زمخشری‌ از زمخشر

ابوالقاسم‌ محمودبن‌عمربن‌احمد الزمخشری‌ در سال‌ 1075 در محلی‌ به‌ نام‌ زمخشر (ایزمیق‌ شیر) در خانواده‌ای‌ نه‌ چندان‌ غنی‌ به‌ دنیا آمد. زمخشری‌ از کودکی‌ استعداد و علاقه‌مندی‌ به‌ علم‌ و دانش‌ را در خود داشت. وقتی‌ برای‌ کسب‌ علم‌ قصد عزیمت‌ به‌ بخارا را داشت‌ از اسب‌ فرو افتاد و پایش‌ شکست. به‌ علت‌ مرطوب‌ بودن‌ هوا زخمش‌ عود کرد و مجبور شدند پایش‌ را قطع‌ کنند.‌
کد خبر: ۲۲۳۲۲۴

  شاید به‌ این‌ علت‌ باشد که‌ مزار - آرامگاه‌ حوالی‌ قلعه‌ زمخشر فعلی‌ را که‌ با نام‌ او ارتباط‌ می‌دهند ( مزار  گنبدی) آفاق‌ بابانینگ‌ مازاری‌ (مزار بابالنگ) نامیده‌اند. به‌ گفته‌ ابن‌بطوطه‌ دیپلمات‌ و سیاح‌ مراکشی‌ که‌  در سال‌ 1333 میلادی‌ از اورگنج‌ دیدن‌ کرد برای‌ این‌ عالم‌ که‌ از احترام‌ بیش‌ از حدی‌ در سرزمین‌ خود  (خوارزم) بهره‌ می‌برد، در حوالی‌ شهر گورگنج‌ (کهنه‌ اورگنج) هم‌ مردم‌ بنایی‌ یادبودی‌ گنبدی‌ ساخته‌اند و  آن‌ مکان‌ زیارتگاهی‌ پرتردد شده‌ است.‌

 پـدرش‌ هـر چـند که‌ از استعداد فکری‌ پسرش‌ بی‌اطلاع‌ بوده‌ به‌ علت‌ معلول‌ بودنش‌ می‌خواست‌ که‌ او  شاگردخیاط‌ بشود. ابوالقاسم‌ محمود به‌ این‌ کار رضایت‌ نداد و از پدرش‌ خواست‌ که‌ او را به‌ مسجد  گورگنج‌ (کهنه‌ اورگنج) ببرد. پدرش‌ خواست‌ او را برآورده‌ کرد. زیبایی‌ خط‌ و حافظه‌ قوی‌ محمود همه‌ را  حیرت‌زده‌ می‌کرد. او چون‌ طبله‌ای‌ پراستعداد بود، بزودی‌ در اورگنج‌ به‌ شهرت‌ رسید و نزد مدرسان‌  معروف‌ گورگنج‌ علم‌ آموخت. زمخشری‌ در گورگنج‌ بر بسیاری‌ برتری‌ یافته‌ و به‌ لقب‌ «فخر خوارزم» نایل‌  آمد.‌

 با وجود آنکه‌ زمخشری‌ آثاری‌ در زمینه‌های‌ جغرافیا، تاریخ‌ و فلسفه‌ تالیف‌ کرده، بیشتر خلاقیت‌ خود را  صرف‌ زبان‌ و ادبیات‌ کرده‌ است. وی‌ مولف‌ 48 عنوان‌ کتاب‌ محسوب‌ می‌شود که‌ 25 عنوان‌ به‌ دست‌ ما  رسیده‌ است. ‌ زمخشر با وجود امکان‌ مشارکت‌ در امور بار کهنه‌ اورگنج‌ و فقر و تنگدستی‌ می‌زیسته‌ و با نارضایتی‌ از  گذراندن‌ زندگی‌اش‌ اشعار زیادی‌ سروده‌ است. وقتی‌ کاسه‌ عقل‌ محمود غلیظتر گشت، یعنی‌ سنش‌ از  40 گذشت، به‌ سختی‌ بیمار شد او پیش‌ خود قسم‌ خورد که: اگر از این‌ درد رهایی‌ یابم، دیگر حتی‌ به‌  طرف‌ قصر شاه‌ هم‌ نگاه‌ نمی‌کنم، هدایایش‌ را نمی‌پذیرم، در غزل‌ هایم‌ ستایشش‌ نمی‌کنم‌ و آرزو کرد که‌  به‌ نوشتن‌ کتاب‌ و تعلیم‌ طلاب‌ بپردازد. پس‌ از رهایی‌ از بیماری‌ او به‌ زیارت‌ خانه‌ خدا در مکه‌ عازم‌ شد.‌

 در دوره‌ اقامت‌ محمود در مکه، علمای‌ شبه‌ جزیره‌ عربستان‌ نزد او درس‌ گرفته‌اند در همانجا نیز او به‌  لقب‌ مـحـترمانه‌ «جارالله» یعنی‌ انسان‌ مورد حمایت‌ الله‌ (همسایه‌الله) ملقب‌ گشته‌ است. هرچند که‌ در  مکه‌ زمخشری‌ مورد تکریم‌ و احترام‌ بود و از آثارش‌ تقدیر و تمجید می‌گذشت‌ با این‌ حال‌ دلش‌ برای‌  زادگاهش‌ تنگ‌ شده‌ بود. ‌ زمخشری‌ که‌ یکی‌ از علما و ائمه‌ بزرگ‌ بود در سال‌ 1144 وفات‌ یافت. مزارش‌ در شرق‌ داش‌ اغوز در 10  کیلومتری‌ غرب‌ شهرک‌ گوراوغلی‌ در حوالی‌ قلعه‌ زمخشر واقع‌ شده‌ است. آن‌ مکان، یکی‌ از محلهای‌  زیارت‌ عموم‌ ساکنان‌ قسمت‌ سفلای‌ رودخانه‌ جیحون‌ و مورد احترام‌ آنهاست.

ه .یوسف اف
 ‌مترجم : رایزنی‌ فرهنگی‌ ایران‌ در عشق‌آباد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها