اجازه روده‌درازی نداریم

فی‌الواقع 10 صفحه ایمیل و مقادیر معتنابهی نامه برایمان آمده و این یعنی این که این هفته ما که کافه کاغذی باشیم مطلقا اجازه روده‌درازی نداریم. به همین خاطر سکوت می‌کنیم و عینهو بچه آدم می‌رویم سراغ کار و زندگی خودمان که از قدیم گفته‌اند، زندگی خالی نیست/ سیب هست/ لپ‌تاپ بعضی‌ها هست... راستی گفتیم لپ‌تاپ یادمان آمد چند وقت پیش به طرز عجیبی به معنای این شعر عجیب و در عین حال پرمعنا پی بردیم. آنجا که می‌فرماید، من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود... چون نمی‌دانیم چه طور یکهو و بی‌هوا این دست مان رفت و خودش را کوباند به لیوان آب روی میز بعضی‌ها و آب هم مثل موجودات بیکار نه گذاشت و نه برداشت یک راست رفت زیر لپ‌تاپ همان بعضی‌ها. البته دستمان متاسفانه سریع وارد عمل شد و لپ‌تاپ را نجات داد.
کد خبر: ۲۱۷۹۱۳

 اینجا بود که ما معنای آن شعر را درک کردیم. منظورم البته، وقت ریختن آب نبود، منظورمان وقتی است که لپ‌تاپ را نجات دادیم، چون طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده با خودمان قرار بود، فقط فاز اول عملیات را اجرایی کنیم!
خلاصه که هر کسی می‌گوید این وروجک در تخسی به ما کشیده رسما و علنا دارد دروغ می‌گوید، اینها همه شایعات دشمن است. بگذریم.

شکوفه از اهواز، روحیه، روحیه... امیدواریم دیگر از پلاسیده شدن دست برداشته باشی، گفتی روحیه بده ما هم دادیم، می‌خواهی برای اطمینان یک بار دیگر هم روحیه بدهیم؟ روحیه، روحیه... .

سینا امینی بی‌اعصاب از مشهد خب داداش تو آرزوهات رو نفرست، چرا قاطی می‌کنی؟ خاطره بفرست. اصلا هر چی دلت خواست بفرست. این گردن ما از مو باریک‌تر.

عسل. ن ما هر چقدر فکر کرد نفهمیدیم این لهجه شما متعلق به کدام دیار بود. لطفا بفرمایید چطور می‌شود هم کم حرف زد هم از وروجک نوشت؟ چون اصولا شرح اعمال ایشان مثنوی هفتاد من کاغذ است... .

الناز خانم، شما لطف داری. امیدوارم ایمیل بعدی‌ات را همزمان با 100 سالگی‌ام نزنی.

مهسا خانم از شیراز، اولا که دستت درد نکنه ایمیل زدی، دوما همین ما که کافه کاغذی باشیم، بی‌بر و برگرد و بی‌هیچ اغراقی عاشق دلخسته حافظ هستیم و در همین عمر 17 ساله و 4 ماهمان، شب‌های زیادی را با این رند عافیت سوز به صبح رسانده‌ایم پس حتی به خواب هم نمی‌بینیم که خدای نکرده بخواهیم او را مسخره کنیم.
همان طور که گفتی موارد مورد نظر تو فقط تقلید بوده و نه خدای ناکرده تمسخر. سوما که جون هر کس که دوست داری دیگه به انگلیسی ایمیل نزن، چون چشم‌های ما فاصله خیلی کمی با لوچ شدن دارند! بعد هم خدا را شکر که مشتری کافه شدی، باز هم برایمان ایمیل بزن و دیگر هیچ.

یک بچه باحالی که یک بار برنده جدول خفن شده و البته مدتی از ریخت ما  یعنی نسل سوم  خوشش نمی‌آمده و حالا می‌یاد وقتی راه می‌ره  دقت کنید فقط وقتی راه می‌ره  مثل ما حرف می‌زنه، برامون ایمیل زده. خب، دست شما درد نکند. اولا ما کی باشیم که شما مثل ما حرف بزنید؟ ما حرف زدنمان را هم از شما یاد گرفته‌ایم! بعد هم با آن ایده دست به سینه ایستادن شترگاو خیلی موافق بودم، فقط اگر ایده‌ای برای بستن زبانش هم داری دستت درد نکنه هر چه زودتر بفرست که بد جور محتاجیم. باز هم منتظر ایمیل‌هایت هستم. خودت رو هم معرفی کنی بد نیست، بیشتر آشنا می‌شویم. به قول خودت یاه یاه یاه... .

مصطفی جان از رشت داداش هیچ آداب و ترتیبی مجوی. نسل سوم یعنی هر کسی که نسل‌سه رو می‌خونه. از آدم 50 ساله گرفته تا همین خود ما که 17 سال و 4 ماه داریم! به خاطر همین شک نکن که مخاطب ما قطعا خودتی. الهی که ما فدای آن شهر خوشگلتان با ماهی سفیدها و باقالی قاتوق‌ها و البته باران‌هایش بشویم.
خیلی سلام ما را به این شهرتان برسان. خدا نصیب کند دوباره آنجا خراب شویم. باز هم ایمیل بزن برادر جان!
زرلو از اصفهان بی‌خیال شو این درس  عربی را. امیدوارم واقعا امیدوارم که تا الان دیگر در اصفهان باران باریده باشد، چون خود ما شخصا دلمان برای زاینده‌رود اساسی شور می‌زند. راستی حال بریانی‌ها چطور است؟ (چیه؟ با کی هستید می‌گویید اوه چه شکمو، اصلا ربطی به شکم ندارد، ما از آنجایی که هلاک ایرانیم اطلاعات عمومی‌مان راجع به شهرهایش بالا است. جانم؟ چی؟ چرا فقط غذاها؟... خب... خب... ای بابا، نسل سومتان را بخوانید، به خوردن  ما چیکار دارید؟ اهه.)!

مهسا خانم، خدا را شکر که از دانشگاهت راضی هستی. تو را به خدا تخصص‌‌ات را در زمینه گفتار درمانی، البته منظور دقیق مان لال درمانی است، بگیر و بیا این شتر را مداوا کن. اگر این کار را بکنی ما را یک عمر مدیون خودت ساخته‌ای، همی! بله... .

محمد جان، دانشجوی نرم‌افزار واقعا امیدوارم خدا به من و تو و همه کسانی که از لپ‌تاپ متنفرند!!! صبر دهد یا لااقل اگر نمی‌دهد، این لپ‌تاپ‌ها را از جلوی چشم ما دور کند، بلکه کمی آرام بگیریم. چرا گفتی قهرمانی میلان سوتی بوده؟ حالا اروپا نشد، ایتالیا. ای بابا، اصلا قهرمانی این تیم یه چیز مسلمه من چرا دارم بحث می‌کنم؟ باز هم ایمیل بزن. امیدوارم دفعه دیگه، از لپ‌تاپ خودت برایمان ایمیل بزنی من هم با این که خیلی از لپ‌تاپ بدم میاد و تحملش را ندارم، ولی چون خیلی اصرار می‌کنید، امیدوارم از لپ‌تاپ خودم جواب ایمیل‌ات را بدهم. چه کار کنیم دیگه، خراب مشتری‌های نسل سومیم!

ناشناس از یه جایی و هامی هومی، ایمیل‌های شما هم رسید. دست شما درد نکند، منتظر بعدی‌ها هستیم.
سلا‌م، صونا خانم می‌بینم که مثل همیشه در بسیاری موارد مثل خواهرزاده و لپ‌تاپ و اینها با هم همدردیم.
زیرنویس: مونا و سونیا بچه‌های خوبی هستند و هر شب دندان‌هایشان را مسواک می‌زنند. شما هم یاد بگیرید.
فقط اگر از پیاده رو هم رد شوند دیگر خیلی خیلی بچه‌های خوبی می‌شوند و حتما برایشان جایزه می‌گیریم. فرشته مهربون هم هر شب می‌آید و وقت خواب برایشان لالایی می‌خواند... حالا وروجک بگیره بخوابه... ای وای ببخشید یک لحظه قاطی شد! خلاصه که گفتی بنویس اسمشان را، ما هم نوشتیم. شما هم زود به زودتر برایمان نامه بنویس. آفرین دخترم.

آسیه خانم نامه شما هم رسید. آرزوها و خاطره‌هایت را چاپ می‌کنیم. چون خیلی حرف برای گفتن نداشتی ما هم خیلی بلند جواب نمی‌دهیم تا انگیزه پیدا کنی از این به بعد بیشتر برایمان بنویسی. تو هم آفرین دختر خوبم!
صفحه ترکید. خداحافظ. پیاده روهای پاییز را دوست داشته باشید، وقت کردید یک دستی هم به سر کچل این پل‌های عابر پیاده بکشید، دق کردند از تنهایی. تا هفته بعد. عزت زیاد.

kafekaghazi@gmail.com


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها