بلافاصله ماموران پلیس به همراه بازپرس ویژه قتل در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند، آنها متوجه شدند مقتول 75 ساله ژاله نام دارد و از زنان نیکوکار منطقه بوده است، همچنین مشخص شد، ژاله در خانه خودش زندگی میکرده و فرزندانش جدای از مادر خانه داشتهاند، اما آنچه مسلم بود، ژاله با هیچکس خصومت نداشته و افرادی که با او رفت و آمد داشتند، شناخته شده بودند.
همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، بازپرس دستور داد تا کسانی که با ژاله رفت و آمد داشته و اطلاعاتی در مورد زندگی خصوصی او دارند مورد بازجویی قرار گیرند، چون مطابق گزارش کارشناسان صحنه جرم، قاتل یک آشنا بوده است و براحتی توانسته وارد خانه شود. از طرفی، مقتول از طریق آیفون تصویری که در خانه داشته قاتل را دیده است و خودش اجازه ورود به خانه را داده است، بنابراین قاتل یک آشناست.
در تحقیق از همسایه ژاله، پلیس متوجه شد این زن خیر به جوان رفتگری به نام داریوش بسیار کمک میکرده است. زن همسایه به پلیس گفت: من با ژاله رابطه صمیمی داشتم و هر چند روز یکبار همدیگر را میدیدیم. او مرا در جریان همه کارهایش قرار میداد چند روز قبل از حادثه به من گفت، مدتی است به جوان رفتگری که خیابان را تمیز میکند کمک کرده و مرد جوان دوباره از او کمک میخواهد.
وی گفت: نمیدانم چرا ژاله دیگر تمایلی نداشت به او کمک کند اما به من گفته بود دیگر قصد ندارد به او کمکی بکند.
با توجه به اظهارات این زن ماموران داریوش رفتگر جوان را دستگیر کردند، اما او مدعی شد هیچ رابطه خاصی با ژاله نداشته و ابتدای هر ماه فقط از او ماهیانه دریافت میکرده است اما سرانجام و در تحقیقات فنی پلیس لب به اعتراف گشود، وی گفت: ژاله را من کشتم چون دیگر نمیخواست به من کمک کند و این مساله شرایط زندگی مرا سخت میکرد.
وی ادامه داد: من به مواد مخدر اعتیاد داشتم از وقتی ژاله این مساله را فهمیده بود دیگر به من کمک نمیکرد و اصرار داشت که اعتیادم را ترک کنم، یک هفته قبل از حادثه بود که به سراغ ژاله رفتم و به او گفتم که مقداری پول نیاز دارم ژاله قبول نکرد که به من کمک کند، به او گفتم این پول را به صورت قرض از او میخواهم، اما باز هم به حرفم توجهی نکرد و گفت که میداند من این پول را خرج اعتیاد میکنم، برای ژاله توضیح دادم که این پول برای تهیه مواد نیست از آنجایی که تا پیش از این هر چه پول گرفته بودم خرج مواد کرده بودم ژاله حرفم را باور نکرد و از من خواست خانهاش را ترک کنم.
متهم ادامه داد: چند روز بعد دوباره برگشتم، چون هنوز مشکلم حل نشده بود، وارد خانه شدم ژاله به من گفت که نباید در خانهاش بمانم و باز هم گفت که دیگر هیچ کمکی به من نمیکند، او زن مهربانی بود نمیدانم چرا یکباره اینطور تغییر کرده بود وقتی در برابر اصرارهای من بیتفاوت ایستاد و گفت که دیگر کمکم نمیکند، عصبانی شدم و به سمت آشپزخانه رفتم چاقویی برداشتم و چند ضربه به او زدم، ژاله غرق خون شد و روی زمین افتاد. من که از کرده خودم پشیمان شده بودم، متوجه شدم ژاله مرده است و نمیتوانم به او کمکی بکنم، خانه را گشتم تا شاید پولی پیدا کنم اما 2 هزار تومان پول در خانه بود آن را برداشتم و متواری شدم. کارآگاهان پس از اعترافات داریوش او را بازداشت کردند و تحقیقات از وی ادامه دارد.