در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«مثالهای دیگهای هم هست فلورانس دوره خاندان مدیچی، انگلستان عصر الیزابت، اسپانیای دوران امرای قرطبه یک فوران اصلاحات اجتماعی هم بین یهودیهای قرن هفتم و هشتم قبل از میلاد وجود داشته منظورم رو میفهمید؟.»
بلوشتاین سری به تصدیق تکان داد و گفت: «انگار تاریخ سوژه مورد علاقهتونه.»
«چرا نباشه؟ گمون کنم هیچ قید و بندی وجود نداشته باشه که من خودم رو به مقاطع اتمی و مکانیک امواج محدود کنم.»
«به هیچ وجه خواهش میکنم ادامه بدید.»
«اولش تصور کردم با مشورت با متخصص تاریخ از ذات حقیقی چرخههای تاریخی بیشتر سر دربیارم چند جلسه با یه تاریخدان حرفهای گذاشتم وقت هدر دادن بود!.»
«اسمش چی بود؟ اسم این تاریخدان حرفهای؟.»
«مگه مهمه؟.»
«شاید هم نباشه، اگر بخواید شخصی تلقیاش کنید چی بهتون گفت؟.»
«گفت اشتباه میکنم؛ تاریخ فقط به نظر میرسه با جهش ناگهانی پیش میره گفت اگر تمدنهای عظیم مصر و سومر رو دقیقتر مطالعه کنم معلوم میشه که یکدفعه از ناکجا سر در نیاوردن، بلکه بر پایه خردهتمدنهای تکامل یابنده قبلی که خودشون هم هنرها و صنایع بغرنجی داشتند گفت آتن دوران پریکلس روی شالوده آتن ماقبل پریکلس که دستاوردهای کمتری داشته بنا شده و بدون اون پریکلس هم در کار نبوده.
«ازش پرسیدم پس چرا یه آتن مابعد پریکلسی با دستاوردهای بیشتر در کار نبوده؟ و اون هم جواب داد که آتن رو طاعون و جنگ طولانی با اسپارتیها نابود کرد من درمورد مابقی جهشهای فرهنگی سوال کردم و هر بار یک جنگی پیش میاومده که اون جهش فرهنگی رو از بین میبرده یا حتی توی برخی موارد همراه با جهش فرهنگی رخ میداده اون تاریخدان هم مثل بقیه بود حقیقت جلو چشمش بود؛ فقط باید دست دراز میکرد و برش میداشت؛ اما این کار رو نمیکرد.»
رالسون به کف زمین زل زد و با صدای خسته گفت: «دکتر! گاهی توی آزمایشگاه میآن سراغم و میگن (چطوری آخه از دست اثر فلانچیز خلاص بشیم که همه محاسبات و اندازهگیریهامون رو به هم ریخته، رالسون؟) دستگاهها و دیاگرامهای سیمکشیاش رو نشونم میدن و میگم (اینکه داد میزنه! چرا فلان کار رو و فلان کار رو نمیکنید؟ از بچه هم بپرسی بهت میگه) بعد راهم رو میکشم و میرم چون تحمل بهت قیافههای ابلهانهشون رو ندارم یککم بعد دوباره میآن پیشم و میگن (جواب داد، رالسون چطوری فهمیدی؟ نه نمیتونم بهشون توضیح بدم دکتر انگار بخوام توضیح بدم آب خیسه به تاریخدان هم نمیتونستم توضیح بدم به شما هم نمیتونم وقت تلف میکنم.»
«میخواید برگردید اتاقتون؟.»
«بله.»
بلوشتاین نشست و تا چند دقیقه بعد از این که آمدند و رالسون را بردند سر جایش نشسته بود و فکر میکرد انگشتانش ناخودآگاه کشوی سمت راست بالای میزش را پیدا کرد و نامهبازکن را درآورد انگشتانش با کارد ورمیرفت.
سر آخر تلفن را برداشت و تلفن ثبتنشدهای را که به او داده بودند گرفت.
گفت: «بلوشتاین هستم یه تاریخدان حرفهای هست که یه زمانی قبلا با دکتر رالسون صحبت کرده، شاید تقریبا یک سال پیش اسمش رو نمیدونم حتی نمیدونم جایی توی یه دانشگاه هم هست یا نه اگر پیداش کنید دوست دارم باهاش یه گپی بزنم.»
نویسنده: آیزاک آسیموف
مترجم: حسین شهرابی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: