فالآوت3 موفق شد در زمینههای مختلف گوی سبقت را از رقبای متعددی برباید. دنیای فالآوت بزرگ و پر از جزئیات است مانند بازیهای Open World دیگر از جمله فارکرای2 یا 2 Fable. اما خط داستانی بسیار جالب و درگیرکنندهای دارد که نمونه آن را در بازیهای ماجرایی میتوانید پیدا کنید. فالآوت3 یک نقشآفرینی کامل است اما بهقدری از سلاحهای گرم و مولفههای بازیهای اکشن اولشخص خوب استفاده کرده که میتوان آن را مانند یک اکشن اولشخص بازی کرد.
داستان بازی در آینده رخ میدهد. در زمانی که بمبهای هستهای همه طبیعت را نابود کردهاند و از شهرهای بزرگ چیزی جز خرابه باقی نمانده است. داستان با تولد و بزرگ شدن شما تا سن بلوغ ادامه مییابد و شروع زیرکانه و تاثیرگذاری دارد که بخشهای ساخت کاراکتر را به خوبی پوشش میدهد. داستان اصلی پرپیچوخم و درگیرکننده است. پایان بینظیری هم برای آن نوشته شده که همه طرفداران داستانهای علمی–تخیلی را راضی خواهد کرد.
هیچوقت آینده تاریک اینچنینی که در بیشتر داستانهای علمی–تخیلی وجود دارند، به این زیبایی به تصویر کشیده نشده است. شما آزادید تا در دنیای تمام نشدنی فالآوت بگردید و ببینید بشر چه بلایی میتواند بر سر خودش بیاورد. حال و هوای بازی کاملا ملموس و قابل باور است. رفتارهای مردم و نحوه خو گرفتن آنها با آبها و میوههای رادیواکتیو شما را بهفکر فرو خواهد برد. فالآوت3 حال و هوای خاصی دارد و در کشانیدن بازیکنندهها به این حال و هوا و فضای کاملا موفق است. نبودن موسیقی متن و راه رفتن شما در سکوت آزاردهنده بازی، نکته مهمی در انتقال حس تنهایی به بازی کننده است.
روند بازی کمابیش همان چیزی است که در آبلیویون دیده بودیم. اکشنها روان هستند. سیستم VATS قابلیتهای جالبی به شما میدهد که جای بحث در مورد آن نیست. یک نقشه بزرگ شامل صدها خرابه و راه مخفی که در آنها ممکن است تعداد زیادی دشمن و وسیله با ارزش پیدا کنید، در اختیار شماست. برای هر خرابهای که سر راه میبینید تاریخچه و داستانی وجود دارد. این داستانها را میتوان با انجام ماموریتهای جانبی و صحبت با افراد ساکن آنجا فهمید. شهر وعده داده شده سازندهها همان مگاتون است، شهری که سرنوشت آن بهدست شماست! میتوانید شهر و مردمش را از خطر بمب اتمی نجات دهید یا کاری کنید که بمب منفجر شود. البته منفجر کردن بمب باعث میشود تعداد زیادی ماموریت خوب (از جمله راهنمای بقا در طبیعت بیجان) را از دست بدهید.
همانند مثالی که برای شهر مگاتون زده شد، تقریبا همیشه راههای مختلفی برای اتمام ماموریتها وجود دارد. سازندهها با دقت و ظرافتی معجزهآسا، راههای ممکن پایان یک ماموریت را پیشبینی و امکان انجام آنها را در بازی فراهم کردهاند. داستان Ghoulها و ساکنین برج Tenpenny یکی از جالبترین ماموریتهای جانبی کل بازی است.
بهنظر میرسد داشتن یک موتور پایه آماده و امتحان پسداده از آبلیویون، دست سازندگان را برای کار کردن روی ماموریتها، دیالوگها، آیتمها و طراحی نقشه کاملا باز گذاشته است. گرافیک فالآوت بهطور غیرمنتظرهای جذاب است. دنیای مرده و مخروبه فالآوت3، با دنیای زیبا و جاندار فارکرای2 یا کرایسیس کاملا متفاوت است. این را هم بهخاطر داشته باشید که همیشه طراحی مکانهای خرابه که از لحاظ بصری قابل تحمل باشند، بسیار مشکلتر از طراحی چیزهای مرتب و زیباست! اولین نمایی را که از شهر خراب واشنگتن میبینید بیشک تا مدتها فراموش نخواهید کرد.
فالآوت 3 مشکلات کوچکی هم دارد. گاه باگهای گرافیکی مزاحم بازی میشوند که با یک بار لود کردن برطرف خواهند شد. اما آزاردهندهترین مشکل، سیستم منوهای آن است. برخلاف همه بازیهای نقشآفرینی، منوهای مختلف از جمله صفحه اطلاعات کاراکتر، کولهپشتی، نقشه، یادداشتها و غیره همه در یک منوی اصلی وجود دارند که دسترسی سریع به آنها را غیرممکن میکند. برای کسانی که عادت دارند با زدن I به کوله پشتی بروند یا با زدن J به سرعت به صفحه یادداشتها بروند، گشتوگذار در منوهای فالآوت3 کاری اعصاب خردکن است.
خط اصلی داستانی فالآوت 3 را میشود در کمتر از 25 ساعت تمام کرد. اما اگر بخواهید واقعا در دنیای عظیم آن بچرخید و از انجام ماموریتها و دیدن جزئیات تمام نشدنی آن لذت ببرید، باید هفتهها روی آن وقت بگذارید. فالآوت3 از همین حالا یک کاندیدای اصلی برای مقام بهترین بازی سال است.
سید طه رسولی