سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

جوابیه وارد نیست...

بیدار شدید! مبارکهbr> حدود دو ماه دیگر جشنواره فیلم فجر آغاز به کار می‌کند.این جشنواره امسال به مناسبت سی‌امین سال پیروزی انقلاب اسلامی باید در این زمینه دست پر به میدان بیاید اما این هفته خبر تولید یک فیلم سینمایی را بازخوانی می‌کنیم تا متوجه شویم که مدیران از ابتدای سال چقدر به فکر جشنواره فیلم فجر و موضوع سی‌امین سال پیروزی انقلاب اسلامی بوده‌اند: فرزاد موتمن قرار است فیلم «بیداری» را اول دی در تهران کلید بزند. این فیلم مضمونی مرتبط با سی سال پیروزی انقلاب دارد و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته می‌شود. داستان این فیلم درباره زنی به نام زهرا است که حافظه‌اش 24 سال پیش و از زمانی که برای آخرین بار دختر 6 ساله خود یاسمن را دیده است متوقف شده است. حالا پس از گذشت 24 سال از آن اتفاق حافظه زهرا بازگشته است. او اکنون قصد دارد دختر گمشده خود را پیدا کند اما همه نشانی‌های او تغییر کرده‌اند...
کد خبر: ۲۲۳۶۳۹

فیلم بیداری با توجه به مضمونی که دارد حتما به ساخت و سازها و دکورهای قبل از انقلاب هم نیاز دارد. تا دو ماه دیگر هم باید آماده شود تا جشنواره فیلم فجر دستش در سی‌امین سال پیروزی انقلاب خالی نباشد اما در کناراین همه تکاپو جای این سوال خالی است که مگر آقایان نمی‌دانستند که امسال چه مناسبت مهمی پیش‌رو دارند پس چرا این‌قدر دیر به صرافت ساخت فیلمی با موضوع انقلاب افتادند؟

مجیدی و دادی که در آمد

سیف‌الله داد، برای اهالی سینما و عموم مردم چهره‌ای آشنا است.هرچند این چهره و نام آشنا مدتی است به دلیل بیماری کمتر در مجامع سینمایی دیده می‌شود. سینما او را از زمانی می‌شناسند که ریاست مرکز آموزش فیلمسازی را به عهده داشت، عموم مردم او را با فیلم بازمانده می‌شناسند که پس از اکران موفق در سینماها تاکنون چندین بار به مناسبت‌های مربوط به قدس و فلسطین از تلویزیون پخش شده است. سینماگران هم او را به عناوینی چون تهیه کننده، مدیر تولید،کارگردان و تدوینگر می‌شناسند. البته سیف‌الله داد سال 1376 و بعد از انتخابات دوم خرداد تا سال 80 به عنوان معاونت سینمایی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بسیاری از فیلمسازان در ارتباط نزدیک بود. بعد از سال 80 داد ترجیح داد سکوت کند و از دور نظاره‌گر اتفاقات سینمای ایران باشد. تا این‌که سال گذشته بهروز افخمی که با داد دوستی دیرینه دارد، تدوین فیلم فرزند صبح را به داد سپرد و نام این سینماگر بار دیگر در جراید و نشریات سینمایی دیده شد. اما هفته گذشته به طور شگفت‌انگیزی نام سیف‌الله داد در تمام نشریات سینمایی و غیر سینمایی و خبرگزاری‌ها پیچید، سیف‌الله داد پس از سال‌ها سکوت نتوانسته بود در مقابل سخنان مجید مجیدی تاب بیاورد و پاسخ او را به طور مفصل داده بود. پاسخ به این گفته مجیدی که در سخنرانی خود در دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرده بود که تنها دست آورد دولت خاتمی برای سینمای ایران، ابتذال بود. سیف‌الله داد در جوابیه خود صراحتا گفته بود اگر مجیدی احساس می‌کند که سینمای دوران بعد از دوم خرداد باعث ابتذال سینمای ایران شده است، این ابتذال به خاتمی برنمی‌گردد بلکه به وزیر ارشاد وقت و معاونت سینمایی آن زمان مربوط می‌شود. سیف الله داد از دستاوردهای خود در زمان معاونتش گفته است و این‌که جشنواره سینمای دینی در این دوره پا گرفت و فیلم‌های دینی و اجتماعی خوبی در آن دوران ساخته شد...

در میان همه گفته‌ها و دفاعیات داد یک نکته قابل توجه است و آن این‌که وی در ابتدای مطلب خود گفته است که گاهی گوینده سخن از خود سخن مهم‌تر است. او تاکید کرده است که سخنان مجیدی در تاریخ ثبت می‌شود چون او شخصیتی مهم است.

مجیدی سخنی را گفته است و سیف‌الله داد هم جواب او را داده است.دو نفر از بزرگان سینمای ایران با هم به مناظره دانشگاهی ‌ مطبوعاتی نشسته‌اند بدون این‌که با هم رو در رو شوند! اما نکته مهم در این مناظره، بحث‌هایی است که درباره ماهیت سینمای ایران شکل می‌گیرد و به اطلاع عموم مردم می‌رسد. هفته گذشته در همین صفحه از این‌که درهای دانشگاه‌ها به سوی سینماگران باز شده است تقدیر کردیم. اما گاهی اوقات شنونده‌ای که سخنان فیلمسازی را در دانشگاه یا محفل دیگری می‌شنود با خود می‌گوید ای کاش این شخصیت مثل سال‌های گذشته با سکوت خود حرف‌ها و راهکارهای خوبی را به جامعه سینمایی و فرهنگی ارائه می‌داد.

چندین سال پیش مجیدی در جشن خانه سینما گفت: صدای پای ابتذال را در سینمای ایران می‌شنود. این گفته خیلی‌ها را به این فکر انداخت که ابتذال یعنی چه و چگونه به سینمای ایران رسوخ کرده است؟ همین جمله مجیدی کافی بود که دلسوزان سینمای ایران به تکاپو بیفتند و دست به اقداماتی بزنند اما واقعیت این است که دشمنان سینمای ایران هم که نابودی این سینما را بیشتر از بودنش دوست می‌دارند از همین جمله استفاده کردند و سال‌هاست که می‌گویند سینمای ایران مبتذل است! بدون این‌که این ابتذال را تعریف کنند یا جلوی آن را بگیرند. مجیدی می‌داند که سخنانش سند می‌شود، شاید به همین دلیل بود که تا امسال خیلی کم حرف می‌زد و گاهی فقط ضربتی عمل می‌کرد، مثل چند سال پیش که مدیریت خانه سینما با بحران روبرو شد و مجیدی پا پیش گذاشت و با همکاری احمدرضا درویش مدیریت خانه سینما را بار دیگر سرو سامان داد و با این اقدام خود ثابت کرد که سینمای ایران برایش مهم است.اما امسال واقعیت این است که مجیدی اهل سکوت، روزه سکوت خود را شکسته است و از فضای موجود فرهنگی و هنری حاکم بر کشور، ناراضی است و مسوولان سینمایی هم متهم ردیف اول هستند چون در وهله اول باعث این ضعف، آنها هستند.مجیدی حتما می‌داند، دارد چکار می‌کند و برای حرف‌هایش هم حتما دلیل دارد و بازهم حتما می‌خواهد از این عصیان خود به نتیجه‌ای برسد.یک بار دیگر در همین صفحه نوشتیم که واقعا در شان سینماگران بزرگ و قابل احترام سینمای ایران نیست که مجادلات بین خود را به میان مردم بیاورند و هرچه دوست دارند نثار هم کنند. آسیب‌شناسی اتفاقاتی که سینمای ایران را با بحران روبه‌رو کرده و می‌کند به دعوا نیاز ندارد بلکه به نشستن کنار هم و بررسی مشکلات و پیدا کردن راه حل و اجرایی کردن راه حل‌ها نیاز دارد. مردم به اعتماد نیاز دارند.

سینماگران لازم نیست برای به اثبات رساندن حرف و حدیث خود بین مردم بیایند و در مقابل هم گارد بگیرند چون در این صورت مردم راه خود را می‌روند و به گفته‌های آنها هرچند اگر درست هم باشد توجه نمی‌کنند، درست مثل اتفاقی که درباره منتقدان و مردم افتاده است و منتقدان با نقدهای خود درباره فیلم‌های ضعیف و سطحی می‌نویسند اما مردم اصلا به نوشته‌‌های آنها توجه نمی‌کنند و به سینماها هجوم می‌آورند تا به تماشای فیلم‌هایی بنشیند که منتقدان به آنها لقب فیلمفارسی می‌دهند و سینماگران مطرح از آنها به عنوا ن سینمای مبتذل یاد می‌کنند.

کاچی بهتر از هیچی

در حالیکه مسعود ده‌نمکی در حال فیلمبرداری اخراجی‌های 2 است و سعی می‌کند با گرفتن حمایت از افراد صاحب نام، این فیلم را در سایه امن قرار دهد تا منتقدان احتمالی اخراجی‌های 2 از الان بدانند با چه فیلم مهمی روبه‌رو هستند،جمال شورجه هفته گذشته با سخنان خود که درباره فیلم اخراجی‌ها بیان کرد، بیشتر حمایت‌های افرادی چون ابراهیم حاتمی کیا و محسن رضایی از فیلم اخراجی‌های 2 را خنثی کرد. شورجه که در زمره فیلمسازان دفاع مقدس قرار می گیرد و اکثر سینماگران، منتقدان و کارشناسان به او و نظراتش احترام می‌گذارند چون فردی مثبت‌اندیش و منطقی است، هفته گذشته در حالی که خبر تولید فیلم نفوذی را به روزنامه اعتماد ملی می‌داد درباره فیلم اخراجی‌های 2 گفت که همه تلاش خود را به کار گرفته است که این فیلم ساخته نشود اما زمانی که مسوولان درباره سینمای دفاع مقدس استراتژی مشخصی ندارند و در این زمینه فیلم نمی‌سازند باید به اخراجی‌ها دلخوش بود.

این اولین باری نیست که شورجه درباره یک فیلم سینمایی چنین واضح و بی رودربایستی سخن می‌گوید اما تا جایی که حافظه یاری می‌کند او هیچ‌وقت به این صراحت اعلام نکرده بود که از یک فیلم آن‌قدر ناخشنود است که تمام امکاناتش را به کار گرفته است تا فیلمی ساخته نشود اما آن فیلم ساخته شده است. شورجه در سخنانش همچنین گفته است که سینمای دفاع مقدس استراتژی مشخصی ندارد، البته همین سخنان شورجه کافی است که ما هم متوجه شویم که واقعا استراتژی سینمایی چقدر خوب است و گرنه چرا این‌ همه بین سینماگران یک مملکت که تعداد آنها به 50 نفر هم نمی‌رسد، اختلاف سلیقه و اختلاف رای وجود داشته باشد در حالی که اکثر آنها منتقد هم باشند و در اولین فرصتی که به دست می‌آورند اندیشه و نوع کار یکدیگر را زیر سوال ببرند.

این بار منتظر جوابیه نیستیم

می توان به جرات گفت که اکثر ایرانیان تاکنون یک یا چند بار برنامه شما و سیما را که عصرهای جمعه از شبکه یک سیما پخش می‌شود دیده‌اند و برخی هم که مشتری دائم این برنامه هستند. شما و سیما را می‌توان تا حدودی ویترین سیما دانست. ویترینی که تلاش می‌کند خبر آثار نمایشی تلویزیون را به شکل مصور در اختیار مردم قرار دهد. این برنامه می‌تواند یکی از دیدنی‌ترین برنامه‌های آخر هفته سیما باشد اما معلوم نیست ا‌ین‌گونه باشد. می‌دانید چرا؟ شاید به این دلیل که برخی بیشتر تمایل دارند دیدگاه خود را در برنامه‌ ادامه دهند و کوچک‌ترین نقدی که از برنامه شما و سیما صورت بگیرد، نپذیرند. اما این بار با اجازه همه کسانی که سیما و تولیدات آن را حق مسلم مردم می‌دانند باید بگوییم که حق مردم و مخاطبان یک برنامه تلویزیونی است که به نوع ادبیات و نوشتاری که برای متن برنامه شما و سیما استفاده می‌شود را نقد کنند. نثر امروز،نثری روان است که به نثر روزنامه‌ای و گزارشی هم معروف است.نثری که از کلمات کاملا رئال استفاده می‌کند و تلاش می‌کند در جمله‌هایی کوتاه مقصود گوینده و نویسنده را بازتاب دهد. اما نثری که برای متن برنامه شما و سیما از آن استفاده می‌شود، نثری بسیار سنگین و مسجع است که نه به کار مردم امروز می‌آید و نه به درد برنامه‌ای گزارشی چون شما و سیما می‌خورد که کارش ارائه گزارش از پشت صحنه برنامه‌های تلویزیونی است.گزارش نویسی امروز با گزارش نویسی 100 سال پیش فرق می‌کند.گزارش امروزی باید به زبان مردم امروز نزدیک باشد و گرنه مردم نمی‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

گزارش امروز ما حتما جوابیه نخواهد داشت چون نقد نویسی بر هر برنامه‌ای چه سینمایی و چه تلویزیونی وقتی منطقی باشد،خلاف نیست.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها