آنها به لحاظ فکری نیز از منطق بسیار پایینی برخوردار هستند. مشکلات ناشی از دوران کودکی باعث شده این افراد رشد شخصیتی کاملی نداشته باشند. مرتکبان جرایم خشن تقریبا همگی در دوران نوجوانی نیز مرتکب جرم شدهاند. نوجوان مجرم قصد انتقامگیری از جامعه را ندارد بلکه او ملتمسانه از جامعه طلب کمک میکند و متاسفانه به او کمکی نمیشود و این نوجوان در آینده به فردی خشن و انتقامجو تبدیل میشود و در بزرگسالی تمام ناکامیهایش را نه به خاطر ضعف خود بلکه به خاطر بیتفاوتی جامعه نسبت به خواستههای نداشته میداند و به بدترین شکل ممکن انتقامجویی میکند.
به لحاظ قانونی، اسیدپاشان مشمول مجازات حبس؛ قانون مصوب 16 اسفند ماه سال 1337 میشوند. مطابق این قانون افرادی که اقدام به اسیدپاشی میکنند به 2 تا 10 سال محکوم میشوند، افرادی که فقط شروع به اسیدپاشی میکنند به مجازات حبس از 2 تا 5 سال محکوم میشوند. البته اگر اسیدپاشی منجر به مرگ فرد شود، مجرم به قصاص محکوم خواهد شد، اما اگر فرد اسیدپاش باعث نقص عضو فردی شود به پرداخت دیه محکوم میشود و نمیتوان او را به قصاص محکوم کرد. مثلا اگر باعث نابینایی کسی شود، نمیتوان مجرم را کور کرد، چون میزان آسیب وارده به شاکی و میزان آسیبی که به مجرم وارد میشود یکی نخواهد بود. تشخیص امکانپذیر بودن قصاص عضو با پزشکی قانونی است و در 99 درصد مواقع اعلام میشود که امکان قصاص وجود ندارد و واحد اجرای احکام نیز نمیتواند خودسرانه در مورد قصاص عضو وارد عمل شود.
متاسفانه قضات در پروندههای اسیدپاشی با2قانون یکی قصاص و یکی قانون مصوب سال 1337 روبهرو هستند که به نظر میرسد نیاز است قانون واحدی در اینخصوص به تصویب برسد، چون قصاص عضو میسر نیست و مجازات حبس که در قانون قدیمی در نظر گرفته شده هم باز دارنده نیست، بنابراین برای اسیدپاشی باید مجازاتی را در نظر گرفت که هم قدرت بازدارندگی داشته باشد و هم شاکی به حق خود برسد.