مرتضی ممیز یادداشت حاضر را به یاد همسرش شادروان فیروزه صابری نوشت که در آخرین شماره نشریه دستها و نقشها - زمستان 77 - به چاپ رسید. فیروزه صابری بیش از 30 سال در کنار ممیز زندگی کرد و سرانجام به دلیل ابتلا به بیماری سرطان زندگی را بدرود گفت. این بیماری جانگداز چند سال بعد در جان خسته ممیز جا گرفت و سرانجام او را نیز در کام خود کشید تا در آرامگاه خانوادگی دهکده کردان به یکدیگر بپیوندند.
روانشان شادباد.
کد خبر: ۲۱۷۶۸۹
میتوان گفت که در ایران امروز، هنر رقعهدوزی، بدون آن که اوجی داشته باشد، کار فراموششدهای است و اگر هم در گوشه و کنار کسانی گهگاه کاری را انجام میدهند، آنچنان تلاش چشمگیری نیست که بتوان آن را به عنوان جریانی هنری به حساب آورد.
اوایل دهه شصت که شادروان فیروزه صابری نقاش، آثاری از تکهدوزیهای هندی توجهش را به خود جلب کرد، رقعهدوزی را چشماندازی فراموششده و زیبا و موثر در بیان تصویری دید و ازآن هنگام مشتاق پیجویی و سپس خلق آثاری در این زمینه شد. آنچه را که در گوشه و کنار به دست میآورد، کوششهای نهچندان جدیای بودند که زنان و مادران، به شکل کارهای «چهلتکه» از سر تفنن اما خالی از خلاقیتهای لازم، ساخته بودند. همین امر انگیزهای موثر در جستجوهای خلاقانه او و طراحی و ساخت آثار بعدش شد و تلاش کرد تا با کارهایش رقعهدوزی را دوباره به نحو چشمگیری مطرح کند.
فیروزه صابری با نگاهی به شیوه تصویرسازی در فرشهای تصویری و بویژه با توجه به طرز رنگآمیزی زنده و رنگین فرشها، گبهها، گلیمها و دستدوزیهایی شد روستاییان دست به کار آفرینش تکهدوزیهایی که فضا و روحیهای نقاشانه داشت و در آنها حکایات عاشقانه لیلی و مجنون نظامی، یوسف و زلیخای قرآن، افسانههای عارفانه مولوی و چشماندازهای تصویری اشعار نیما یوشیج، بهانهای برای به وجود آمدن ترکیبات نقوش آثار وی شدند.
هر یک از کارهای فیروزه، نمایشگر صحنهای ملهم از موضوعات ادبیات کلاسیک ایرانی است که که به شکل تازه و دیدگاهی هنرمندانه و امروزی با تکه پارچههای کوچک و بزرگ ساخته شدهاند.
طرز کار او به سیاق فرشها و گبهها ساده و خلاصهاند و به مانند نگارگریهای ایرانی، ذهنی و خیالی و بدون پرسپکتیو هستند و همه طرحها و شکلها با شیوه اختصاصیاش با قدرت و توانایی ساخته و رنگآمیزی شدهاند و بالاخره با برپایی چندین نمایشگاه از آثارش توانست آرزویش را که تجدید حیات و معرفی هنر رقعهدوزی به عنوان راه و بیانی تازه در محیط هنرهای تجسمی ما بود، جامهعمل بپوشاند. کارهای فیروزه عبارت از پردههایی حداقل در ابعاد 2*2 متر است که به مانند پردهای آویخته میشود و بر روی آن تصاویر در نهایت سادگی و صمیمیت با رنگهایی زنده و درخشان دوخته شدهاند و مجموعه فرمهای تصاویر در میان حاشیههای پهن به طرزی جدید و زیبا محاط شدهاند و از این طریق جلوه بیشتری پیدا کردهاند و در نهایت سنفونی تصویری زیبایی از رنگ و فرم را با روحیه و فضایی ایرانی و امروزی به وجود آوردهاند. فیروزه تصاویر پردهها را بدون حواشی آن روی بوم و به صورت تابلو نیز نقاشی کرده است.
متاسفانه عمر کوتاه فیروزه مانع ادامه درخشش بیشتر او شد و در بهمن 1375 آثار زیبایش را بهجا گذاشت و خود برای همیشه از این جهان رفت.