خنده داره؟

یعنی به ما نیامده که یک هفته با دل خوش بنشینیم دم در این کافه و به احوالات مشتری‌هایمان برسیم. چرا؟ چون اولا این هفته برخلاف هفته پیش تعداد نامه‌هایمان کم بود و تعداد ایمیل‌هایمان بسیار. حسرت به دلمان ماند، یک بار هم ایمیل‌هایمان و هم نامه‌هایمان با هم طوری تحریریه نسل سوم را بترکانند که چشم بعضی‌ها همراه با لپ‌تاپ‌شان ریز ریز شود. بگذریم. چه خبر؟ وروجک ما خوب است و چند روز پیش جلوی چند نفر از دوستان جوری حالم را گرفت که تا خانه‌مان سینه‌خیز رفتیم.
کد خبر: ۲۲۱۱۹۱

ماجرا هم از این قرار بود که وسط هر و کر کردنمان یک دفعه نه گذاشت و نه برداشت و گفت: خنده داره؟ می‌گم خنده داره؟ دهه! خلاصه که ایشان نیز مثل خیلی‌های دیگری که همین جور بی‌دلیل می‌خواهند، سر به تن ما نباشد و ما این هفته از لجمان به نامه‌اش جواب نمی‌دهیم تا بگوید چرا نباید سر به تن ما باشد، به ما بی‌اندازه لطف دارند. باز هم بگذریم.

کسی ایمیل زده و گفته کافه ناقلا فکر کنم 35 سال سن داری! آخه این انصافه؟ نه شما بگویید به این قلم می‌آید که صاحبش 35 سال داشته باشد؟ عزیزان من چند بار بگویم؟ هفده سال و... هفده سال و... چی؟ چهار ماه. آفرین!!!

ناشناس از یک جایی، چرا اعتماد به نفست را از دست دادی؟ آخر مگه آدم بی‌دلیل اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد؟ من دو راه برای کسب اعتماد به نفس بهت پیشنهاد می‌کنم. یکی این که تا می‌توانی کتاب بخوانی تا از همه آنهایی که فکر می‌کنی از تو برترند بزنی جلو! چون برخلاف تصور خیلی‌ها، موبایل و ماشین و این جور چیزها که باعث بالا رفتن کلاس آدم نمی‌شود، بلکه این  میزان فهم آدمیزاد است که...  خب این هم از پیام اخلاقی این هفته، خدا را شکر خیالمان راحت شد  راه دوم این که یک شماره از نسل سوم را بگذاری زیر بغلت و نسبت به هر کس که احساس ضعف کردی بروی و صفحه کافه را محکم بکوبانی توی سر... ببخشید روی میزش و به اسمت اشاره کنی تا ببیند ما چطور تو را تحویل می‌گیریم و خلاصه اعتماد به نفست بزند بالا. باز بگویید این کافه آدم خوبی نیست... .

سروش 19 ساله از همدان ما تکه تکه شویم اگر همدانی‌ها را تحویل نگیریم. چرا بهتان می‌زنی؟ امیدوارم روزی به آرزویت برسی و مجری رادیو هم بشوی. آرزوی قشنگی است. فقط قول بده آن موقع هم ما را همچنان تحویل بگیری.

...« تابستان عزمم را جزم کردم که امسال درس بخوانم، اما پدر و مادر عزیز می‌خواهند بروند مکه (خوش به حالشان) من هم این وسط شده‌ام توپ فوتبال (البته سایزم همان تیرک عمودی دروازه است.) از خانه خودمان، من را پاس می‌دهند خانه مامان بزرگم، از آنجا خودم را شوت می‌کنم خانه خودمان. آخر روم به دیوار، گلاب به رویتان من کنکوری‌ام و باید درس بخوانم. خلاصه میدان فوتبالی شده که بیا و ببین. شانس آورده‌ام که فاصله دو خانه زیاد نیست وگرنه بعد از یک ماه باید پدر و مادرم من را در بیمارستان ملاقات می‌کردند. دعا کنید در این پاس و پاس کاری اشتباها به شیشه همسایه برخورد نکنم.» اینها را آخرین بازمانده نوشته است. خدا بهت صبر جزیل عنایت کند، الهی آمین!

ببین ماجده 16 ساله سر میلان با من کل کل نکنا. من اعصاب معصاب ندارم. بعد هم حالا که اینقدر اصرار دارید، سن مرا بدانید، بگذارید، توی ویژه‌نامه عید بهتان راستش را می‌گویم. شما هم به جای عیدی بگیریدکنید... چی؟ چه ام شده اینقدر خودم را تحویل می‌گیرم؟ نشنیدم چی گفتید... ؟

اقیانوس 58 چه کار کردی امتحانات میان‌ترم را؟ این قدر حرص نخور خواهر، ما این همه حرص خوردیم چه شد؟ والا... (به جان خودم اگر ذره‌ای حرص خورده باشم. ای بابا، برای امتحان ترمش عین خیالمان نبود، چه برسد به میان ترم و این جور چیزها.) به هر حال، حرص نخور تلااش بکن. ‌میدوارم موفق باشی.

 مینا قهرمانی شب و روز دعا می‌کنم که هر چه زودتر کامپیوترت صاحب فونت فارسی شود، تا برایمان هم زودتر ایمیل بزنی، هم بیشتر. برای اتفاقی هم که توی پیاده‌رو برایت افتاده متاسفم. چی بگم والا؟ روی ما سیاه!
سپیده از همین جاها، دستت درد نکند. اگر همین جوری تند و تند برایمان بنویسی و بی‌خیال تنبلی شوی، هم تایپ فارسی‌ات خوب می‌شود، هم ما را خوشحال کرده‌ای.

ساناز خانم از مشهد، می‌بینم که با هم همدردیم. ممنون که هر وقت می‌روی حرم برای ما هم دعا می‌کنی. خیلی با این کارت خجالت زدمان کردی تو هم به خواهرزاده‌ات سلام برسان. امیدوارم کارشناسی ارشد هم قبول شوی. باز هم سراغ ما را بگیر.

«می‌خواهم مقادیری با شما از مضرات لپ‌تاپ سخن بگویم. این لپ‌تاپ اصولا چیز بدی است و خیلی هم بد در حدی که خود بنده نیز از خریدن آن امتناع می‌ورزم( !!!کی گفته؟! من غلط بکنم امتناع بورزم. من بدبختم کسی برایم نمی‌خرد)! آنهایی هم که تازگی‌ها لپ‌تاپ می‌خرند، یک سری آدم‌های تازه به دوران رسیده هستند، البته نه همه، تعدادی از آنها که در ضمیمه وزین نسل سوم کار می‌کنند و صفحه دخترانه و پسرانه مال آنهاست و اسمشان شتر گاو پلنگ است.

البته لازم به ذکر است که بنده اصلا و ابدا قصد توهین به شخص خاصی را ندارم!!! اما اگر روزی من و شما لپ‌تاپ بخریم (خدا آن روز را نزدیک گرداند) از آن دسته آدم‌های با کلاس همه چیز فهم دوباره باکلاس (برای تاکید دوبار نوشتیم) خواهیم بود و خریدن لپ‌تاپ واقعا در شان و منزلت ما می‌باشد، نه بعضی‌ها! بیایید همه دست در دست هم دهیم و برای لپ‌تاپ‌دار شدنمان دعا کنیم. شما نیز می‌توانید ما را در این امر خیر یاری نمایید. شماره حساب.

«هم‌اکنون نیازمند هزاری‌های سبزتان هستیم»! با این نامه ترنم 17 ساله به شکلی اساسی حال کردیم.
مخصوصا آن قسمتی که در مورد آدم‌های تازه به دوران رسیده صحبت کرده بود. حسابی محظوظ شدیم. بله... .
اشکان امامی، داداش شرمنده، ولی آن شعر را اینجا نمی‌شود کار کرد. آخر این صفحه چنین کاربردی ندارد! خیلی شرمنده‌ام! ولی خب مخاطب آقا اشکان بدان و آگاه باش که این داداش ما یک شعر خیلی توپ برایت گفته. (این جوری خوبه؟)‌

یوهووووووووووووووووووووووووو محبوبه از شمال تولدت مبارک. (باز چیه؟ خب خودش نوشته بود یوهووووووووووو دوم آذر تولدمه. خب ما هم گفتیم یوهوووووووووووو تولدت مبارک. چرا نگاه عاقل‌اندر سفیه به آدم می‌اندازید؟)‌

چرا یک نفر به ما نمی‌گوید این صفحه پرشد؟ ما هم گرم شدیم همین جور داریم جواب می‌دهیم. کمی به پیاده‌رو‌ها فکر کنید، بد نیست.

kafekaghazi@gmail.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها