پس چند تا؟!

یک داستان تا چه اندازه می‌تواند کوتاه باشد و باز هم داستان خوبی باشد؟ مجموعه «داستان‌های 55 کلمه‌ای» می‌خواهد به این سوال جواب بدهد. تنها ویژگی مشترک همه داستان‌های این مجموعه این است که از 55 کلمه تشکیل شده‌اند، اما موضوع‌هایش خیلی متفاوت است.
کد خبر: ۲۲۴۲۵۷

داستان‌های کوتاه کوتاه یا فلش فیکشن‌های این مجموعه سعی می‌کنند عمق و تاثیرگذاری‌اشان را جور دیگری بیشتر با ضربه‌زنندگی نشان بدهند. برای همین است که موضوعشان بیشتر حول چیزهایی مثل قتل و جنایت و این جور چیزها می‌چرخد که می‌تواند در همان زمان مختصر، خواننده‌اش را شوکه کند و هر جور شده با پایان غیرمنتظره رویش تاثیر بگذارد.

گردآورنده داستان‌ها استیو ماس، شریک و ویراستار روزنامه نیوتایمز است و هر سال در این روزنامه مسابقه‌ای را برای همین داستان‌های 55 کلمه‌ای برگزار می‌کند. او در مقدمه هم گفته این مجموعه‌ای است از بهترین کارهایی که در طول چند سال برای این مسابقه فرستاده‌اند.

داستان‌ها در زبان انگلیسی 55 کلمه بوده‌اند و در ترجمه طبعا این خاصیت اصلی‌اشان را از دست داده‌اند. حتی از دست رفتن جذابیت و معنی بعضی داستان‌ها که بر جذابیت‌های زبانی استوار بوده‌اند، باعث شده مترجم از خیرشان بگذرد.

شاید فکر کنید داستان نوشتن با 55 کلمه که کار خیلی راحتی است؛ ولی اگر تجربه داشته باشید می‌دانید که کم نوشتن خیلی سخت‌تر است از زیاد نوشتن. حتی خود استیو ماس هم اعتراف کرده که این جور نوشتن، اعصاب خردکن است، ولی توضیح نداده که چرا 55 کلمه؟ این سوال ، آدم را یاد بازی «یه مرغ دارم روزی فلان قدر تخم می‌کنه» می‌اندازد و این که هر کس بدون توجه به استعداد و توان و ظرفیت و خورد و خوراک مرغ بیچاره هر جور عشقش می‌کشد برایش تعیین تکلیف می‌کند و دور و تسلسلی که معلوم نیست آخرش به کجا می‌رسد.

کلی‌ترین و در عین حال جامع‌ترین تعریف داستان کوتاه یعنی «برشی از زندگی» دقیقا در همین داستان‌های کوتاه کوتاه یا فلش فیکشن‌هاست که مصداق پیدا می‌کند.

در عین حال نباید از آنها انتظار داشته باشید به اندازه یک داستان معمولی که البته در مورد تعداد کلمات آن هم هنوز توافق خاصی نیست و نظریه‌پردازان مختلف چیزهای متفاوتی را درباره‌اش می‌گویند، تاثیرگذار و به یادماندنی باشد.

با این حال جان می‌دهد برای وقت‌هایی که به میله‌های مترو یا اتوبوس آویزانید و هیچ کاری هم ازتان برنمی‌آید. شاید برای همین است که بزنم به تخته این کتاب امسال چاپ هفتمش را تجربه کرده. دوزبانه بودنش هم یک تیر و دونشان است برای آنهایی که هم داستان و فلش فیکشن دوست دارند و هم زبان کار می‌کنند.

جابر تواضعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها