یادم آمد که از منظر جامعهشناسی وقتی میان فناوری و فرهنگ متناسب با آن فاصله میافتد، تاخیر فرهنگی رخ میدهد. به این معنی که فناوری و مظاهر مدرنیته وارد یک جغرافیای فرهنگی میشود، اما شیوه صحیح بهرهگیری از آن به کار برده نمیشود، بنابراین امیدوار شدم چند سال دیگر که این فناوری جدید هم جا افتاد و به عنوان بخشی از فرهنگ روزمره جامعه درآمد بتدریج این تاخیر فرهنگی از میان میرود و تناسب منطقی میان فناوری و فرهنگ آن به وجود میآید. ولی اکنون پس از هفت هشت سال از تاسیس مترو همچنان اندر خم یک کوچهایم و اوضاع همان است که بود.
ناگهان یاد جمله معروف مک لوهان افتادم که گفته بود رسانه همان پیام است. به این معنی که فناوری یک ابزار صرف نیست و با ورود آن به جغرافیای خاص، فرهنگ برخاسته آن نیز در سطح جامعه اشاعه مییابد. حالا نسبت به این تفکر دچار تردید شدهام. پس چرا بعد از این همه سال از تاسیس مترو همچنان مشکلات فرهنگ استفاده از آن به شکل معقول و منطقی نهادینه نشده است؟
یکی از دلایل مهمی که میتوان برای تبیین این مساله برشمرد این است که وقتی فناوری محصول طبیعی تاریخ یک سرزمین نباشد و از دل فرهنگ آن جامعه برنخاسته باشد تاخیر فرهنگی به درازا میکشد مگر اینکه آن پدیده وارداتی چنان با نظام اجتماعی فرهنگی سرزمین مقصود بیامیزد و نهادینه شود تا به اصطلاح نوعی ادغام و تفاهم فرهنگی صورت بگیرد. از سوی دیگر، فرهنگ زیست جمعی نیز باید به عنوان یک ارزش عام مورد پذیرش جامعه قرار بگیرد تا هر شهروندی رفتار اجتماعی خود را به عنوان یک هنجار اخلاقی ارزشیابی کند. در این صورت، احترام به قانون و رعایت مقررات یک فناوری بدون توصیه و تاکید در سطح جامعه محترم شمرده شود. تعارض و تضادهای اجتماعی میان سنت و مدرنیسم دقیقا در چگونگی بهرهگیری از فناوری مدرن خود را نشان میدهد. وقتی فناوری خاصی وارد کشور میشود، یعنی آن صنعت و فناوری به عنوان پدیدهای مثبت هرچند بیگانه مورد پذیرش فرهنگی قرار گرفته است، پس کنشهای استفاده از آن نیز استحاله و خودباختگی فرهنگی تلقی نمیشود؛ بنابراین آموزش رفتارهای صحیح در ارتباط با فناوری مدرن یک ضرورت اخلاقی به حساب میآید.
گاهی کمبود امکانات و نبود تناسب میان عرضه و تقاضا در دسترسی مردم به فناوریهای جدید نیز در فقدان فرهنگ بهرهوری از آن، تاثیر سوء میگذارد و از هنجارمندی رفتار اجتماعی در سطح جامعه و فرهنگ عمومی جلوگیری میکند. به طور قطع اگر قطارهای مترو متناسب با جمعیت مسافرانی باشد که روزانه از آن استفاده میکنند شاهد برخی نابهنجاریهای رفتاری در فرهنگ جمعی نخواهیم بود یا دستکم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از وسایل ارتباط جمعی تسریع خواهد شد، گرچه تحلیل رفتارهای اجتماعی مساله پیچیدهای است و عوامل و عناصر متعددی در شکلگیری آن تاثیر دارد. به فرض وضعیت اقتصادی جامعه، سطح بهداشت روانی افراد، تنوع فرهنگی و قومی، طبقات اجتماعی و شغلی هر کدام میتواند به نوعی در چگونگی استفاده از مترو به عنوان یک دستاورد صنعتی موثر باشد.
یکی از چالشهای فرهنگی که ما با آن مواجه هستیم به رسمیت نشناختن عرصه عمومی است. گویی چیزی به نام جامعه به عنوان یک پدیده مستقل و منفک از ساحت فردی زندگی تکتک افراد وجود ندارد یا این که ما تفاوتی میان عرصه عمومی و خصوصی زندگی قائل نیستیم، بنابراین در بسیاری از مواقع همان رفتار و کنشی را در عرصه عمومی نمایش میدهیم که در ساحت فردی و عرصه خصوصی داریم. زیباییشناسی ظاهر مترو متاسفانه با ناهنجاریهای رفتاری برخی مسافران بهم میریزد و تصویر زشتی از آن ترسیم میکند. اصلاح و بهبود این وضعیت مستلزم تلاش در 2 حوزه است. یکی فرهنگسازی و آموزش به مردم و تنویر افکار عمومی نسبت به چگونگی استفاده از مترو و دیگری توسعه قطارها و واگنهای مترو که پاسخگوی جمعیت زیاد استفادهکنندگان از آن باشد. پنهان بودن مترو در زیر پوست شهر نباید موجب فراموش شدن این وسیله نقلیه عمومی شود.
سید رضا صائمی