من که ترمی است در استرس مشروطی جان سپردم
در حسرت نیم نگاه مهربانانه 10
سیگما بگیر از هر چی ایکسه در قلبه مردهام
ای غریبانه جبر چه دیر آمدهای
دردی ماگزیمم تر از تو جانم ستانده است
جبر را ولش پس الگوریتم را بچسب
روحم قضیه فشار و جانم جورج توماست!!! شدست
فریاد غریبانه من از کتاب سیلور حجیم
فرصت وبلاگنویسی را ز من ستانده است.
ای غریبانه فارسی بیهوده مران
امروز در برنامه هفتگیمان جای تو مرده است
هر لحظه به سمت الگوریتم و ارائههای آن
صد مرتبه بر کله خود میکوبم و از رشته خود مینالم
ای غریبانه ساعت سهشنبهها کمی زودتر برو
میخواهم بروم نسل 3 بخرم جان من بدو
من دانشجوی بیمستمری بیش نیستم
دیگر توان دیدن انتگرال ندارم جانم رها کن راه خودت را برو
ای غریبانه بیست به سراغ من چرا نمیآیی؟
قول میدهم ندزم از سلف قاشق من باز
ای هم قطاران ایکس چرا بر سرم حمله میکنید؟
نمی ارزد این حرفهای من حتی به یک غاز
ای غریبانه انتگرال ماست هم آن موقع با تو طعم دیگری داشت
دم در آوردی و چندگانه شدی برای ما
ابتدایی کجایی یادت بخیر هوایت رنگ دیگری داشت
مهدی مرمضی 21 ساله از اهواز: تمام آروزهای من برای یک نفر است. آرزوی من این است که دو روز طولانی در کنار تو باشم. فارق از پشیمانی. آروزی من این است که تو مثل یک سایه سرپناه من باشی. آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده. آرزوی من این است در لحظههای هوشیاری، هستی تو من باشم. آرزوی من این است تو غزال من باشی تک ستاره روشن در خیال من باشی. آرزوی من این است زیر سقف این دنیا، من برای تو باشم، تو برای من. آرزوی من این است از سفر نگویی تو، تو هم آرزویی کن، اوج آرزویی کن!
( اولتیماتوم: این آخرین آرزوی عشقولانهای بود که اینجا چاپ کردیم. بابا جای این حرفها به خدا صفحه قبلیه، ما را با این جماعت شترگاوپلنگی اینقدر در نیندازید. بزنید توی کار آرزوهای فان، مثلا همین شخص بنده الان آرزو دارم آی بخوابم... آی بخوابم....)
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)