در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کمک کنید
36 ساله است با 8 سال سابقه تدریس زبان انگلیسی در محله باقرآباد کهریزک، منطقهای نزدیک به بهشتزهرای تهران. مدرک لیسانس دارد، میگوید؛ 36 ساعت در هفته برای مقطع دبیرستان و پیشدانشگاهی تدریس میکند، اما 3 ماه است که حقوق نگرفته و الان شرمنده زن و فرزندش است.
ماهی 500 هزار تومان قسط و 500 هزار تومان کرایه او را روانه آموزشگاههای آزاد زبان کرده تا ماهی 130 هزار تومان کف دستش بگذارند، گاهی مسافرکشی میکند، میگوید؛ بپرسید حق من معلم این است که مسافرکشی کنم و با هزار جور آدم دست به یقه شوم؟
او 3 آزمون استخدامی داده و بارها در گزینش و مصاحبه شرکت کرده، میگوید: وقتی سال گذشته پس از چند مرحله آزمون، مصاحبه و گزینش به من گفتند قبولی و برو شیرینی بگیر، در ساختمان اداره آموزش و پرورش منطقه زانو زدم و خدا را شکر گفتم، اما از همان زمان تا به حال منتظرم، حتی یک تماس با من نگرفتند که امیدوار باشم که یک روز استخدام میشوم.
او اضافه میکند: آموزش و پرورش از سال 83 تاکنون 2 دوره آزمون گرفته، 45 هزار تومان هزینه معاینه پزشکی، گزینش، مصاحبه و... دریافت کرده، حالا به ما میگویند مازاد هستید؟ این انصاف است.
میپرسد: میدانید اگر آموزش و پرورش بفهمد که ما مشکلمان را با روزنامه در میان گذاشتهایم، چه میشود؟ براحتی انگ سیاسی میزنند و عملکرد موفق مرا که هر سال 100 درصد قبولی میدهم زیر سوال میبرند، شما بگویید این انصاف است؟
چرا صدای ما را کسی نمیشنود؟
آموزشیار نهضت سوادآموزی از اسدآباد همدان است، 120 نفر در این منطقه وضعیتی مشابه هم دارند، سال 82 با مدرک لیسانس مدیریت به نهضت آمدیم. هر روز روستاها را میگردیم و بیسوادها را میآوریم و پای کلاس درس مینشانیم، میگویند نهضت را جمع میکنند و ما را بلاتکلیف میگذارند.
میگویند مجلس پیگیر است، ما که چیزی ندیدیم. من با 38 سال سن و 62 ماه سابقه کار باید کجا بروم؟ اگر نیازی به حضور ما در نهضت نبود، چرا جذب کردند؟ که یک روز هم ما را بیپناه رها کنند؟
او هم ساعتی 1800 تومان میگیرد، میگوید کارگر ساختمان از ما بیشتر حقوق میگیرد، میگویند اگر بمانید هم استخدام نمیشوید، انگار از ابتدا هیچ برنامهای برای آموزشیارانی که میلیونها نفر را با سواد کردهاند، نداشتهاند، چرا این طور به ما بیمهری میکنند.
ما 6 ماه به 6 ماه حقوق نمیگیریم، گاهی زندگی کردن آنقدر سخت میشود که از راه آمده پشیمان میشویم، به خیلیها نامه نوشتیم، ولی همه میگویند کاری از دستشان بر نمیآید، شما بگویید چهکار کنیم؟ ما که دستمان به جایی نمیرسد، تازه اگر برسد باز هم گوش شنوایی نیست! ما وضعمان از حقالتدریسیها بدتر است.
گناه ما اعتماد به آموزش و پرورش است
31 ساله و باردار است، آن هم در آخرین روزهای بارداری که مجبور است ساعتها دوری راه منزل تا مدرسه را طی کند تا از شهری به شهر دیگر برود، اگر مرخصی بگیرد، باید با کارش خداحافظی کند؛ چون هیچ جایگزینی ندارد. او میگوید: پس از 6 سال حقالتدریس بودن، حتی بیمه نیستیم.
در حالی که باید هر کارفرمایی نیروی خود را بیمه کند، آموزش و پرورش به این قانون عمل نکرده است. همه معلمان میتوانند 6 ماه مرخصی زایمان بروند، ولی من حتی 10 روز نمیتوانم مرخصی بروم چون بیمه نیستم و هر روز که سرکلاس حاضر نباشم هم بچهها در این شهر کوچک (خمین) بدون معلم میمانند و هم از حقوقم کم میشود.
او هم از اینکه 4 دوره آزمون داده، قبول شده، بارها در گزینش و مصاحبه و تحقیق در محل و... امتیاز مثبت گرفته ولی هنوز بلاتکلیف است، احساس ناخوشایندی دارد که این حس میتواند به بچهها منتقل شود، میگوید: خیلیها که سابقه کار کمتری داشتهاند، به لحاظ امتیازات خاص استخدام شدند، ما معلمان متاهل بیشترین فشار را تحمل میکنیم، گناه ما فقط اعتماد به وعدهها و قول آموزش و پرورش است که عملی نشده است.
چرا بیاحترامی میکنید؟
سر و وضع ساده و بیآلایشی دارد مثل همه خدمتگزاران مدرسه، او از خلازیو، واقع در منطقه 19 آموزش و پرورش تهران آمده و سه ماه حقوق نگرفته، بیمه نشده و براحتی قرار است هر وقت به او نیاز ندارند، بیرونش کنند.
40 ساله است دیگر توانی برای پیدا کردن شغل مناسب ندارد وقتی به اداره آموزش و پرورش میرود، میگوید اگر جواب نمیدهید، ندهید، چرا بیاحترامی میکنید. او را هر بار از خود میرانند و مثل غریبه با او برخورد میکنند او که بارها کلاسها و حیاط مدرسه را جارو زده حالا میگویند هروقت میخواهی برو....
ساماندهی نیروی انسانی
هرچند آموزش و پرورش با صدور بخشنامه ساماندهی نیروی انسانی تلاش کرد مفهوم ساماندهی را به معنای انطباق هزینهها و مخارج تقلیل دهد و در این راه به کم کردن هزینهها تا حد ممکن همت گماشت؛ اما این بخشنامه قربانیانی هم داشت که متاسفانه طرح ساماندهی هیچ اعتنایی به آنها نکرد و به نظر میرسد با وجود کسری بودجه آموزش و پرورش که براساس اخبار رسیده قرار است سال 88 هم تکرار شود این بیاعتنایی همچنان ادامه پیدا کند.
شاید با طرح مساله نیروهای بلاتکلیف آموزش و پرورش در ریاست جمهوری و مجلس، اجماعی برای حل مشکل این قشر حاصل شود، چون آموزش و پرورش در حل مشکلات ناتوان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: