این یک بازی و فریب است، اعلام آتشبس از طرف اسرائیل برای این بودکه در مراسم آغاز کار باراک اوباما همه چشمها متوجه خیابانهای واشنگتن باشد نه غزه. کاندی (کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا) و لیونی (وزیر خارجه اسرائیل) فکر کردند موافقتنامه جدید آنان درباره نظارت بر تسلیحات که آن را بدون حضور و شرکت حتی یک عرب امضا کردند، موثر خواهد بود.
دبیرکل سازمان ملل از این متارکه یکجانبه استقبال کرد. بزرگان و نیکان برای اجلاس سران در شرمالشیخ گرد آمدند. فقط با خود حماس مشورت نشد و نمایندهای در آن حضور نداشت، کاری که باعث بروز مشکلاتی در خود این طرح شد. اول، حماس پیش از اعلام آتشبس خود، راکتهای بیشتری به اسرائیل شلیک و به این ترتیب ثابت کرد که اسرائیل در تحقق نخستین هدف خود از این جنگ، یعنی متوقف کردن حملات راکتی حماس، شکست خورده است. سپس قاهره این معامله را جدی نگرفت. چون هیچ کس خیال نداشت تجهیزات الکترونیکی برای نظارت در خاک مصر برپا کند و هیچ رهبر اروپایی که به شرمالشیخ رفته بود پیشنهاد نکرد که اگر اسرائیل، اتحادیه اروپا و آمریکا به محاصره غذایی و سوختی غزه خاتمه دهند ممکن است به بازماندگان آن کمک شود.
اسرائیل پس از کشتن صدها زن و کودک با اعلام آتشبسی یکطرفه که از نظر آنها حماس قطعا آن را نادیده میگرفت، بار دیگر طرف خوب این ماجرا وانمود شد، اما اوباما روز سهشنبه راضی خواهد بود. آیا به خاطر او نبود که اسرائیل ناگهان خواستار آتشبس شد؟
اعتراضات مصر ممکن است کاری نمایشی باشد؛ آمریکا سال گذشته 18 میلیون پوند خرج کرد تا نیروهای امنیتی مصر را تعلیم دهد مانع از قاچاق اسلحه به غزه شوند و چون اقتصاد مصر با کمک آمریکا روی پای خود ایستاده است، فساد رژیم آن را نادیده میگیرد و به حمایت از حسنی مبارک ادامه میدهد، آن ها به طور قطع در آینده نزدیک سازش خواهند کرد. مردم جهان (اگرچه نه رهبران پرادعای آن) با فلسطینیان بشدت ابراز همدردی کردند، اما سیاستمداران اروپا، طبق معمول نشان دادند به طرز ناامیدکنندهای با خواستههای مردم خود فاصله دارند و تاریخ را نیز کاملا فراموش کردهاند. این که شلیک راکتهای حماس نتیجه محاصره غذایی و سوختی غزه بود، این که اسرائیل روزهای 4 و 17 نوامبر آتشبس اعلام شده خود با حماس را شکسته بود. آنان این واقعیت را فراموش کرده بودند که حماس در انتخابات 2006 به پیروزی رسید اگرچه اسرائیل تعدادی از پیروز شدگان در آن انتخابات را کشته است.
از این گذشته صلحسازان شرمالشیخ وقت چندانی ندارند تا درباره مدرسه های سازمان ملل در غزه فکر کنند که اسرائیلیها آنها را ویران کردند و همه غیرنظامیانی را که در آنها پناه گرفته بودند، کشتند.
طفلک بان کی مون پیر، او سعی کرد پیش از اعلام آتشبس با اعلام این که نظامیان اسرائیلی بسیار «غیرقابل قبول» عمل کردهاند و باید برای بمباران مدرسه «مجازات» شوند سخنی بگوید. باز جای امیدواری بود. وی در مصاحبه مطبوعاتی در بیروت اعتراف کرد نتوانسته برای شکایت با وزیر خارجه اسرائیل تماس بگیرد.
رقتانگیز و تاسفبار بود. وقتی از دبیرکل پرسیدم آیا در فکر تشکیل دادگاه جنایات جنگی در غزه است گفت این به عهده او نیست «تصمیم» بگیرد، اما فقط عده کمی از روزنامهنگاران زحمت شنیدن حرفهایش را به خود دادند و همکاران او هم داشتند پرچم سازمان ملل را از روی میز جمع میکردند.
آنچه هیچ کس، نه اعراب، نه اسرائیلیها و نه مردان بسیار جدی و پرادعای اروپایی که در شرمالشیخ بودند متوجه آن نشدند این بودکه اجلاس شرمالشیخ در روز نودمین سالگرد افتتاح کنفرانس صلح پاریس تشکیل شد که خاورمیانه مدرن را ایجاد کرد. یکی از موضوعات اصلی کنفرانس صلح پاریس تعیین «مرزهای فلسطین» بود. پس از آن، پیمان ورسای منعقد شد و ما میدانیم که بعد چه شد. بقیه واقعا تاریخ است.
نوشته: رابرت فیسک
مترجم: علی کسمایی