در اواسط سلطنت ناصرالدین شاه به عنوان خبرنگار تایمز به ایران آمد. سفر او در ایران نزدیک 6 ماه به دراز کشید که کتاب معروف او: «ایران و قضیه ایران» مشتمل بر پژوهش اجمالی در مسائل تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی و اقتصادی و آثار و اماکن و آداب و رسوم محلی در مناطق مختلف ایران، یادگار همین مسافرت اوست که به فارسی هم ترجمه شده است.
او از 1886 تا 1896 نماینده پارلمان انگلیس بود، سپس معاون وزارت امور خارجه آن کشور شد و در 1898 از سوی ملکه ویکتوریا، پادشاه انگلستان، با گرفتن لقب اشرافی لرد به مقام بسیار مهم نایبالسلطنه و فرمانفرمای کل هندوستان برگزیده شد و به طور استثناء 7 سال (با 2 سال تمدید) با اقتدار کامل در مقام خود باقی ماند.
لرد کرزن به امنیت خلیجفارس و ایران از نظر حفظ منافع بازرگانی انگلیس در هندوستان و جلوگیری از نفوذ دولت روسیه در این منطقه اهمیت میداد؛ از این رو در دوران فرمانفرمایی خود در تثبیت نفوذ سیاسی و پیشرفت امور اقتصادی حکومت هندوستان در خلیج فارس و ایران بسیار کوشید و شیوخ خلیج فارس را برای قیام علیه امپراتوری اسلامی عثمانی و قبول سلطه انگلیس تحریک کرد.
کرزن در محافل سیاسی انگلستان به عنوان یک صاحب نظر در امور ایران و هندوستان شناخته میشد.
در 1903 با صلاحدید دولت و موافقت پادشاه انگلستان برای به نمایش درآوردن قدرت دریایی انگلیس و بازدید از شیخنشینهای تحت حمایت بریتانیا با چند کشتی عازم خلیجفارس شد و در مجمع شیوخ کرانههای این منطقه حساس، نطقی ایراد کرد که در خلال آن، به عمد از به کار بردن نام صحیح این دریا که خلیجفارس باشد خودداری ورزید و به جای آن کلمه بسیط «خلیج» را به کار برد.
او در این سفر به بازدید از 3 بندر ایرانی (بنادر عباس، لنگه و بوشهر) نیز اظهار تمایل کرد و این تمایل به وسیله سرآرتورهاردینگ در تهران به آگاهی وزارت امور خارجه ایران رسید. در بندرعباس و بندر لنگه تشریفات استقبال انجام شد. اما بر اثر تغییرات ناگهانی در برنامه و اختلاف نظر در چگونگی ورود و پیشواز و پذیرایی، فرمانفرمای هندوستان پس از دو شبانهروز که بر روی آبهای ساحلی بوشهر به سر برد، از پیاده شدن در این شهر خودداری کرد و بهگونهای اعتراضآلود، آن بندر را ترک گفت و با اسکورت خود راهی هندوستان شد.
این رفتار لرد کرزن نه تنها باعث شگفتی و ایجاد نگرانی سیاسی برای دولتمردان ایران شد، بلکه در کشورهای اروپا و به خصوص در محافل سیاسی و پارلمانی و مطبوعات انگلیس و هندوستان بازتابهای شدید پدید آورد و موجب تفسیرهای گوناگون گردید و برای چند ماه میان دولت انگلیس و ایران به یک مساله و درگیری سیاسی تبدیل شد.
کرزن در 1918 معاونت وزارت امور خارجه را برعهده گرفت و بالاخره از آغاز 1919 تا 1924 وزیر امور خارجه انگلستان شد که قرارداد جنجالی و استعماری 1919 نماد تلاش قلدرمآبانه وی در سالهای پس از جنگ جهانی اول است که بریتانیای آن روز برای تثبیت سلطه آشکار خویش بر ایران، تحمیل کرد. او با نصرتالدوله فیروز، وزیر امور خارجه ایران و نیز با ناصرالملک قراگزلو. مناسبات دوستانه داشت.
منابع
1. هرولد جورج نیکلسون، آخرین سالهای زندگی سیاسی لرد کرزن (1925 1919) (مروری بر دیپلماسی پس از جنگ بریتانیا)، برگردان اصغر قراگزلو، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1380
2. لرد کرزن در خلیج فارس، وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، تهران: وزارت امور خارجه، 1370.
سهیلا عیناللهزاده