برای ژان مارک فیلیپ

ژان مارک فیلیپ، خالق طرح کئو را در سال 2004 برای اولین بار در پاریس دیدم و از آن زمان همراه او شدم و در کنارش برای کئو قدم برداشتم. به ایران رفتیم و از این طرح برای ایرانی‌ها حرف زدیم.
کد خبر: ۲۲۰۷۰۲
2 هفته پیش او بر اثر بیماری درگذشت و من هنوز هم رفتنش را باور نکردم و با نگاه به عکسش اشک می‌ریزم. چطور می‌توان خاموشی مرد بزرگ اندیشه‌ای با چنین وسعت را باور کرد.

زمانی که برای اولین بار دیدمش، یکی از دغدغه‌های او، بی‌اطلاعی ایرانیان از این طرح و در نتیجه جای خالی این مردم و این فرهنگ در سفینه کئو بود، چند ماه بعد به ایران آمدیم و ژان مارک که ایران برایش در زیبایی‌های مینیاتورهای موزه لوور خلاصه می‌شد، بخش مهمی از رویای کودکی‌اش به حقیقت پیوسته بود و قدم بر روی خاک هنرپرور ایران گذاشته بود.

یک هفته در تهران بودیم و ژان مارک بدون خستگی کار می‌کرد؛ قرارهای ملاقات، کنفرانس‌های متعدد، مصاحبه‌های گوناگون با رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها.

سفر به پایان رسید و ژان مارک در فرودگاه به هنگام خداحافظی اشک ریخت. وقتی در هواپیما از او پرسیدم چرا غمگین هستی، گفت دلم برای این همه انسانیت و مهربانی ایرانی‌ها تنگ می‌شود.

ژان  مارک فیلیپ بارها در مصاحبه‌هایش گفته بود که تصمیم دارد پس از اتمام طرح‌کئو به ایران برگردد و مدت یک ماه در کنار ایرانیان بماند و استراحت کند.

چقدر سخت بود شنیدن خبر مرگ او.

چقدر سخت بود  باور نکردن مرگ او.

و سخت‌تر از همه آنها، چقدر سخت بود دادن این خبر به دیگران.

خواهرم می‌گوید سنمان که  کم‌کم بالا می‌رود، بیشتر شاهد مرگ آشنا‌ها و از دست دادن دوست‌هایمان خواهیم بود.

چقدر سخت است  باور کردن این واقعیت.

من 4 سال با او کار کردم، 4 سال مدت زمان خوبی است برای شناختن آدمیت یک آدم. ژان مارک  فیلیپ انسانی مهربان با قلبی بسیار بزرگ بود، در این چند سال هرگز ندیدم که گله‌ای کند، شکایتی داشته باشد. به زندگی امیدوار بود و مردم را عاشقانه دوست می‌داشت، دغدغه‌های ذهن او مردمی بودند که در گوشه و کنار این دنیای بزرگ زندگی می‌کنند بدون کم‌ترین امکانات. دغدغه‌اش این بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها بود.

ژان مارک هنرمند نقاش خوبی بود و می‌گفت زندگی را از این راه شناخته است.

عاشق آسمان و ستاره‌ها بود، وقتی از او از این علاقه‌اش می‌پرسیدم می‌گفت: مردم در هرکجای دنیا که باشند، به ستاره‌ها نگاه می‌کنند و آرزو می‌کنند. من کئو را ساختم تا آرزو‌های مردم را به ستاره‌ها ببرد. کئو را خلق کردم تا به همه انسان‌ها یکسان نگاه کند، همه در آن حقی مساوی داشته باشند.

او هرگز تفاوتی بین مردم نمی‌گذاشت و کئو براستی سمبل کاملی از این تفکر بود.

گردونه چرخید و چرخید و او را از این زمین خاکی به قلب آسمان برد، به جایی که همیشه نگاهش می‌کرد و بی‌تابش بود و بالاخره به ستارگانی پیوست که همیشه مشتاقشان بود... .

یک بار که از او پرسیدم آیا خودش پیامش را برای کئو نوشته است یا نه، گفت، نه، من آخرین نفری خواهم بود که پیامم را می‌نویسم. اما افسوس که روزگار زودتر از آنچه که او می‌پنداشت، نامش را از فهرست خط زد.

به قلبم فشار می‌آید وقتی به یاد می‌آورم که اجل مهلتی به او نداد تا پایان و نتیجه طرحش را ببیند. پیام‌های تسلیت در 2 هفته گذشته از تمام گوشه و کنار دنیا، به زبان‌های گوناگون به دستمان رسیده، هیچ کس خاموشی او را باور نمی‌کند. خواهرش در مراسم او می‌گفت: گروه کئو تصمیم دارد طرح بنیانگذار خود را تکمیل کند، کئوهمانند کلیسایی است که پس از درگذشت معمار خود به اتمام می‌رسد.

آشکار است که اندیشه‌های ژان مارک فیلیپ هرگز نخواهد مرد. میلیون‌ها مردمی که طی این سال‌ها همگام او شدند و پیام‌هایشان را برای نوادگانشان فرستاده‌اند، نخواهند گذشت که تاریخ بشری از بین برود. همه اینها نگران آینده هستند و نگران آینده بچه‌هایشان و بچه‌های بچه‌هایشان. این همان چیزی است که ژان مارک فیلیپ به دنبالش بود. بی‌تفاوت نبودن نسبت به سرنوشت خود و دیگران.

کئو ادامه خواهد داشت.

کنار پنجره می‌روم، به آسمان پرستاره نگاه می‌کنم، حتما ژان مارک فیلیپ هم در همین لحظه  به همان ستاره‌ها نگاه می‌کند. خدایش بیامرزد.

پاریس  - چکامه بزرگمهر  نماینده طرح KEO  در ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها