حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در جنگلهای این کشور، رهبری مورد احترام و باابهت، به نام کوچک خان ظهور کرد که مقدر بود تاثیر درخور ملاحظهای بر وضعیت نظامی منطقه خزر بگذارد. کوچک خان یک ایرانی برخوردار از فرهنگ خاص و رفتار پالوده، شهامت، جذابیت شخصی و توان روحی بالا بود. به علاوه، وی اطلاعات کمی از نهادهای سیاسی اروپا و علم حکومتداری معمول در غرب نداشت. او به عنوان مظهر «ایران جوان» خود را ازجمله طرفداران اصلاحات میدانست و با موعظهء بینش ملی ایرانی، در گستردهترین معنای آن، اعلام کرد که به یکسان دشمن آشتیناپذیر بیکفایتی حکومت در داخل و مداخله خارجی است. نیروهای تازهنفس مجذوب حقوق کافی و امکان غارت و تاراج، از میان دهقانان مرعوب شده و خم شده در زیر بار مالیات، به صفوف نیروهای وی پیوسته و به سرعت با آموزش نظامی افسران آلمانی و ترک، یک تشکل قابل تحمل نظامی پیدا کردند... ارتش وی... به سرعت رشد کرد و طولی نکشید که کوچک خان خود را در چنان موقعیت نیرومندی یافت که به فکر سرپیچی از تهران و دولت لرزانش افتاد و یک [حکومت] نیمهمستقل برپا کرد.
دکتر خسرو شاکری، جنبش جنگل و جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران، ترجمه: شهریار خواجیان، تهران، اختران، 1384، ص 159
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....