مادر «دوریس» که زنی متعصب و مذهبی بود دخترش را پس از اتمام دبستان به مدرسهای که زنان مسیحی تارک دنیا آن را اداره میکردند، سپرد که در آنجا همهاش از بهشت و دوزخ سخن میگفتند. چون حوصله دوریس از این مدرسه سر رفت، مادرش او را در شهر سالزبوری (حراره) به یک دبیرستان دخترانه شبانهروزی سپرد که دوریس از آنجا فرار کرد و در خانهای خدمتکار شد. وی بعدا به آفریقای جنوبی رفت و ازدواج کرد، اما پس از مدتی چون دولت آفریقای جنوبی او را که محرک سیاهپوستان بود زیانآور تشخیص داد، اخراج کرد. دوریس به جای بازگشت به رودزیای جنوبی به لندن رفت و پس از تکمیل معلومات خود در ادبیات، به نوشتن داستان پرداخت. زمینه همه داستانهای دوریس از تجربه خودش مایه گرفتهاند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد