حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما اینک که گائیچ به اندازه یک ویلای اروپایی از ما پول گرفت و فلنگ را بست، باید در کنار اعتمادی که به حسین معدنی، مربی جوان ایرانی به دست آوردهایم، به دنبال یافتن مربی تراز اول و البته اهل میدان و عمل اروپایی باشیم و چه بهتر که بکلی دور مربیان از رده خارج شده اروپای شرقی را خط بکشیم، چون بدجوری از زمان عقب افتادهاند. چند روز پیش سمیناری با حضور مربیان بزرگ بینالمللی در اسپانیا برگزار شد. از جمع مربیانی چون «آندرا آناستازی» و فاستویو لیدوری (ایتالیا) گوئیدو درمولن سرمربی هلندی تیم ملی زنان اسپانیا، داگلاس بیلی تئوریسین و مربی پرافتخار آمریکا با فیلیپ بلین، رئیس کمیته مربیان جهان از فرانسه، مارکو بوتینا سرمربی تیم بانوان ایتالیا که برای حضور در کنفرانس دعوت شده بودند، فقط یک مربی از کل اروپای شرقی دعوت شده بود، آن هم ایگور کوکوویچ که هماینک سرمربی تیم ملی صربستان است که درباره آمادگی برای شرکت در مسابقه صحبت کرده میخواهیم از آقایانی که گائیچ را همواره جزو 5 مربی برتر دنیا معرفی میکردند بپرسیم، جایگاه این گاسپادین و مربیان روسی و کوبایی کجاست؟ و چرا از آنها دعوت به عمل نیامده است؟
حرف ما این است که دست از افراط و تفریط بشوییم و دچار جو گرفتگی نشویم. در کنار مربیان تحصیلکردهای چون حسین معدنی، استفاده از تجربیات مرد پرافتخاری چون مصطفی کارخانه را از یاد نبریم. چند روز پیش که با کارخانه گپ میزدیم، بدجوری دلش شکسته بود و از این که به این زودی زحماتش نادیده گرفته شده و دوستان دیروز رفیقان نیمه راه شدهاند، شکوه داشت. از نگاه ما کارخانه حق دارد. مطرح کردن مربیان و نیروهای جدید نباید به معنی نفی کارخانهها باشد. از سوی دیگر، اگر باز هم دچار انحصارگرایی شویم و همه چیز را به معدنی ختم کنیم، باید 15 سال دیگر صبر کنیم تا یک مربی دیگر با واسطهای یا برحسب اتفاقی سر راه والیبالی ما سبز شود. خوشبختانه ما ملیپوشانی داریم که تز دانشگاهی خود را درباره والیبال نوشتهاند و بهترین ثمرات را هم گرفتهاند، سعید رضایی، عضو اسبق تیم ملی و باشگاه سانتاکروچه ایتالیا یکی از آنهاست. او تابستان گذشته در کلاس بینالمللی پروفسور <ورالک> شاگرد اول شده بود یا محمود افشاردوست، بهنام محمودی که فوقلیسانس تربیت بدنیاند، رضا مومنی مقدم که استاد دانشگاه است و نیز مربیان بینالمللی دیگری همچون بهروز عطایی، مسعود آرمان، احمد لاهوتی، رحمت نوری، محمد معصومیان و فرشاد سعیدی باید در کانون توجهات قرار بگیرند. بویژه این که اکثریت قریب به اتفاق این مربیان از نظر اخلاقی و شخصیت اجتماعی هم در حد مقبولی قرار دارند. فراموش نکنیم که سازندگی باید شامل حال مربیان و داوران هم شود و دایره دیدمان را فقط به بازیکنان محدود نکنیم.
دوم: از بازتاب حضور تیم والیبال دختران ایران در مسابقههای قهرمانی آسیا که در مانیل فیلیپین برگزار شد، همین بس که بیشتر رسانههای نوشتاری و شنیداری و تصویری این کشور و برخی از ممالک شرق آسیا تصاویر زیادی از بازیکنان این تیم و بویژه حجابی که داشتند، چاپ کرده بودند. بگذریم که این تیم فقط با یک پیروزی مقابل سریلانکا به کار خود خاتمه داد! اما این حضور نه تنها راهگشای ورود جوانان و زنان ایرانی در عرصههای قارهای و بینالمللی خواهد بود، بلکه زمینهساز حضور بانوان کشورهای مسلمان است تا باور کنند که با حجاب هم میتوانند در ورزشهای گروهی ظاهر شوند.
مریم روشنیاخگر، استاد دانشگاه فنی مهندسی شهید عباسپور که سمت سرپرستی تیم دختران ایران را به عهده داشت، میگوید: ما تنها کشور مسلمان حاضر در مسابقهها بودیم و داوران اماراتی از لباس تیم عکس گرفتند تا در کشور خود برای بانوانشان استفاده کنند.
از نظر فنی باید بگویم آنها فوقالعاده بودند، من، خانم شعبانیان (سرمربی) و دیگر همراهان تیم در تمرینات تیمهای کره جنوبی و ژاپن حضور پیدا کردیم و با مربیانشان نشستیم و گپ زدیم و متوجه شدیم اختلاف والیبال ما با آنها ساختاری است.
ژاپنیها در 12 سالگی تکنیکهای پایه را به طور کامل به بازیکنان خود میآموزند.
اما ما تازه در سنین 17 - 16 سالگی والیبالبازان خودمان را شناسایی میکنیم و این درست زمانی است که نوجوان رشد خود را کرده است. این یک تفاوت آشکار فرهنگی ورزشی است که والیبال ما را رنج میدهد. البته فدراسیون والیبال و مربیان تیم تلاش خود را کردهاند، اما متاسفانه محدودیتها و موانعی وجود دارند که برطرف کردن آنها نیازمند جا افتادن کارهای فرهنگی در کشور است.
روشناخگر اضافه میکند: ما از نظر قدی از ژاپنیها برتر بودیم؛ اما آنان والیبال را اصولی و علمی بازی میکردند و ما شاید با تیمهایی چون قزاقستان و هند قابل مقایسه بودیم.
سرپرست تیم جوانان درباره حضور یکی از مربیان مرد ایرانی در کنار تیم میگوید: بعضی مواقع پرسشها و مشکلاتی بروز میکرد که او هم قادر به پاسخگویی نبود، بنابراین نباید دنبال مقصر بگردیم، بلکه باید افق دیدمان را به سوی ورزش علمی و گسترش فرهنگ ورزشی گسترش بدهیم.
سوم: نخستین اردوی گزینشی والیبال ویژه بازیکنان سنین 16 سال در تهران برگزار شد.
نزدیک 50 بازیکن از سراسر کشور طی 3 روز هم آموزش دیدند، هم نمایش دادند و هم گزینش شدند. مربیان و بانیان برپایی این دوره کمنظیر تعدادی را خط زدند تا اسفند و اردویی دیگر که نخبهترینها را برای المپیاد نوجوانان جهان در چین انتخاب کنند. نفس کار خوب و دلپذیر مینماید، اما ترس ما در این است که همانند جشنوارههای مینیوالیبال کم دوام و موسمی باشد. استعدادیابی در ورزش ما باید سیستماتیک و علمی باشد و گرنه درحد یک نمایش خواهد بود و دردی از بیپشتوانگی ورزش ما درمان نخواهد شد. اگر چه رئیس فدراسیون والیبال قول پشتیبانی از این اقدام زیبا را داده است، اما تاکید مجدد ما جدی گرفتن اردوها و مهمتر از آن شیوه و نحوه گزینش استعدادهاست. چون اگر قراراست هزینهای در این راه شود، باید حساب شده و سودمند باشد. جعفر هوتهم، علیرضا خوشهای، رسول بنایی و جمشید علیاری طرحها و برنامههای خوبی را تدارک دیدهاند. گرفتن تست فنی و فیزیکی و پزشکی در 14 ایستگاه یکی از اقدامات خوب این گروه علاقهمند است؛ اما توارث و بهره هوشی هم مسائلی است که نباید نادیده گرفته شود.
جمشید حمیدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....