حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آغوش دشت و در داغ کویر لوت
با دودی از فسفر پیراهن شب پُر
بر خشت بیآجر، خون دکمه یاقوت
موسی ببین اکنون از قله صهیون
سیلابه افسون سحرابه هاروت
بفکن عصایت را، چوب خدایت را
زین سامری بشکن گوساله فرتوت
از یاد رفت آسان الواح ده فرمان
بنشسته بر یک خوان فرعون با طاغوت
از خنجر قابیل، در گل نهان هابیل
کو شاخه زیتون؟ زیبنده ناسوت
کار جهان قال است، کور و کر و لال است
سوداگران ساکت! مرگآوران مبهوت!
قرآن نمیمیرد، نقصان نمیگیرد
این چلچراغ عرش، این کوکب لاهوت
در شهر بیتکریم مردن به از تسلیم
امروز اگر غزه ... فردا اگر بیروت ...
خسرو احتشامی هونهگانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....