خاطرات اسماعیل شنگله، قدیمی‌ترین تهیه‌کننده تلویزیون از حضور در این رسانه‌

امروز با تلویزیون زندگی می‌کنیم‌

مهر‌ امسال، تلویزیون وارد پنجاهمین سال فعالیت خود در ایران شد. برای مخاطبانی که این روزها با فشار دکمه‌های کنترل تلویزیون، از شبکه‌ای به شبکه دیگر می‌روند، شاید تصور این که زمانی شبکه‌های تلویزیونی با چه شرایطی کار خود را آغاز و برنامه‌های خود را چگونه پخش می‌کردند، تا حدودی سخت و مشکل باشد. البته این که بدانیم شبکه‌های تلویزیونی چگونه فعالیت خود را آغاز کرده‌اند و چه مسیری را طی کرده‌اند، مساله‌ای است که در گفتگویی با اسماعیل شنگله، یکی از همکاران قدیمی سیما و هنرمندان شناخته شده کشورمان در میان گذاشته‌ایم. این مصاحبه با حذف سوال‌ها، پیش روی شماست.
کد خبر: ۲۱۲۸۷۹

تلویزیون در ایران ‌مهر1337 تاسیس شد. تاریخ دقیق راه‌اندازی تلویزیون احتمالا یازدهم ‌یا شاید هم پانزدهم مهر‌بود.
در آن زمان، هیچ‌کس در خانه خود تلویزیون نداشت و مردم برای تماشای برنامه‌های تلویزیونی به قهوه‌خانه‌ها و دیگر مراکز عمومی می‌رفتند. خانواده من هم مانند دیگر خانواده‌ها تلویزیون نداشتند و دغدغه شخصی من هم بیشتر تئاتر بود. من در آن مقطع عضو گروه تئاتری بودم که مرحوم سرکیسیان سرپرست آن بود. هنرمندانی مانند علی نصیریان و خجسته‌کیا هم عضو این گروه بودند که از آن میان برخی هنوز زنده‌اند و برخی دیگر نیز فوت کرده‌اند.
ما در این گروه برای نمایش‌های صحنه تمرین می‌کردیم. در آن مقطع، یکی از مشکلات ما داشتن مکانی برای تمرین تئاتر بود و معمولا چنین مکان‌هایی با سختی فراهم می‌شد. به خاطر دارم که در همان زمان با همکاری فردی به نام امیرحسین جهانبگلو که کارمند عالی‌رتبه شرکت نفت بود، توانستیم مکانی برای تمرین نمایش‌ها در باشگاه شرکت نفت به دست بیاوریم. مکان این باشگاه در ساختمان فعلی شرکت نفت در خیابان طالقانی بود. ما هر روز از ساعت 4 بعدازظهر تا ساعت 10 شب در این محل تمرین می‌کردیم. نام نمایشنامه هم <پوشاندن آنان که برهنه‌اند> بود. این نمایش را یک سال تمرین کردیم. قرار بود این نمایشنامه در ضلع شمال شرقی اداره هنرهای زیبای فعلی  یا همان وزارت ارشاد  که در حال حاضر تبدیل به پارکینگ وزارت ارشاد شده، اجرا شود. برای تماشای نمایشنامه، بلیت هم فروختیم؛ اما یکی از بازیگران تصادف کرد و این تصادف منجر به فوت او شد. به همین دلیل ما هم با پس دادن بلیت‌ها از مردم عذرخواهی کردیم و بعد از آن برای آن نقش با علی نصیریان تمرین‌های خود را آغاز کردیم.

ما برای اجرای این نمایش، 2 سال نمایشنامه تمرین کردیم و در نهایت به دلیل عدم امکان اجرای آن، وزارت نفت بابت دادن فضای تمرین نمایش و نیز هزینه دکورهایی که در اختیار ما قرار داده بود، از ما تقاضا کرد تا این نمایشنامه را برای میهمانان شرکت نفت به مدت 2 شب اجرا کنیم. پس از اجرای این نمایشنامه بود که شرکت نفت تصمیم گرفت این برنامه را در تلویزیون پخش کند. این اولین برخورد من با تلویزیون در آن زمان بود. در آن مقطع، تلویزیون در وسط پخش هر برنامه‌ای، برنامه را قطع و تبلیغات تجاری پخش می‌کرد. ما با این شرط حاضر به اجرای این نمایش شدیم که برای این نمایشنامه که 3 پرده بود و در 2 ساعت و نیم زمان پخش می‌شد، در میانه کار تبلیغی پخش نشود. این شرط ابتدا مورد موافقت قرار گرفت و ما برای اجرای نمایش به تلویزیون رفتیم؛ اما بعد از پرده اول ناگهان تبلیغ پخش شد و این مساله سبب شد علی نصیریان ریش خود و من هم سبیلی که بر صورت داشتم را کندم و استودیو را ترک کردیم و نمایشنامه نیمه‌کاره ماند؛ اما مسوولان تلویزیون به بینندگان خود گفتند علت قطع شدن برنامه، نقص فنی بوده است.

