داورانی که انتخاب برتر ندارند

جشنواره‌هایی بدون جایزه

چندی است در اخبار و رویدادهای حوزه ادب و هنر، اخبار مربوط به جوایز ادبی بخصوص در بخش دولتی را می‌خوانیم و با این عبارت روبه‌رو می‌شویم که هیات داوران در این بخش برگزیده‌ای نداشت. به عبارت دیگر، انتخاب نشدن برگزیدگان در جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی رنگارنگی که این روزها شاهد برگزاری آنها هستیم به یک اپیدمی تبدیل شده است. بی‌شک برگزارکنندگان این جشنواره‌ها نیز حرف‌هایی درباره دلایل این انتخاب نکردن‌ها دارند که در جای خود قابل توجه است، اما تسری یافتن این رویکرد خطراتی در پی دارد که در این نوشتار به بررسی پیامدها و آسیب‌شناسی این گونه رویکردها در حوزه ادبیات کشور پرداخته شده است.
کد خبر: ۲۲۰۵۸۶

جایزه‌های ادبی، یکی از رویدادهایی است که در طول سال و از سوی بخش‌های مختلف دولتی و غیردولتی برگزار می‌شود و با اهدای جوایز به برگزیدگان حوزه‌های مختلف شعر و داستان، باعث توجه مخاطبان به آثار ادبی درخور تقدیر و ایجاد حساسیت در مخاطب می‌شود.

تقریبا همه فعالان حوزه ادبیات براهمیت تنوع و فعالیت جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی تاکید دارند، چون هر رویدادی که باعث گرم شدن تنور ادبیات و فرهنگ شود و رویکرد تشویقی نیز به دنبال داشته باشد در جای خود دارای اهمیت است.

به عملکرد بسیاری از این جوایز در چگونگی اعطای جوایز و نادیده گرفتن گروه‌هایی از فعالان عرصه هنر و ادبیات و رجحان دادن نگاه قبیله‌ای و گروهی برنگاهی بی‌طرفانه و همه‌جانبه، انتقاداتی جدی وارد است، اما در اینجا قصد ورود به این مبحث را نداریم و به بخش دیگری از مشکل می‌پردازیم.

برگزاری چند جایزه ادبی بخش خصوصی، امسال به دلایل مختلف ممکن نشد. ازجمله جایزه ادبی مهرگان که با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد در سال 87 برگزار نخواهد شد و شاهد اعطای جایزه بیژن جلالی نیز نخواهیم بود.

تعدادی دیگر از این جایزه‌های ادبی نظیر گام اول، جلال آل‌احمد، روزی روزگاری و قیصر امین‌پور برگزیدگان خود را معرفی کرده‌اند و گروهی دیگر چون شهید غنی‌پور، پروین اعتصامی، والس، صادق هدایت، واو و گلشیری در مراحل مقدماتی برگزاری و داوری هستند.

از سوی دیگر، چند سالی است شاهد رویکردی تازه و در نوع خود عجیب در جوایز ادبی بخصوص جوایز و جشنواره‌های بخش دولتی هستیم و آن فرار به جلویی است که داوران بسیاری از این رویدادها برای خود یافته‌اند و با انتخاب نکردن برگزیدگان، در حقیقت خیال خود را راحت می‌کنند.

در بیست و پنجمین دوره انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی که بهمن ماه سال گذشته برگزار شد برای چندمین سال پی در پی هیچ کتاب شعری، به عنوان کتاب سال دست نیافت و کتاب داستان برگزیده هم نداشتیم، اگرچه در دوره قبل کتاب اندکی سایه نوشته احمد بیگدلی به این عنوان دست یافته بود.

در دوازدهمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس نیز بازهم هیچ کتاب شعر و داستانی از سوی هیات داوران به رتبه نخست دست نیافت. گویا هیات داوران کسر شان خود می‌دانستند به شعر و داستان نمره بالایی بدهند.

هیات داوران ناشناس نخستین دوره جایزه جلال آل‌احمد هم که پس از 2 سال کش و قوس بالاخره در اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به اجرا درآمد نیز گویا آنقدر سلیقه‌شان از سطح معمولی ادبیات این کشور بالاتر بوده است که در هیچ رشته‌ای نتوانستند یک برگزیده پیدا کنند و آرزوی اهدای گران‌ترین جایزه ادبی کشور را به دل نویسندگان این سرزمین گذاشتند.

جالب اینجاست که معرفی نکردن برگزیدگان به جوایز بخش خصوصی هم سرایت کرده است و بنیاد گلشیری که برگزارکننده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری است در آخرین اظهارنظر مدیرعاملش از قوی بودن احتمال عدم اعطای جایزه رمان برگزیده سخن گفته است؛ اتفاقی که در جایزه روزی روزگاری نیز افتاد و گفته شد تعداد رمان‌های ارزشمند برای داوری به حد نصاب رسیده است!

ادبیات تعطیل

آیا به راستی ما در حوزه‌های مختلف شعر و داستان به وضعیتی رسیده‌ایم که باید برای انتخاب یک کتاب به جایی برسیم که رسما بیانیه بدهیم و بگوییم هرچه گشتیم نتوانستیم آنقدر کتاب پیدا کنیم که بشود به آنها جایزه داد؟
اگر پشت این حرف، هدف سیاسی خاصی نباشد (که به نظر می‌رسد هست)! این سوال پیش می‌آید ادبیاتی که در طول یک سال نتواند چند اثر شایسته خواندن به مخاطبانش عرضه کند اصلا چه نیازی به این همه جایزه و جشنواره و مراسم دارد؟

پرسش مهم‌تر، از بخش دولتی است که اگر وضعیت ما تا آن حد که دوستان در بیانیه‌های خود به آن اشاره می‌کنند وخیم است مسوولان دولتی برای برون رفت از این وضعیت بغرنج چه کرده‌اند؟ آیا بهتر نیست به جای نوشتن بیانیه‌های تند و تیز و سخنرانی‌های ناامیدکننده از جامعه فرهنگی کشور عذرخواهی و هرچه سریع‌تر به دلیل ناتوانی در انجام وظایف استعفا کنند؟

جایزه کتاب سال شعر دفاع مقدس امسال دراین بخش‌ها برگزیده‌ای نداشت: دوم خاطره دیگر نوشت، اول داستان، اول و دوم زندگینامه داستانی، دوم وسوم زندگینامه غیرداستانی، اول تا سوم تحقیق ادبی، اول و دوم تحقیق نظامی، اول تحقیق اجتماعی، اول تا سوم هنر، اول و سوم گرافیک و طراحی، اول شعر، دوم و سوم شعرگردآوری شده، اول و سوم شعر کودک، اول تا سوم داستان کودک.

جالب است که این جایزه را بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس برگزار می‌کند که مسوولیت چاپ آثار مرتبط با دفاع مقدس را به عهده دارد و سوال اینجاست که آیا عدم انتخاب کتاب در این همه رشته به این معنا نیست که ارگان‌های مسوول در این زمینه (و در ردیف نخست خود بنیاد یاد شده) کم‌کاری کرده‌اند یا این که طبق معمول همه تقصیرها به گردن هنرمندان و نویسندگان است؟

شعر معاصر ما سال‌هاست سهمی ازکتاب سال جمهوری اسلامی ندارد و هیچ یک از بزرگان شعر انقلاب (که متاسفانه یکی یکی در خاک می‌آرامند) به این افتخار دست نیافته‌اند. پرسش اینجاست که آیا شعر در چنین سرزمینی این همه دچار خمود و افسردگی است؟

اسم این کار سختگیری است

آنهایی که درشب اهدای جوای جایزه کتاب سال دفاع مقدس حضورداشتند به یاد دارند که چندین بار در این مراسم تاکید شد هیات داوران این جایزه سختگیری کرده‌اند !

پرسش اساسی این است که وظیفه داوران در یک داوری ادبی چیست؟ در پی یک فراخوان ادبی، تعدادی کتاب به جایزه و جشنواره می‌رسد و قرار می‌شود تعدادی داور (که لابد باید همه ویژگی‌های داور بی طرف و دارای صلاحیت را داشته باشند)‌ این کتاب‌ها را بخوانند و از میان آنها بهترین را انتخاب و براساس نمرات خود رتبه‌های برگزیدگان را مشخص کنند. چرا این قضیه ساده را آنقدر بزرگ کنیم که بعد با هیچ وسیله‌ای نتوان آن را جمع کرد؟ قرار است ما چند کتاب را با هم مقایسه و داوری کنیم یا این‌که کتاب‌های موجود را با قله‌های ادبیات جهان و وضعیت آرمانی بسنجیم؟

چه کسی گفته است وظیفه داور یک جایزه ادبی سختگیری وتعیین تکلیف برای ادبیات یک کشور است؟ وقتی قرار است داوری انجام شود و از دل آن داوری هیچ برگزیده‌ای بیرون نیاید چه احتیاجی به این همه خرج و مخارج است؟
تازه بحث صلاحیت داوران پیش می‌آید؛ داورانی که‌‌این گونه فخر فروشانه در خصوص زحمات فعالان ادبیات این سرزمین ابراز نظر می‌کنند لابد باید جایگاهی فراتر از صاحبان آثار داشته باشند و از موضعی بالاتر و والاتر به ادبیات و آثار شعر و داستان بنگرند!

آیا در این جایزه‌ها و جشنواره‌ها چنین داورانی داوری می‌کنند؟ پس چرا هیچ وقت نام این قله‌های شعر و داستان معاصر اعلام نمی‌شود تا ما نیز آثار ارزشمند آنان را بخوانیم و در عمل ادبیات ناب را فراگیریم؟

ابرها را کنار زنید

سال‌هاست این پرسش مطرح است که داوران کتاب سال چه کسانی هستند؟ به خاطر دارم سال گذشته وقتی این را از دکتر منوچهر اکبری، دبیر جایزه کتاب سال پرسیدم که چرا داوران این جایزه ملی معرفی نمی‌شوند، وی گفت: برخی داوران با ما شرط می‌گذارند که برای حفظ آرامش و جلوگیری از فشارهایی که معمولا بر داوران وارد می‌شود از انتشار نام آنها خودداری شود.

امسال هم دبیر علمی نخستین دوره جایزه جلال آل احمد درباره معرفی داوران این جایزه گفت: چنین قراری نداشتیم که داوران را بعد از جایزه معرفی کنیم.محمدعلی رمضانی که مدعی شده بود داوران ما بیشتر داوران علمی و دانشگاهی هستند و دوست ندارند وارد مناقشات رسانه‌ای شوند، گفته بود: آنها نمی‌خواهند مطرح شوند و بعد پاسخگوی رسانه‌ها باشند.

رمضانی همچنین در گفتگو با ایسنا یاد‌آورشده بود: اگر ابتدا با داوران قرار نگذاریم که قرار است نامشان اعلام نشود، آنها همکاری نمی‌کنند وگرنه ما چیزی برای مخفی‌ کردن نداریم و کارمان پنهانی نیست.

این توجیهات مصداق روشن عذر بدتر از گناه است. داوران جایزه‌های دولتی با دریافت وجوهی قابل توجه از بیت‌المال وظیفه‌ای به عهده می‌گیرند و باید در برابر رای و قضاوتی که انجام داده‌اند، پاسخگوی مردم و رسانه‌ها باشند. این چه توجیهی است که چون داوران ما دانشگاهی هستند نمی‌خواهند پاسخگوی رسانه‌ها باشند ؟ رسانه‌ها آیینه مردم هستند و اگر پرسشی مطرح می‌کنند، پرسشی است برآمده از ذهن مردم. آیا اگر آقای داور را در هزار تو مخفی کنیم، سوالات مهمی که درباره عملکردهای جوایز ادبی در جامعه مطرح است پاسخ داده می‌شود؟

با همین پنهانکاری‌ها بوده است که نتایج کتاب سال همواره موجب ایجاد پرسش‌های جدی در جامعه ادبیات ما شده است. این‌که هر سال پس از پایان داوری‌ها شایعات مختلفی در خصوص اعمال نفوذها در داوری کتاب سال یا کتاب سال دفاع مقدس به گوش می‌رسد به دلیل همین پنهانکاری‌های نابجاست.

آیا این توجیهات بهانه‌ای برای پوشاندن ضعف‌های هیات داوری جایزه‌های مختلف دولتی نیست؟ آیا اهالی ادبیات حق ندارند بپرسند کدام غول‌های ادبی جایزه جلال را داوری کردند که حتی در یک مورد یک کتاب قابل پیدا نکردند؟ آیا زمان آن نرسیده است که روند انتخاب هیات داوران جایزه‌های ملی را به جای انتصابی، انتخابی و کاملا شفاف کنیم و به جای پنهان کردن داورانمان در هزارتوی بی‌خبری، با معرفی آنها از انتخاب‌هایشان دفاع کنیم و به رسانه‌ها نیز فرصت دهیم پرسش‌های مطرح را در این باره بپرسند؟

آرش شفاعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها