هماکنون در کشور ما یک میلیون و 200 هزار معلول در کشور شناسایی شدهاند که 650 هزار نفر از آنان تحت پوشش سازمان بهزیستی بوده و از خدمات توانبخشی بهرهمند میشوند و همچنین 227 هزار نفر نیز کمک هزینه نگهداری دریافت میکنند.
همچنین حدود 53 هزار و 146 معلول (سالمند، بیمار روانی مزمن، معلول ذهنی، جسمی، حرکتی و حسی) در 949 مرکز ساماندهی شدهاند و از خدمات مراکز بهرهمند میشوند.
کنوانسیونی برای معلولان
کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان اولین کنوانسیون سازمان ملل در هزاره سوم است که پس از 5 سال کار کارشناسی در دهم فروردین امسال در مجمع عمومی سازمان ملل در 50 ماده و 18 ماده الحاقی به تصویب رسید.
براساس این کنوانسیون کشورهای عضو، تضمین و تعهد میدهند که معلولان کشورشان از حقوقی همچون دسترسی به عدالت، رهایی از شکنجه یا رفتارهای بیرحمانه، شرکت در اجتماع، سلامتی، توانمندسازی، آزادی انتخاب، استقلال فردی و برابرسازی فرصتها برخوردار باشند. کنوانسیون جهانی حقوق معلولان همچنین در بندهای دیگر خود تاکید میکند که دولتهای عضو باید موانع زندگی عادی معلولان را شناسایی و حذف کنند همچنین از کشورها خواسته شده است که حق استاندارد مناسب زندگی و حمایت اجتماعی شامل اسکان دولتی، تسهیلات خدمات عمومی و دسترسی به اطلاعات برای معلولان گسترش یابد.
براساس این کنوانسیون همچنین تبعیض در ازدواج و روابط شخصی و خصوصی برای معلولان حذف میشود، معلولان از حق انواع خدمات آموزشی، سلامت و بهداشت با کیفیت و رایگان مانند دیگر افراد برخوردار میشوند و پیگیری این حقوق وظیفه دولتهاست.
این کنوانسیون بسیار کلان نگرتر از قانون جامع حمایت از معلولان است و مطالب زیادی در مورد دسترسی معلولان به همه امکانات جامعه مانند مردم عادی، حق آموزش و دیگر حقوق مادی و معنوی دارد در حالی که قانون جامع حمایت از معلولان بیشتر به وظایف سازمان بهزیستی و دستگاههای اجرایی در مورد معلولان اشاره میکند.
در همان روز تصویب این کنوانسیون جهانی 88 کشور جهان به طور کامل این کنوانسیون را امضا کردند و 44 کشور دیگر با حق تحفظ و به صورت مشروط آن را امضا کردند تا بعدا بتوانند با تصویب مجالس قانونگذاری خود مواردی را که با قوانین داخلی، عرف و مذهبشان مغایرت دارد برای اجرا در کشور خودشان اصلاح کنند.
کنوانسیون حقوق معلولان در بین 8 کنوانسیونی که تاکنون سازمان ملل تصویب کرده است، ویژگیهای استثنایی دارد که آن را متمایز میکند، اول این که اولین کنوانسیونی است که خود معلولان به عنوان افراد درگیر کنوانسیون در تدوین آن نقش داشتند و دوم اینکه این کنوانسیون که اولین کنوانسیون هزاره سوم سازمان ملل است در روز اول با پیوستن 132 کشور مواجه شد که در هیچ کدام از کنوانسیونهای قبلی سابقه ندارد.
کشورهای زیادی در جهان و منطقه ما بخصوص کشورهای عربی به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان پیوستهاند و یک مورد جالب آن کشور جامائیکا در آمریکای جنوبی است که نهتنها در روز اول به کنوانسیون پیوست بلکه در همان روز نیز آن را در پارلمان خود به تصویب رساند و از این جهت اولین کشور شد.
نام ایران با وجود داشتن قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، در جمع امضاکنندگان این کنوانسیون خالی بود.
براساس قانون اساسی ایران موارد مربوط به پیوستن ایران به پروتکلها و کنوانسیونهای بینالمللی ابتدا در دولت تصویب میشود و بعد به مجلس میآید.
لایحه تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت بنا به پیشنهاد وزارت رفاه و تامین اجتماعی در جلسه مورخ 13/6/87 به تصویب هیات وزیران رسیده و تقدیم مجلس شده بود.
خوشبختانه لایحه دولت براساس ماده 102 آییننامه داخلی با بیش از 180 امضاء از طرف نمایندگان در اولویت قرار گرفت و در صحن مجلس مطرح شد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی در آستانه روز جهانی معلولان به دولت اجازه دادند تا ایران به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت بپیوندد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز 13 آذر امسال لایحه تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را که بنا به پیشنهاد وزارت رفاه و تامین اجتماعی در جلسه مورخ 13/6/87 به تصویب هیات وزیران رسیده بود بررسی کردند و آن را با 180 رای موافق به تصویب رساندند.
نیاز به فرهنگسازی
مشکل معلولان فقط مشکلات مالی نیست. مشکلات فرهنگی است که در سطح جامعه وجود دارد، نگرش افراد و ارزشهایی که در حال حاضر برای یک فرد ایدهآل تعریف میشود، همه و همه مسائلی هستند که حتی اگر مشکلات مالی مرتفع شود، معلولان را به حقوقشان نمیرساند. آنها مانند دیگر اعضای جامعه حق دارند یک زندگی عادی و برخوردار از خدمات ویژه را داشته باشند، اما شرایط فرهنگی این اجازه را به آنها نمیدهد.
بسیاری از معلولان از کودکی در شرایط نامناسب آموزشی کشور ایزوله میشوند. آنها در سیستم آموزشی کنونی به مدارس جدا از مدارس افراد معمولی میروند. یعنی درست از زمانی که جامعهپذیری آنها آغاز میشود. عدم برنامهریزی جامع و آیندهنگر ما باعث میشود آنها جدا از جامعه پرورش پیدا کنند، در نتیجه در بزرگسالی نیز نمیتوانند به راحتی در جامعه کلانتر از مدرسه که همه اقشار در آن حضور دارند، به زندگی ادامه دهند.
یک روز در سال
اعلام سال 1981 میلادی به عنوان سال جهانی معلولان توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد یکی از نقاط عطف در نگرش به معلولان بود. در سال بعد، فاصله سالهای 1992 - 1983 دهه جهانی معلولین نام گرفت تا کیفیت و شرکت فعالانه و همهجانبه افراد معلول را در زندگی اجتماعی گسترش ببخشد.
قانون برنامه جهانی در ارتباط با معلولان که در سال 1982 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید چارچوب بینالمللی را برای الحاق و انضمام مسائل مربوط به انواع معلولیتها به یک برنامهریزی ملی را فراهم میآورد. در سال 1992 قوانین استاندارد در زمینه برابرسازی مجالها و فرصتهای زندگی برای افرادی که با انواع معلولیتها دست و پنجه نرم میکنند قانون مذکور افزوده شد تا به منزله مکمل آن بوده و موجب قوام آن شود.
سوم دسامبر (13 آذر) برای نخستین بار در سال 1992 به منظور گرامیداشت سالروز تصویب قانون برنامه جهانی در ارتباط با معلولان از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی معلولان اعلام شد.
این روز زمانی است برای برپایی جشن و ارج نهادن به تجارب و تواناییهای مردمی که با معلولیتهای گوناگون دست و پنجه نرم میکنند. هدف از این اقدام ارتقای رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف و افزایش آگاهیها بوده است که باید از مساله پیوستن معلولان در تمامی جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود، اما آیا تنها یک روز در سال باید به این موضوع اندیشید؟
مشکل اشتغال
مشکلات بسیاری از معلولان از نقطهای تشدید میشود که نیاز به اشتغال پیدا میکنند. درصد بسیار زیادی از معلولان جسمی حرکتی توانایی انجام کار دارند، اما آنها برای اشتغال نیز مشکلاتی به مراتب بیشتر از هزینههای نگهداری و زندگی دارند.
معلولان در جامعهای که افراد سالم برای داشتن شغل با مشکل مواجهند چطور میتوانند شغلی مناسب خود پیدا کنند، آن هم در زمانی که فضای شهر اجازه هیچ نوع آموزشی را به آنها نداده است. در نتیجه فقر مسالهای است که گریبانگیر این عده از افراد خواهد شد.
طبق قانون، 3 درصد از سهمیه استخدامیها باید به معلولان تعلق بگیرد، اما این که چقدر این قانون عملی میشود جای بحث و تردید دارد. ضمن این که با محدود شدن استخدامهای دولتی عملا این سهمیه کمتر نیز میشود. سازمان بهزیستی برای ترغیب بخش خصوصی در بهکارگیری معلولان طرح پرداخت حقوق ترمیمی به معلولان اشتغال یافته در بخشهای مزدبگیری را آغاز کرده است.
به موجب این طرح هر کارفرمایی که معلول سازمان بهزیستی را به کار گیرد، سازمان بهزیستی، 50 درصد حقوق کارگرش را به مدت 5 سال پرداخت میکند. البته این 50 درصد حقوق به حساب کارفرما واریز میشود نه کارگر و طی فرمولی، دو سه ماهه یکبار، کارفرما با سازمان بهزیستی تسویهحساب میکند و در پایان 5 سال در صورتیکه کارفرما علاقهمند به ادامه کار با این کارگر باشد کل مابهالتفاوت را که در این 5 سال پرداخت کرده، سازمان بهزیستی به کارفرما عودت میدهد.
مشارکت در جامعه
معلولان اغلب از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهره نمیبرند و برای سالها حقوق این افراد نادیده انگاشته شده است. احتمال بیکار بودن آنان بیشتر است و میزان مرگ و میر بالاتری در مقایسه با عموم مردم دارند، اما این حق طبیعی آنان است تا در سراسر جهان بتوانند در چرخه توسعه شرکت کرده و از آن بهره ببرند. مشارکت برابر معلولان؛ به معنی ایجاد شغل، آموزش، بهداشت، اطلاعات و سایر خدمات برابر با افراد سالم است.
آرش امینزاده کارشناس مدیریت توانبخشی در این خصوص میگوید: یک فرد ویلچری برای بالا رفتن از پلکانی که شما هر روز به راحتی و بدون فکر کردن از آن بالا میروید، دچار مشکل اساسی است. سطح شیبدار، البته در صورت استاندارد بودن از نظر جنس، زاویه شیب، عرض، نردهدار بودن و... به یک فرد ویلچری این قابلیت را خواهد داد که او نیز بدون اندیشه زیاد خود را به همان مکانی که شما رسیدهاید برساند. شاید بر این عقیده باشید که یک معلول ویلچری با کمک گرفتن از دوست سالم خود خواهد توانست از پلکان هر ساختمانی بگذرد ولی در جواب باید بگویم که هدف غایی توانبخشی رساندن فرد معلول به حداکثر استقلال ممکن است. بیندیشید که چقدر دشوار خواهد بود اگر شمای سالم در اثر قطع شدن انگشتان دست راستتان مجبور باشید برای نوشتن هر مطلب کوچکی سایه دوستی را بالای سر خود حس کنید. آیا در این صورت ترجیح نخواهید داد که با تمرین و ممارست به یک چپ دست ماهر تبدیل شوید؟
دعوا بر سر راه
معلول کسی است که به دلیل شرایط جسمی یا ذهنی خود به ناچار مجبور است در برخی امور زندگی خود از دیگران کمک بخواهد. هر چند در امور دیگر مستقل و شاید برتر از دیگران باشد. متاسفانه نگاه جامعه از توجه به این قشر تبدیل به ترحم شده است. این مشکلی است که علاوه بر مشکلات موجود معلولان را آزار میدهد.
«کسی که برای انسانیت خود اشراف دارد ناتوان نیست و در فرهنگ و اعتقادات ما استعدادهای انسانی مورد توجه است و به اندام و جسم او کمتر ارتباط دارد.» این اعتقاد رئیسجمهور کشورمان است.
احمدینژاد با اشاره به اینکه شخصیت انسانی اندیشیدن است میگوید: من با واژه معلول موافق نیستم چرا که این واژه آدمی را به سمت ترحمهایی که تخریبکننده است سوق میدهد.
میافزاید: توانمندیهای با ارزشی که از درون انسان میجوشد و استعدادهای او را نمایان میکند و همیشه پایدار میماند، اصالت دارد و هیچگاه نباید معلولیت، نقطه ضعف تلقی شود.
شاید معلول واژه مناسبی نباشد اما به هر رو نامی است که افراد سالم روی دیگر همنوعان خود نهادهاند. همین افراد به اصطلاح معلول در برخی موارد از امور روزمره زندگی از سایر همنوعان خود که از سلامت کامل جسم و ذهن برخوردارند موفقتر هستند اما این جمعیت نیز نیازمند حمایت و توجه از سوی نهادهای متولی امر است که بتواند آسانتر از عهده سختیها و مشکلات زندگی خود بر آید.
علی اخوان بهبهانی