این مساله سبب شد تا مدیر آن وقت تلویزیون با انتظام، مدیرعامل شرکت نفت تماس بگیرد و با گلایه از ما، به او بگوید که اینها آبروی ما را بردند و... در آن زمان احمد مشروطه، نماینده شرکت نفت و مدیر روابط عمومی این شرکت، طی تماس با انتظام، اصل ماجرا و نقض توافق انجام شده را بیان می‌کند. در آن زمان 2 شبکه تلویزیونی در ایران فعال بود که یکی در تهران و دیگری در آبادان فعالیت می‌کرد و هر دوی این شبکه‌ها آب و برق خود را از شرکت نفت دریافت می‌کردند. با اتفاقی که افتاده بود، انتظام دستور داد آب و برق شبکه 2 را قطع کردند و این مساله سبب شد تا مسوولان شبکه به دست و پا بیفتند و قبول کنند که هفته آینده دوباره نمایشنامه را پخش کنند. مسوولان تلویزیون می‌خواستند علت این تکرار را به دلیل مشکلات فنی و عدم پخش کامل برنامه در هفته قبل عنوان کنند؛ اما مرحوم امیرحسین جهانبگلو متنی را تنظیم کرد و به من داد تا بخوانم که بر مبنای آن، علت تکرار پخش این نمایش به همان دلیل واقعی  یعنی عدم پایبندی تلویزیون به پخش نکردن آگهی در میان برنامه  ذکر شده بود. در چنین شرایطی، ثابت پاسال هم بشدت عصبانی بود و به اصطلاح خون خونش را می‌خورد؛ اما در نهایت نمایشنامه پخش شد و در وسط آن نیز آگهی پخش نشد. شیوه اجرای برنامه هم دقیقا مانند تئاتر بود، یعنی نمایش زنده اجرا می‌شد و 3 دوربین از 3 جهت آن را ضبط می‌کردند و این مساله برای ما که به اجرای تئاتر عادت داشتیم، کار چندان سختی نبود. به خاطر دارم که در آن مقطع، فردی هم در یک اتاق در بالای استودیو می‌نشست که به او سوئیچر می‌گفتند. این مسوولیتی است که در حال حاضر به کارگردان تلویزیونی تغییرنام پیدا کرده است.

نمایش‌های تلویزیونی ادامه پیدا کرد

باید به این نکته هم اشاره کنم که من در سال 1338 کارمند اداره هنرهای دراماتیک بودم و در آن مقطع هنوز وزارت فرهنگ و ارشاد به وجود نیامده بود. در آن مقطع، اداره کل هنرهای زیبای کشور، هفته‌ای یک روز اجرای موسیقی داشت. مدتی بعد تصمیم گرفتند هفته‌ای یک شب هم اجرای تئاتر داشته باشند. این مساله به بخش مربوطه ابلاغ شد و قرعه به نام من افتاد و قرار شد من کل کارهای مربوط به تهیه‌کنندگی این تئاترها از ساخت دکور تا پشتیبانی را به عهده بگیرم. برای این نمایشنامه‌ها نیز چهار کارگردان انتخاب شد؛ عباس جوانمرد، علی نصریان، جعفر والی و رکن‌الدین خسروی، کارگردان‌های این نمایشنامه‌ها بودند. این نمایش‌ها بعدها به تلویزیون هم راه پیدا کرد و علاوه بر اجرای صحنه، در تلویزیون نیز پخش شد. من هم در تعداد زیادی از این نمایش‌ها علاوه بر حضور به عنوان تهیه‌کننده، بازی هم می‌کردم.

بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که در آن مقطع، شبکه 2 به این شکل نبود. در آن زمان ساختمان این شبکه روی تپه‌ای قرار داشت که در اطراف آن بجز بیابان، چیز دیگری نبود. در آن زمان از خیابان شهید خالد اسلامبولی فعلی و وزرای آن زمان که به سمت میدان آرژانتین می‌آمدیم، تنها یک خیابان خاکی بود و در ورودی شبکه 2 هم در محل فعلی آن  خیابان الوند  قرار نداشت و در خیابان گاندی بود. هنگام اجرای اولین نمایش، وقتی به محل شبکه رفتیم، پس از پایان برنامه مقداری دکور و وسیله صحنه بود که به ما گفتند باید اینها را با خودمان ببریم. ساعت 30/ 9  بود و در آن ساعت از شب در آن بیابان، نمی‌دانستیم باید چگونه این وسایل را ببریم. به همین دلیل از کاردان خواستم تا بماند و من بروم اتوموبیلی برای حمل وسایل پیدا کنم. بعد از این که وسایل را بار یک اتوموبیل کردم، به اداره رفتم. اداره ما در آن زمان در اول خیابان جمهوری بعد از بهارستان بود. وقتی رسیدم، سرایدار خواب بود و من مجبور شدم وسایل را به خانه ببرم و روز بعد به اداره بیاورم. با اتفاقی که افتاده بود، روز بعد به رئیس اداره تئاتر مراجعه کردم و به او گفتم من این کاره نیستم؛ اما با کناره‌گیری من موافقت نشد و از هفته بعد اتوموبیلی به من دادند و قرار شد تا فردای روزی که نمایش اجرا می‌شود، به شبکه برویم و دکورها را بیاوریم.

در آن مقطع، اولین نمایشی که از سوی اداره هنرهای نمایشی در تلویزیون اجرا شد را علی نصریان کارگردانی کرد و در این نمایش، من و علی نصریان و چند نفر دیگر بازی می‌کردیم. این روند ادامه پیدا کرد تا این که در سال 1340 که من در تهران بودم، هر چهارشنبه شب، این نمایش‌ها پخش و با استقبال عمومی مردم مواجه می‌شد. متن نمایشنامه هم باید حتما در یک ساعت اجرا می‌شد و این محدودیت برای ما کمبودهایی را ایجاد می‌کرد. در آن زمان تعدادی مترجم بودند که برای ترجمه نمایش‌های جدید از آنها استفاده می‌کردیم. در سال 1340 بورسیه شدم و از اداره هنرهای زیبا برای تحصیل به آلمان رفتم. بعد از من، مرحوم صابر عناصری این کار را ادامه دادند. من در سال 1348 که به ایران برگشتم، دوباره در اداره تئاتر مشغول به کار شدم. در آن مقطع، در 2 دانشکده درس می‌دادم و مدتی بعد نیز توسط فریدون رهنما به عنوان یکی از اعضای شورای نمایش انتخاب شدم و از سال 51 و 52 هم به تلویزیون منتقل شدم و رسما به عنوان تهیه‌کننده، کارم را آغاز کردم که این فعالیت تا سال 1374 که بازنشسته شدم، ادامه داشت.

تلویزیون عضو خانواده ما شد

تلویزیون در آن زمان طرفداران زیادی در ایران داشت. این پدیده جدید بود و مردم هم از آن خیلی استقبال می‌کردند. در آن زمان دستگاه‌هایی که در تلویزیون ایران مستقر شده بود، اغلب دستگاه‌های ازکارافتاده و دست دوم بود که از امریکا آمده بود و اغلب ضبط برنامه با 3 دوربین آغاز می‌شد و به دلیل خرابی دوربین‌ها، با یک دوربین به پایان می‌رسید؛ اما زمانی که تلویزیون ملی راه افتاد، وسایل و ابزارهای این تلویزیون از کشور فرانسه وارد شد. به خاطر دارم که رئیس وقت رادیو و تلویزیون تصمیم گرفت تغییراتی در تولید و برنامه‌سازی ایجاد کند. به همین دلیل گروهی از تلویزیون آلمان دعوت شدند تا برای تلویزیون ایران برنامه‌ریزی کامل و دقیقی انجام دهند.

آنها مدتی در تلویزیون چرخیدند و بعد در نهایت پیشنهاد دادند که مسوولان تلویزیون به سیستم موجود برنامه‌سازی دست نزنند؛ چون هر نوع تغییری در این ترکیب می‌توانست باعث توقف روند تولید شود! آلمانی‌ها در آن زمان گفتند، این سیستم تولید منحصر به فرد است و در دنیا تنها یک نمونه دارد که آن هم ایران است و در این سیستم منحصر به فرد هیچ روال صحیح و علمی دقیقی وجود ندارد!

تلویزیون در این سال‌ها پس از انقلا‌ب پیشرفت فراوانی کرده و شبکه‌های مختلف جای 2 شبکه محدود را گرفته‌اند و حالا این رسانه مانند یکی از اعضای هر خانواده شده است. در خانه ما، اولین فردی که صبح از خواب بیدار می‌شود، تلویزیون را روشن می‌کند و بعد از او هرکس که بیدار می‌شود، کانال را عوض می‌کند و آخرین نفری که می‌خوابد هم تلویزیون را خاموش می‌کند.

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها