او قتل را به یاد نمی‌آورد

«همسرم همواره به من تاکید می‌کرد که استفاده روزانه من از موادمخدر و اعتیادم به این ماده مخرب بالاخره روزی مرا دچار مشکل خواهد کرد. او می‌گفت هر فردی که به این مواد معتاد شده است حتی اگر چند سالی را هم توانسته است زنده بماند و سلامتی‌اش را از دست بدهد بالاخره تحت تاثیر این مواد دست به کاری زده که مطمئنا اگر معتاد نبود هرگز این کار را انجام نمی‌داد. گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم شاید تنها توجهی که برای عمل من که از نظر پلیس قطعی است وجود داشته باشد اعتیاد شدید من به مواد مخدر بوده باشد. هر چه سعی می‌کنم هیچ چیز از آن شب تاریک به یاد نمی‌آورم و اگر ماموران پلیس اطمینان دارند که من قاتل دختر جوان 21 ساله هستم پس مطمئنا تحت تاثیر موادمخدر دست به چنین عملی زده‌ام که خود آن را به یاد ندارم.»
کد خبر: ۲۱۳۰۳۹

آقای «رایان رونی» 38 ساله که پدر 3 فرزند است به اتهام به قتل رساندن دختر دانشجوی 21 ساله‌ای به نام «میشل کوئین» راهی دادگاه شد. وی پس از انجام انواع آزمایش‌ها  و تحقیق گسترده روی این پرونده به اتهام قتل عمد این دختر به حبس ابد محکوم شد؛ حکمی که رونی معتقد است همخوانی با شرایط او ندارد و باید در آن تجدیدنظر شود. گرچه رونی هرگز نپذیرفته است که وی قاتل این دختر جوان بوده است انجام آزمایش‌های دقیق DNA روی جسد این دختر جوان شک پلیس نسبت به اقای رونی را به یقین تبدیل کرده و سبب شد اعضای هیات منصفه نسبت به این پرونده به راحتی تصمیم بگیرند. «من بیش از 10 سال است که ازدواج کرده‌ام و در این 10 سال گرچه حتما زمان‌هایی بوده است که همسرم از من ناراضی بوده و مرا پدر بدی برای فرزندانمان دانسته است اما هرگز و حتی یک لحظه در این زندگی وجود نداشته که من خشونتی انجام دهم که همسر و یا فرزندانم را از خود رنجانده باشم. من هرگز آدم خشنی نبودم و نتوانستم کوچک‌ترین آسیب جسمی به کسی برسانم، پس چطور ممکن است بتوانم یک دختر بالغ را چنان کتک بزنم که از حال برود، سپس با دستانم وی را خفه کنم و از پا درآورم.
اصلا توجیهی وجود ندارد که من بخواهم دختری را که هرگز با او آشنایی و یا حتی دشمنی نداشته‌ام به قتل برسانم. هر چه به آن شب فکر می‌کنم هیچ چیز از درگیر شدن میان خودم با آن دختر به ذهنم نمی‌رسد. درست است که ما با هم صحبت کردیم اما این فقط در حد چند کلمه مکالمه بود و دیگر چیزی از آن یاد ندارم.» طبق آنچه که دوربین مداربسته یک جواهرفروشی نشان می‌دهد آخرین تصویر از خانم کوئین لحظه‌ای است که در این دوربین ضبط شده است. آنچه در این فیلم‌ها به چشم می‌خورد آن است که خانم کوئین در حال شماره گرفتن با تلفن همراه آقای رونی بود. آنچه برای پلیس ثابت شده است آن است که کوئین که پس از مهمانی جشن تولد یکی از دوستانش حدود ساعت 2 صبح به خانه بازمی‌گشت متوجه شد که باتری تلفن همراهش تمام شده و دستگاهش قابل استفاده نیست. او که می‌خواست دیر رسیدن به خانه را اطلاع دهد به محض آن که آقای رونی را در خیابان ملاقات کرد از او درخواست کمک کرده و از وی اجازه خواست تا با تلفن همراه وی تماس بگیرد و این دقیقا همان لحظه‌ای است که در دوربین مداربسته ضبط شده است. پزشکان معتقدند مرگ این دختر در نیمه‌های شب صورت گرفته است و به همین دلیل پلیس تخمین می‌زند که این دختر حدود یک‌‌ساعت پس از ملاقات با رونی و تماس گرفتن از طریق تلفن همراه وی از پا درآمده است؛ ادعایی که این مرد به هیچ عنوان آن را نمی‌پذیرد. «درست است که من از سال‌های قبل موادمخدر مصرف می‌کنم اما هر چه با خود کلنجار می‌روم احساس می‌کنم اعتیاد من هرگز به آن اندازه نبوده است که کاری از من سر بزند که آن را به یاد نیاورم. اگر من کوچک‌ترین اذیت و آزاری به دختر جوان رسانده بودم حتما آن را به یاد می‌آوردم. اگر چیزی به یاد ندارم دلیلش آن است که هرگز عمل خلافی را مرتکب نشده‌ام اما اگر ماموران پلیس ادعا می‌کنند که مدارک پزشکی‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد من این دختر جوان را به قتل رسانده‌ام پس حتما مرتکب این گناه شده‌ام و تنها از خانواده کوئین می‌خواهم مرا ببخشند، زیرا می‌دانم از دست دادن فرزند درد بزرگی است که به راحتی فراموش نمی‌شود.»

پدر و مادر میشل کوئین شبی که دخترشان هرگز به منزل بازنگشت در خانه او مهمان بودند. آنها که می‌دانستند دخترشان برای چند ساعتی به مهمانی دوستش رفته است وقتی ساعت از 12 شب گذشت کمی نگران شدند اما زمانی که حدود ساعت 2 نیمه‌شب دخترشان تماس گرفت و اطلاع داد که تا نیم ساعت دیگر منزل است به خواب فرورفتند. صبح روز بعد در حالی که آنها تصور می‌کردند دخترشان نیمه‌های شب به خانه بازگشته است به اتاق او رفتند اما متوجه شدند او در منزل نیست. کمی جستجو در اتاق میشل نشان داد که او اصلا شب گذشته به خانه بازنگشته و دیگر تماس هم نگرفته است. تلاش‌های این خانواده برای برقراری تماس با تلفن همراه این دختر بی‌فایده بود و هیچیک از دوستانش هم اطلاعی از او نداشتند. پس از گذشت چندین ساعت و بی‌خبری از میشل در نهایت خانواده‌اش تصمیم گرفتند گم‌شدن وی را به پلیس اطلاع دهند. زمانی که ماموران پلیس پرونده گم‌شدن این دختر جوان را تشکیل دادند بیش از 20 ساعت از آخرین تماس او می‌گذشت. 3 شبانه‌روز تلاش برای پیدا شدن این دختر توانست ماموران پلیس را به جسد بی‌جان او در نزدیکی محلی که دوربین مداربسته جواهرفروشی از او فیلم گرفته بود برساند. این دختر بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داده بود و بدنش در میان انبوهی از زباله که مدت‌ها بود جابه‌جا نشده بود پنهان شده و از نظرها دور مانده بود. به محض پیدا شدن جسد میشل پرونده وی از عنوان «مفقود» به عنوان «مقتول» تغییر کرده و از همان زمان تلاش برای پیدا کردن قاتل وی آغاز شد.

سرنخ‌هایی که پلیس را به دستگیری آقای برایان رونی رساند بسیار زیاد بود. وی پس از دستگیری و بازجویی توسط پلیس اعتراف کرد که این دختر تلفن همراهش را از وی قرض گرفته تا با آن تماس بگیرد اما این آشنایی بیش از آن طول نکشیده و او هیچ اطلاعی از سرنوشت این دختر ندارد. جای خراش و چنگ‌های متعدد روی دست‌های برایان شک پلیس را نسبت به او بیشتر کرده و او به عنوان اصلی‌ترین مظنون پرونده معرفی شده و تحقیقات روی وی آغاز شد، تا زمانی که آزمایش‌های DNA وی را متهم قطعی شناختند. «من اگر مرتکب قتل شدم از خانواده کوئین شرمنده‌ام.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها