با رئیس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت

ایدز؛ بیماری اجتماعی

برای گفتگو با دکتر عباس صداقت، رئیس اداره کنترل ایدز که می‌رفتم، چهره بیمار ایدزی که به روزنامه آمده بود به یادم می‌آمد و حرف‌هایش که گله بود و شکایت. از برخورد‌ها، انگ‌ها و همه رفتار‌های ناملایم با کسی که فقط بیمار است. همین. شاید به خاطر همین ذهنیت بود که شروع مصاحبه ما هم با در نظر گرفتن حضور فرضی یک بیمار ایدز و اولین مشکلی که به زبان خواهد آورد، شروع شد و با همین بیمار و مشکلاتش تمام شد. در طول مصاحبه هم بحث‌هایی مطرح شد که با تحقق آنها شاید روزی برسد که بیماری ایدزی مشکلاتش به حداقل برسد. مشکلاتی که باید با کمک دولت، رسانه‌ها و مردم حل شود. برای روز جهانی ایدز خواندن این مصاحبه شاید رسالت ما را برای اطلاع رسانی محقق کند.
کد خبر: ۲۲۰۸۵۲

من به عنوان نماینده رسانه اینجا هستم و شما به عنوان رئیس اداره ایدز در وزارت بهداشت. اگر یک بیمار ایدزی در این گفتگو شرکت داشت، فکر می‌کنید اولین چیزی که به عنوان دغدغه و مشکلش مطرح می‌کرد، چه چیزی بود؟

‌ اولین مشکلی که نه تنها برای کشور ما بلکه برای همه کشورها می‌تواند برنامه‌های کنترل این بیماری را تحت تهدید قرار دهد، بحث انگ و تبعیضی است که در جامعه در ارتباط با این بیماری وجود دارد.

چرا این انگ و تبعیض برای این بیماران مشکل‌ساز می‌شود؟

‌به چند دلیل این انگ و تبعیض مهم است. یکی این‌که این انگ و تبعیض باعث می‌شود افراد و گرو‌ه‌هایی که در معرض این بیماری قرار گرفته‌اند، براحتی نتوانند به سیستم‌های ما مراجعه کنند و تحت مشاوره و آزمایش و تحت نظام مراقبت قرار گیرند. سیستم ما در حال حاضر در همه استان‌ها مراکز مشاوره دارد، افراد داوطلبانه مراجعه می‌کنند، مشاوره قبل از آزمایش، آزمایش و مشاوره بعد از آزمایش. اگر آزمایش‌شان مثبت بود، تحت پوشش یک نظام جامع مراقبت قرار می‌گیرند، پیشگیری، بررسی بیماری‌های دیگر تا درمان خانواده‌، همسر و خودشان که  همه رایگان است.

منتها این تابو یا انگی که وجود دارد، باعث می‌شود افراد مخصوصا در مناطقی که از لحاظ جغرافیایی محدودتر است و همه همدیگر را می‌شناسند، از آشکار شدن بیماری خود حذر کنند و ناگفته نماند که این مساله در کل کشورها صادق است.

درخصوص تبعیض‌ها چطور؟ یک بیماری ایدزی با چه تبعیض‌هایی روبه‌روست؟

‌اگر مشخص شود فردی مبتلا به این ویروس است، این فرد حق دارد مثل بقیه شهروندان از حقوق شهروندی‌اش بهره‌مند باشد.

این فرد قطعاً زمانی که مبتلا به این بیماری بوده، اطلاع از نحوه انتقال این بیماری نداشته است، پس در نتیجه مجرم نیست، بیمار است. باید به عنوان یک بیمار به آن توجه کرد، نه با نگاه یک مجرم که دچار جرم شده است.

ببینید مثلاً این‌که من راضی نباشم با کسی که مبتلا به این بیماری است در یک جا کار کنم، در یک جا زندگی کنم، در یک محل باشم، در یک جا درس بخوانم و مراوده داشته باشم، باعث می‌شود این افراد هر چه بیشتر بروند در جمعیت‌های مخفی قرار بگیرند.

امروزه این افراد به عنوان یکی از عوامل مهم در پیشگیری از حرکت اپیدمی بیماری مطرح هستند.

یعنی این افراد باید اینقدر توانمند باشند، در جامعه اعتماد به نفسشان بالا برود، حقوقشان همانند دیگر شهروندان جامعه رعایت شود که خود این افراد حساس شوند که بیماری‌شان به دیگر افراد جامعه انتقال نیابد. از طرفی ریشه تبعیض هم بحث باورهای غلط است. باورهای غلط که مثلا این بیماری از چه راه‌هایی منتقل می‌شود.

این بیماری از راه دست دادن، شنا کردن در یک استخر، در یک حمام استحمام کردن، در یک جا کار کردن، از ظروف همدیگر استفاده کردن، با نیش پشه و حشرات و حتی در یک مکان زندگی کردن منتقل نمی‌شود.

دست دادن و روبوسی کردن با این افراد هم باعث انتقال بیماری نمی‌شود. اگر ما بتوانیم این باورغلط را در جامعه عوض کنیم و اطلاعات درستی در خصوص راه‌های انتقال بدهیم، خیلی کمک کرده‌ایم به  این‌که این تبعیض از بین برود و به بیماران کمک شود.

راه‌های اصلی انتقال بیماری چیست؟

‌ این بیماری فقط از دو راه بسیار عمده منتقل می‌شود. از طریق خون و فرآوردهای خونی که در کشور ما پالایش خون و فرآورده‌های آن به دقت انجام می‌شود و راهبرد خون سالم صد درصد در کشور ما  اجرا می‌شود. پس از این راه خطر انتقالش خیلی نادر و بعید است.

استفاده از وسایل تزریق مشترک در میان مصرف‌کنندگان مواد مخدر و ارتباطات جنسی محافظت نشده نیز از راه‌های شایع محسوب می‌شوند که کافی است کسی این عوامل را خوب بشناسد  و بتواند از خودش در مقابل این بیماری محافظت کند. در این خصوص رسانه نقش مهمی دارد  و می‌تواند با آموزش‌های مستمر و متنوع در قالب داستان، سریال، فیلم، گزارش خبری، مصاحبه یا هر چیز دیگری مخاطبان را با این بیماری آشنا کند.

البته من فکر می‌کنم بیماران مبتلا به کمک شما بیشتر احتیاج دارند. چون ابعادی که شما مطرح می‌کنید، اعم از تبعیض‌هایی که وجود دارد و انگی که به آن می‌خورد، لزوما بین بخشی نیست. آن جایی که این بیمار باید اعتماد به نفسش را به دست آورد به  آگاهی‌هایی که وزارت بهداشت، اداره شما و کلا  این مجموعه باید به آن بدهد، نیاز دارد. رسانه زمانی می‌تواند کارش را درست انجام دهد که از این سمت درست تغذیه شود، موافق نیستید؟

‌به نکته خیلی خوبی اشاره کردید اولا باید توجه کنیم ایدز تنها یک بیماری نیست، یک معضل اجتماعی است. بسیاری از ریشه‌های این بیماری برمی‌گردد به عوامل تاثیرگذار اجتماعی که در همه جوامع وجود دارد و مختص جامعه ما نیست.

یکی این‌که جمعیت ما جوان است. دقیقا از آمار اطلاع ندارم، ولی بیش از 50 درصد از جمعیت کشور در سنین جوانی و نوجوانی قرار دارند و معمولا جوانان در مبادرت به رفتارهای پرخطر کنجکاو هستند.

بسیاری از ریشه‌های این بیماری برمی‌گردد به درون جامعه، پس در نتیجه عوارض و عواقب این بیماری هم به جامعه برمی‌گردد. یعنی وقتی می‌گوییم این بیماری تنها یک معضل سلامتی نیست، بلکه یک معضل اجتماعی و معضل اقتصادی است و عزم ملی را می‌طلبد، منظورمان همین است، یعنی همه باید در این رابطه کنار هم باشیم.

ما در حال حاضر قوانین خوبی داریم، از آموزش و پرورش به کلیه مدارس بخشنامه شده که هیچ دانش‌آموز مبتلا به این ویروس یا این‌که پدر و مادرش مبتلا به این ویروس باشند، صرفا به دلیل این موضوع حق محرومیت از تحصیل را ندارد.

یک بخشنامه با امضای معاون اول رئیس‌جمهور به کلیه کارفرماها وجود دارد که هیچگاه کارفرماها حق  بیکار کردن یا استخدام نکردن فردی را صرفا به خاطر این‌که مبتلا به این ویروس است یا خانواده‌اش مبتلا به این ویروس هستند، ندارد. قوه قضاییه نیز به کلیه زندان‌ها ابلاغ کرده که هیچ زندانی صرفا به خاطر مبتلا بودن به این بیماری از بقیه زندانیان جدا نشود و همین طور برنامه‌های کاهش آسیب را به رسمیت شناخته و ابلاغ کرده که هر کسی که به نوعی بیماری اعتیاد به مواد مخدر را دارد، اگر تحت پوشش برنامه‌های کاهش آسیب قرار گیرد، مصون از پیگردهای قانونی است.

وزارت بهداشت به کلیه مراکز بهداشتی درمانی ابلاغ کرده که این مراکز موظفند بیماران مبتلا به اچ. آی. وی  و ایدز را مانند بقیه بیماران سرویس بدهند و فرقی برای آنها نگذارند. پس پشتوانه قانونی قضیه کامل است؛ اما درخصوص وظیفه آموزش و اطلاع‌رسانی، بخشی مربوط به گروه‌های ویژه و  آسیب‌پذیراست. یعنی مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر، همسرانشان، افرادی که مبتلا به این ویروس شدند و همسران خانواده‌های آنها و افرادی که دیگر رفتارهای پرخطر را دارند که در این خصوص ما با همکاری دیگر وزارتخانه‌ها و نهاد‌ها وارد عمل می‌شویم.

پس اطلاع رسانی برای عموم جامعه چه می‌شود؟

در پاسخ این سوالات هم مطرح می‌شود که دسترسی ما به جمعیت عمومی چقدر است؟ ما چقدر می‌توانیم خانه به خانه ورود پیدا کنیم؟ آیا اصلاً این ماموریت ماست؟ آیا توان ما اجازه این کار را می‌دهد؟

بعضی خدمات ویژه‌ است و بخش دیگر عمومی. خدمات ویژه وظیفه ماست و دسترسی به افراد ویژه هم وظیفه ما.

ما الان تیم‌های یاری رسان تشکیل دادیم. بیش از 192 تیم در حال حاضر در سراسر کشور کار می‌کنند. اعضای این تیم‌ها کسانی هستند که قبلا زندانی بودند یا مصرف‌کننده مواد مخدر تزریقی یا این‌که مبتلا به  اچ. آی. وی هستند.

این افراد حالا یار ما شده‌اند و  در بیغوله‌هایی که امکان دسترسی به گروه‌های در معرض خطر یا دارای رفتار پرخطر، نیست یا کم است می‌روند و آموزش‌ها و خدمات را ارائه می‌کنند. جاهایی که من و شما نمی‌بینیم. ولی درخصوص عموم جامعه نقش رسانه پررنگ می‌شود.

دقیقا اعتراض من همین است، شما دارید با من صحبت می‌کنید. من قرار است این صحبت‌های شما را به عموم جامعه ارائه کنم. در واقع این یک مصاحبه آموزشی است؛ اما شما مثلا از لغت رفتارهای پرخطر استفاده می‌کنید، در حالی که به نظرم چنین مفاهیمی هنوز صراحت لازم را ندارند و ممکن است برا ی خواننده گنگ باشد. ما همچنان داریم با واژه‌ها بازی می‌کنیم. رفتارهای پرخطر در باور عامه یک واژه گنگ است و هنوز خیلی‌ها تعریفی از آن ندارند. شما به عنوان مسوول هنوز در مواجهه با رسانه با زبان اشاره صحبت می‌کنید؟

این ویژگی رسانه عمومی است.

این ویژگی رسانه نیست. به نظرم پنهان‌کاری است.

‌نه، بحث پنهان کاری نیست. زمانی که رسانه خبری را منتشر می‌کند، حالا یا از تلویزیون یا از طریق رسانه‌های نوشتاری یا رادیو، این خبر طیف وسیعی از مخاطبان را در نظر می‌گیرد.

فرضا یک برنامه تلویزیونی در حال پخش است و تمام اعضای خانواده نشسته‌اند، از بچه 5 ساله تا مرد 90 ساله، پس در واقع جوانب این اطلاع‌رسانی باید در نظر گرفته شود.

ما همیشه بر شفاف‌سازی تاکید داریم. در هیچ کجای دنیا  هم  این طور نیست و شما نمی‌توانید به یک طیف وسیعی آموزش دهید. آموزش باید مدیریت شده باشد. از طرفی الگوی انتقال بیماری در کشور ما متفاوت است.

تاکید مسوولان و کارشناسان، در 2 مورد مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر و روابط جنسی محافظت نشده است. در واقع چیزی که الان زنگ خطر ما محسوب می‌شود، با توجه به این‌که این بیماری رشد سریعی دارد تغییر الگوست. بار‌ها اعلام شده ما با تغییر الگو مواجهیم، یعنی  از مصرف‌کنندگان تزریق  به روابط جنسی نامشروع. پس برنامه‌های آموزشی هم در همین جهت باید شفاف شود؟

صحبت شما درست است. ما باید تخمین بزنیم در آینده مسیر حرکت اپیدمی بیماری به کدام طرف می‌رود و بر همان اساس طرح و برنامه داشته باشیم. اما به هرحال یک برنامه مداخله‌ای باید بومی‌سازی بشود. باید ایرانی باشد. شما نمی‌توانید برنامه‌‌ای که مثلا در تایلند پیاده شده، درایران اجرا کنید.

به هرحال اعتقادات فرهنگی ما مانع از این است که بتوانیم خیلی صریح و راحت راجع به هر چیزی صحبت کنیم. از طرف دیگر، این تغییر الگو هنوز اتفاق نیفتاده، ولی باید مواظب باشیم اتفاق نیفتد.

در حال حاضر بعضی کارشناسان معتقدند میزان انتقال از طریق روابط جنسی محافظت نشده در حال افزایش است.

طبق آخرین آماری که ثبت کردیم، حدودا 69 درصد از موارد ثبت شده  این بیماری، از طریق تزریق وسایل مشترک در اعتیاد تزریقی بوده و حدود 8 درصد از راه انتقال جنسی و در حدود 22 درصد موارد نیز، راه انتقال ناشناخته بوده است. ایران در حال حاضر یک الگوی برتر در ارتباط با کنترل این بیماری دارد و گروه‌های بسیاری از کشورهای دیگر مداوم می‌آیند و از برنامه‌های ما الگوبرداری می‌کنند که این برنامه‌ها را بتوانند در کشورشان پیاده کنند.

به نظر می‌رسد این برنامه‌ها بیشتر روی کاغذ است. مثالی می‌زنم درباره همکاری شما با ستاد مبارزه با مواد مخدرو بحث نصب خودپردازهای سرنگ و کاندوم. این بحث خیلی طول ‌کشید و دائم در چالش بود. ظاهرا  الان 5 منطقه دارای خودپردازاست و هیچ گزارشی به ما که رسانه‌ باشیم در مورد این‌که نصب آنها  چگونه بوده  و چه تاثیری داشته اعلام نشده، به عبارتی  درسکوت در حال انجام است.

این برنامه را دفتر سلامت روان و دفتر جوانان ما که بحث اعتیاد را دنبال می‌کند، باید پاسخ دهد. ولی تا آنجایی که در کمیته‌هایشان بودم و اطلاع دارم این برنامه به شکل پایلوت در حال اجراست. در هر برنامه پایلوت یا آزمایشی هم باید منتظر بررسی‌ها و نتیجه کار در مدت زمان تعیین شده باشیم.

اگر چالش یا نگرانی از سوی  وزارت بهداشت وجود داشته به بحث آموزشی در کنار نصب این خودپرداز‌ها مر بوط بوده و این مساله که فقط یکی بیاید سرنگ را دریافت کند و برود، یا این‌که بعد آموزشی در این وسط نیز در نظر گرفته می‌‌شود.

در هر صورت، بحث خودپرداز‌ها در مرحله ارزیابی است. نتایج این ارزیابی که مشخص شود  در ارتباط با این‌که این طرح تبدیل به برنامه شود، قطعا اطلاع‌رسانی خواهد شد.

بحث آموزشی هم در این برنامه مورد توجه قرار گرفت؟

بله. توزیع همزمان جزوه‌های آموزشی که به صورت تصویر یا متن بخواهد در کنار دستگاه‌های خودپرداز اطلاعات بدهد، در حال انجام است، منتها کارشناسان معتقدند ممکن است این آموزش کافی نباشد.

باید ارزیابی شود که آیا فردی که این خدمت را دریافت می‌کند، با یک پنفلت یا بروشور می‌تواند تمامی آموزش‌هایی را که لازم است دریافت کند یا نه. اما این‌که شما اشاره کردید، این حرف‌ها روی کاغذ است، باید توضیح بدهم این تجربیات کاملا مستند است.

در خیلی از کشورها مخصوصا خاورمیانه  شیوع اچ. آی. وی در میان یکی از گرو‌ه‌های دارای رفتار پرخطر شایع است.  در کشور ما این گروه ویژه  فعلا مصرف کنندگان تزریقی مواد هستند که  شیوع اچ. آی. وی در آنها در  عرض کمتر از 2 سال به بالای 40 درصد افزایش می‌یابد.

ما مطالعات زیادی را در داخل کشور انجام دادیم و  سال گذشته مطالعه جامعی در کل کشور انجام شد. خیلی زمان‌بر و هزینه‌بر بود و در نهایت به ما ثابت کرد که  از این شیب تند، نسبت به آخرین مطالعه‌ای که در همین رابطه مثلا در سال 81  و 83 انجام شده، کاسته شده است.

وقتی اینها را در کنار هم قرار می‌دهیم، می‌بینیم برنامه‌های کاهش آسیب ما فقط روی کاغذ نیست.

یعنی اگر ما این مداخلات را انجام نمی‌دادیم، امروز باید شیوع این بیماری در بین مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر به بالاتر از 30 درصد می‌رسید، در حالی که الان چیزی در حدود 8/18 درصد است.

وقتی مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم باید شیب تندی اتفاق می‌افتاده که نیفتاده و مستندات آن در بسیاری از کشورهای دنیا مخصوصا مطالعات آن در کشورهای خاورمیانه و آسیا وجود دارد. پس برنامه‌هایمان تا الان موفق بوده است.

سازمان‌های بین‌المللی متولی امر بهداشت هم تاکید می‌کنند که این برنامه موفق بوده است. ما الان دست نوشته داریم، در سازمان بهداشت جهانی که  برنامه کاهش آسیب ایران را به عنوان یک‌ بهترین تجربه (Best Practice) برای استفاده دیگر کشورها در بین کشورهای منطقه معرفی کرده است.

نباید گفت همه چیز در آینده هم موفقیت‌آمیز خواهد بود، چون این بیماری به دلیل ماهیتش با جوان و نوجوان ارتباط دارد و چون به الگوهای رفتاری مرتبط است، بسرعت تغییر مسیر می‌دهد.

به همین دلیل، در حال حاضر ارتباطات جنسی محافظت نشده بیشتر مورد توجه است و بحث‌های اجتماعی زیادی وجود دارد که بر اساس شواهد و گزارش پزشکان متخصص و اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها موارد ابتلا از این طریق در حال افزایش است.

البته قسمتی از این افزایش مربوط به این است که مراجعات بیشتر شده و افراد راحت‌تر ارتباطات جنسی محافظت نشده‌شان را بیان می‌کنند. ولی قسمت عمده‌اش این است که باید بپذیریم امکان تغییر الگوی انتقال برای کشور ما هم ممکن است وجود داشته باشد.

درباره جزوه آموزشی ایدز در مدارس نیز ظاهرا مشکلاتی پیش آمده و خانواده‌ها نسبت به آن خیلی توجیه نیستند. در ضمن قرار بود این جزوه به شکل اجباری تدریس شود که در حال حاضر اختیاری است. نظرشما چیست؟

مهارت‌های زندگی را کاملا مطالعه کردم و خیلی هم خوب تدوین و طراحی شده است.

مثلا در مقطع ابتدایی به دانش آموز یاد می‌دهد که شاخص انتخاب دوست چیست، الگویی که دوستت را باید انتخاب کنی، در دوره راهنمایی تکمیل‌تر می‌شود، مثلا هنر نه گفتن را یاد می‌دهد. به دانش‌آموز کمک می‌کند که قدرت تمیز و انتخاب را در محیطی که قرار می‌گیرد کسب کند.

در مقطع دبیرستان در بحث زیست‌شناسی وارد مقوله بیماری می‌شود و راه‌های انتقال و پیشگیری و معضلات بیماری را بررسی می‌کند.

ولی مشکلی که وجود دارد، این است که اولاً این درس در کلیه مدارس اجباری نیست. در بعضی مدارس بستگی به علاقه مدیر مدرسه یا مربی پرورشی یا بهداشتی  این درس جدی گرفته می‌شود در بعضی مدارس خیر.

قبول دارید؟

‌بله کاملا قبول دارم. این کاملا طبیعی است یعنی  تغییر باور زمانبر و هزینه براست. شما برای عوض کردن باوری که در فردی ایجاد شده، به یک آموزش مستمر نیاز دارید.

این هم یکی از باورهای غلط است. انتقال اچ. آی. وی از طریق دندانپزشکی بسیار بسیار کمتر از بقیه بیمار‌ی‌های قابل انتقال از طریق خون است. مثلا احتمال انتقال  هپاتیت B از طریق دندانپزشکی 40 برابر بیشتر از ایدز است یا مثلا هپاتیت C.

در صورتی که خود  دندانپزشک هم  برای محافظت از خودش موظف است طبق پروتکل‌های موجود دستگاه‌هایش را استریل کند.

از طرفی ویروس اچ. آی. وی اینقدر ضعیف است که در محیط خشک خارج از مایعات بدن در کمتر از 2 ساعت از میان می‌رود.

اظهارنظرات متفاوتی در این زمینه مطرح شده است. از 5 دقیقه گفته شده تا 2 ساعت؟

‌اینها همه بستگی به شرایط محیط دارد. خود ویروس اگر در یک محیط کاملا خشک قرار بگیرد، 5 دقیقه بیشتر نمی‌تواند زنده بماند. حالا فرض کنیم این محیط به نوعی بتواند شرایط زیست این ویروس را تامین کند، در این صورت هم حداکثر تا 2 ساعت می‌تواند زنده بماند.

این نشان می‌دهد مشکل اصلی در دندانپزشکی نیست، ولی باز هم این باور غلط وجود دارد. برای تغییر باورهای غلط باید خیلی کار کرد.

سال‌ها گذشت تا  ما  توانستیم رفتارهای ترافیکی‌مان را یک مقدار اصلاح کنیم و کمربند ببندیم. برای از بین بردن باور‌های غلط در خصوص ایدز هم به زمان نیاز داریم.

آخرین آمار‌های رسمی مبتلایان به ایدز در ایران چقدر است؟

طبق آخرین آمار ثبت شده تا اول مهر امسال، 18 هزار و 320 مورد ابتلا به ویروس از دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور به ما گزارش شده است که از این تعداد حدود 96 درصد را مردان و حدود 4 درصد را زنان تشکیل می‌دادند.

تخمینی هم وجود دارد که پیش‌بینی می‌کند 70 تا 80 هزار نفر مبتلا به ویروس و ایدز داشته باشیم.

‌آقای  دکتر، اصولا شبهه‌ای  وجود دارد مبنی بر این‌که پنهانکاری‌هایی در خصوص آمار ایدز وجود دارد. حتی درخصوص این آمار غیررسمی. خواهش می‌کنم خیلی صریح صحبت کنید. وضعیت ما در دنیا چگونه است؟

تاکید وزارت بهداشت بر شفاف‌سازی در بحث آمار است. از مقامات مافوق تاکیدی که می‌گیریم این است که در هر زمینه‌ای شفاف باشید، یعنی هیچ پنهانکاری در این زمینه وجود ندارد.

الان در هر استانی یک مرکز مشاوره داریم. شما و در واقع رسانه‌ها کمک می‌کنید و اطلاع‌ رسانی صورت می‌گیرد ما مراکزمان را گسترش می‌دهیم و گرو‌های یاری رسان راه می‌اندازیم و لینک می‌دهیم. اینها باعث می‌شود افراد بیشتری بتوانند به ما مراجعه کنند و تحت مشاوره و آزمایش قرار بگیرند.

هر چه تعداد افراد بیشتری ثبت و گزارش‌شوند، تعداد افراد تحت نظام مراقبت ما هم بیشتر می‌شود. اگر این نظام مراقبت در یک کشوری ضعیف‌تر باشد،افراد کمتری را ثبت و گزارش می‌کند و این به آن معنا نیست که  تعداد افراد مبتلا در آن کشورها کمتر است.

البته برخی کشورها واقعا بنا به دلایل غیرپزشکی از ارائه آمارهای واقعی در این زمینه خودداری می‌کنند.

مثلا شاهدیم در بسیاری از کشورهایی که درمنطقه ما و همسایگی ما وجود دارند،بسیاری از رفتارهای پرخطر جنسی که مرتبط با این بیماری است اتفاق می‌افتد، ولی وقتی آمار ایدز آنها را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم آمار واقعی نیست. ما اعتقاد داریم اطلاعات و آمارمان کاملا شفاف است. این تعداد موارد، مواردی هستند که به ما مراجعه کرده‌اند و نشان دهنده این است که نظام مراقبت ما بیدار است، کاملا بین انتقال خون، ‌زندان، وزارت بهداشت، بهزیستی، هلال احمر ارتباط وجود دارد.

مستوره برادران نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها