکی کار شده است؛ به گونهای در همان بدو امر پی میبریم آصف گناهکار و جلال بیگناه است!
حرف شما درست است. باید به این نکته توجه کنید ما در این دیار در لوکیشن واقعی کار میکنیم اما اگر امکان کار در استودیو را داشتیم، به راحتی میتوانستیم ایدهآلها و خواستههای تصویری خود را اعمال کنیم. شما در لوکیشنهای واقعی در برخی مواقع یک بخشهایی را نمیتوانید آن گونه که میپسندید کار کنید. به هر روی تصویربردار مجبور است خود را با شرایط نوری و محیطی لوکیشن مورد نظر خود وفق دهد. تصویر ایدهآلی که من دوست داشتم و از قبل هم با تهیهکننده حرف زده بودم، انجام هم نشد! من برای آصف میخواستم تا جایی که امکان دارد نه تنها از سایه و روشن در محلهایی که حضور دارد بهره ببرم حتی دلم میخواست منزل این آدم را طوری کار کنم که همیشه پشت سر این شخصیت سایه نردههای زندان باشد. درست است که این آدم از دست قانون در رفته است ولی از دست خودش که نمیتواند بگریزد. این مولفه و شاخصه تصویری را خیلی دلم میخواست برای آصف در همه محلها لحاظ کنم ولی امکانش میسر نشد.
چند مرتبه لیلا را در اتاق مادر بزرگ میبینیم که با پیرزن درد دل میکند، تصویر لیلا را اغلب در حالت سیلوئیت (ضد نور) میبینیم. در صورتی که لیلا آدم مثبت و پاک داستان میان انبوه اشخاص آبزیرکاه و گناهکار دور و اطرافش است؛ این شمایل تصویری که از او ارائه دادید با مولفههای شخصیتی لیلا همسو نیست !
واقعیت این است که یک زمانهایی من به روابط منطقی تصویری که شما نظر دارید، بدین شکل نگاه نمیکنم. البته این نوع نگرش و تحلیلی که شما ارائه دادید برای خودم هم جالب است. الان دارم به این قضیه فکر میکنم که چه خوب است بنده هم در مقام تصویربردار یک مقدار منطقی به روابط آدمها و رخدادها بیندیشم. در حقیقت گاهی اوقات خیلی منطقی به قضایا نظر ندارم چون در همان لحظه به این فکر میکنم که به فرض اگر هنرپیشه این شکل روی تخت بنشیند و در فضای ضد نور قرار بگیرد قاب زیباتری خواهم داشت. در ارتباط با این صحنهای که اشاره کردید بیشتر زیبایی قاب مد نظرم بود تا مناسبات و روابطی که در داستان برای شخصیت ترسیم شده است.
در فضای ادارهها و شرکتهای داخلی با انبوهی از نورهای مهتابی مواجه هستیم با این مهمانهای ناخوانده چگونه کنار میآیید؟
به طور معمول سعی میکنم بیمارستان، مکانهای اداری و خدماتی اینچنینی را از شکل معمول آن خارج نکنم تا جایی که مقدور است از شخصیت نوری که خود آن فضا دارد بهره برده و اندکی تقویتش میکنم. مهتابی قابلیتهای خوبی دارد. معمارهای ما خیلی شلخته از مهتابی در فضاهای داخلی استفاده کردهاند ولی از مهتابی در کارهای تصویری میتوان بهرههای بهینهای برد. اگر به فیلمهای معاصر هالیوودی دقت کنید در ادارههای آنان سقفها پر از مهتابی است و میبینید که چقدر قشنگ فیلمبردارها از این مهتابیها استفاده میکنند.
یکی از شاخصههای بصری سریال بیگناهان بهره بردن از نماهای دور در ساختار کلی اثر است، تکافتادگی و تنهایی آدمها در برخی از لوکیشنهای خارج از شهر مقبول در آمده است. اما در جعبه جادو و قاب کوچک تلویزیون این نماهای دور که در سازمان بصری سریال لحاظ شده، زیاد دیده نمیشود و برای مخاطب عام جذبه آنچنانی ندارد. به نظر شما تعداد نماهای دور زیاد است؟
بله! به عنوان نمونه سکانسی که آصف خارج شهر میرود تا زمین را از چنگ پیمانکاران ورشکسته در بیاورد با نماهای دور کلیت ورود و خروج او به این جغرافیا پوشش داده شده است. به نظرم تلویزیون مدیوم کلوزآپ و نمای متوسط است!
بله من هم این ایده را قبول دارم.
این شکل بهرهوری از نماهای دور در سینما کارکرد دراماتیک تری نسبت به تلویزیون دارد، لحاظ کردن نماهای دور با اندازه زمانی طولانی بیننده تلویزیون را بیشتر پس میزند!
درست است. در تلویزیون 14 اینچ چیزی دیده نمیشود. البته خودم گمان نمیکنم که نماهای دور سریال زیاد باشد. به هر حال از دید بنده در مقام تصویربردار و یا کارگردان این نماهای دور به قاعده بوده است. با این وجود همین تبادل اندیشه است که به هنرمند میفهماند که نقطه ضعف یا قوت کارش کجاست.
شما تصویر برداری سریال اولین شب آرامش را به عهده داشتهاید، نقاط اشتراک و افتراق بین 2 سریال اولین شب آرامش و بی گناهان را در چه مولفههایی میبینید؟ به نظرم نقاط اشتراک این دو سریال خیلی بیشتر از تفاوتهای آن است !
به هر روی هر دوی این سریالها را یک نفر کار کرده است، یا به واقع میتوان گفت یک گروه در ساخت این 2 سریال مشارکت داشتهاند. در نتیجه شباهتهای کار به نظرم باید زیاد باشد. از زاویه دید خودم بخواهم رویه کاریم را بسنجم به پختهتر شدنم در این تجربه تازه میتوانم اشاره کنم.
صحنههای رانندگی را با کارمانت پوشش میدهید؟
بله، برخی از صحنهها را خودم رانندگی میکردم به عنوان مثال صحنهای که آدمها در بیوک هستند خودم رانندگی و تصویربرداری کردم. بیشتر صحنههای تعقیبی را خودم گرفتم. پشت فرمان مینشستم و همزمان تصویر میگرفتم.
از کروماکی برای پوشش صحنههای رانندگی بهره نمیبرید؟
صحنههای ماشین سواری را در کروماکی اگر ایدهآل بخواهید در آورید 4 برابر آن چه که در واقعیت رخ میدهد باید پول، انرژی و زمان بگذارید. این امر متاسفانه در حوصله سریال نمیگنجد والا شیوه درست، بهره بردن از ترفند کروماکی برای تصویربرداری صحنههای ماشینسواری است.
در مجموع تجربه بی گناهان را چگونه ارزیابی میکنید؟
تصویربرداری سریال 9 ماه طول کشید. احساسم این است کار قبلی ما اولین شب آرامش چه در مقابل خواص و چه در برابر عوام با اقبال بیشتری مواجه شد. به هر روی در این دیار داستانهای جوان پسند بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. در قصه بی گناهان یک مقدار به پیرمردها روی خوش نشان داده شده است، پیرمردهای ما هم اصولا حوصله فیلم نگاه کردن ندارند. به نظرم رخدادهای داستان به گونهای با این شمایل از آدمهایش یک مقدار تلف شده است. به هر حال اگر داستان 3 دوست 18 ساله را روایت میکردیم خیلی بهتر میان مردم جا میافتاد. چون مردم دوست دارند که به قصههای جوانان نگاه کنند.
زحمت تصویربرداری عنوانبندی برنامه تیک تاک را شما کشیدید، این پلان بلند را چگونه سامان دادید؟
یک روز آقایی با بنده تماس گرفت و از ما خواست این پلان را برای ایشان بگیرم. من به دفتر ایشان رفتم تا اطلاع دهم که این کار را انجام نمیدهم، ولی این قدر از منش صفاریانپور خوشم آمد که این پلان را برای او ثبت کردم. فارابی یک کرین بزرگ دارد که تنها کرین عظیم ایران است. عنوان بندی تیک تاک همین یک پلان است. این پلان حاصل فکر خوب فواد صفاریانپور است. قرار بود این پلان را یک شب برویم تمرین کنیم و شب دیگری تصویربرداری را انجام دهیم. در همان شب تمرین به صفاریانپور گفتم که پلان نهایی را همان موقع بگیریم چون تعداد زیادی هنرور، ماشین آتشنشانی و عوامل پشت صحنه در محل حضور داشتند. ده پانزده بار تمرین کردیم و در نهایت پنج مرتبه هم تصویر گرفتیم. خودم این برنامه را دوست دارم. هم کار خوبی در آمده و هم عنوان بندی قشنگی دارد.
اکنون مشغول ثبت تصاویر چه کاری هستید؟
این روزها به ساخت تیزرهای تبلیغاتی میپردازم. هر 2 سال یک مجموعه تلویزیونی کار کنم برایم کافی است. با هر گروهی کار نمیکنم؛ تمایلی به انجام کارهای پرشتاب و عجلهای ندارم. واقعیت تلخی که وجود دارد این است که پول سریال خیلی کم است. در یک سیستم این شیوه کار کردن خوب است که امروز سریال تمام شد، هفته بعد در سریال دیگری کار تازهای را آغاز کنید؛ از آنجا که بنده میخواهم گزیده کار کنم این است که دستمزد سریال زیاد برایم منفعت ندارد. به خاطر همین هرازگاهی با آن کارگردان و گروهی که دوست دارم همکاری میکنم.
علی احسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: