در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سال 82 پرونده تو در جریان است ولی تازه محاکمه شدهای. دلیل این تاخیر چیست؟
یک بار محاکمه و تبرئه شدم ولی دیوان عالی کشور حکم را نقض کرد و دوباره من را محاکمه کردند این بار قضات حرفم را باور نکردند و حکم قصاص را دادند.
یعنی مدعی هستی تو همسر صیغهای خودت را نکشتی؟
قتل را قبول دارم. من نرگس را کشتم اما برای قتل دلیل داشتم. او با مرد دیگری رابطه داشت. در دادگاه اول هم این را گفتم و توضیح دادم نرگس مهدورالدم بود، به همین خاطر هم تبرئه شدم.
برای اینکه اصل ماجرا روشن شود بهتر است به گذشتههای دورتر برگردیم. به زمان آشنایی تو و نرگس.
من آن موقع تازه با یک دختر نامزد کرده بودم و قرار بود بزودی ازدواج کنیم اما آشنایی با نرگس مسیر زندگیام را عوض کرد. در سفری تفریحی که به کیش داشتم با نرگس آشنا شدم او دختری تحصیلکرده، خوشبرخورد و زیبا بود که توانست مرا مجذوب کند. چنان دلبستهاش شدم که دیگر نتوانستم او را فراموش کنم.
با نامزدت چهکار کردی؟
او تا مدتی از رابطه من و نرگس چیزی نمیدانست البته دیگر نسبت به نامزدم سرد شده بودم و نرگس تمام زندگی من شده بود. بعد از مدتی دوستی به او پیشنهاد دادم ازدواج موقت کنیم ولی وی قبول نکرد. اصرارهای من آنقدر ادامه یافت تا اینکه بالاخره نرگس تسلیم شد و صیغه خواندیم. بعد از آن بود که نامزدم را رها کردم.
چطور فقط چند ماه بعد از نامزدی با یک دختر، عاشق فرد دیگری شدی، از کاری که انجام میدادی عذاب وجدان نداشتی؟
چنان شیفته نرگس شده بودم که به هیچ چیز دیگر فکر نمیکردم. در واقع اولین و بزرگترین اشتباهم همین بود. بدون شناخت کامل عاشق نرگس شدم و زندگیام از هم پاشیده شد.
نامزدت چه واکنشی نشان داد؟
طبیعتا خیلی ناراحت و عصبی شده بود. فکر میکرد با احساساتش بازی کردهام. البته حق هم داشت ولی من آن زمان هیچ حقی به او نمیدادم و فقط به فکر زندگی با نرگس بودم.
پس از ازدواج رابطهات با نرگس چطور بود؟
همهچیز خوب و آرمانی بود. احساس میکردم خوشبختترین مرد روی زمین هستم. واقعا عاشق همسرم بودم تا اینکه حدود پنج ماه بعد ورق برگشت و اوضاع تغییر کرد. یک دفعه از بهشت خیالیام به جهنم رانده شدم.
مگر چه اتفاقی افتاد؟
به همسرم ظنین شدم. او رفتارهای مشکوکی داشت. وقتی کارهایش را مرور میکردم، به این نتیجه میرسیدم که او با مردی دیگر نیز رابطه دارد. این طور بود که روابط ما تیره و تار شد.
قتل چطور رخ داد؟
آن روز به خانه نرگس رفتم. او در منزلی جدا زندگی میکرد. وارد خانه که شدم دیدم با تلفن صحبت میکند از او توضیح خواستم و گفتم باید توضیح دهد با چه کسی حرف میزند این طور بود که دعوا بین ما شروع شد.
حتما بعدش نتوانستی خودت را کنترل کنی و او را کشتی؟ تقریبا اکثر افرادی که قتل انجام میدهند همین را میگویند. خشم شدید آنهارا به ارتکاب قتل وادار میکند.
واقعا عصبی شده بودم. اصلا نمیتوان آن شرایط را توضیح داد و توصیف کرد. متوجه هیچچیزی نبودم به قول معروف به جنون رسیده بودم. یک لحظه چاقویی برداشتم و چند ضربه به وی زدم.
فکر نمیکنی اینکه کسی ناگهان از کوره در برود و مرتکب قتل شود توجیه مناسبی نیست؟
من دلیل دیگری برای قتل داشتم نرگس همسر من بود و به من خیانت کرده بود. نمیتوانستم چنین چیزی را تحمل کنم.
اما تو مدرکی برای اثبات این رابطه نداشتی.
نمیخواهم در این باره زیاد توضیح بدهم به هرحال در دادگاه اول قضات حرف مرا پذیرفتند و قبول کردند. من با اعتقاد مهدورالدم بودن نرگس را کشتهام.
بعد از قتل چه کردی؟
خون او را که دیدم و مطمئن شدم که نرگس مرده است به شدت ترسیدم. دستپاچه شده بودم و نمیدانستم باید چه کنم. فقط به فکرم رسید فرار کنم.
قتل چطور فاش شد؟
جسد نرگس پنج روز در خانه مانده بود و کسی متوجه قتل نشده بود تا اینکه همسایهها به خاطر بوی تعفن موضوع را به پلیس اطلاع دادند و بعد از کشف جسد، پلیس به من مشکوک شد و چند روز بعد دستگیرم کرد.
طبق آنچه که نماینده دادستان گفته و در پروندهات ثبت شده است، تو از خانه نرگس مقداری وسیله از جمله تلفن همراه او را دزدیدی. دراینباره چه توضیحی داری؟
هدف من سرقت نبود. درباره علت قتل هر چه که قبلا گفتم و حالا هم تکرار کردم، راست و درست است.
این 5 سال در زندان چطور گذشت؟
زندان شرایط خیلی سختی دارد. واقعا آزاردهنده است. البته من تمام این مدت را حبس نبودم. بعد از آن که بار اول تبرئه شدم، وثیقه گذاشتم و بیرون آمدم تا این که بعد از دادگاه دوم دوباره برایم قرار بازداشت نوشتند که باید به زندان برگردم.
بین دو جلسه محاکمه چه اتفاقاتی رخ داد؟
اولیای دم نرگس درخواست قصاص داشتند و وقتی فهمیدند من از قتل عمدی تبرئه شدهام و حکم به آنها ابلاغ شد، اعتراض کردند. بعد از آن هم پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد. حکم را نقض کردند و منتظر ماندم تا دوباره محاکمه شوم. طبیعتا برایم خیلی سخت و پراضطراب بود.
این بار اولیای دم مقتول چه خواستهای داشتند؟
آنها هنوز سر حرف اولشان هستند و قصاص میخواهند.
حرفی برای گفتن به آنها داری؟
من واقعا همسرم را دوست داشتم و نمیخواستم این اتفاق بیفتد. 5 سال قبل یکباره زندگیام از هم پاشیده شد. از اولیای دم نرگس تقاضای عفو و بخشش دارم. من از کاری که کردهام بشدت پشیمان هستم. فقط یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم و این اتفاق افتاد. ملتمسانه میخواهم از قصاص من گذشت کنند.
فکر میکنی چطور میشود از وقوع چنین قتلهایی پیشگیری کرد. چون بدبینی و سوءظن متاسفانه انگیزه بسیاری از همسرکشیهاست؟
در مورد خود من دوستی، دل بستن و مجذوب نرگس شدن بدون شناخت کامل، بزرگترین اشتباه بود، اما در کل اگر زن و شوهرها همدیگر را خوب بشناسند، با اعتماد و اعتقاد به صداقت یکدیگر با هم ازدواج و زندگی کنند، هیچ وقت چنین مشکلاتی پیش نمیآید. زن و شوهرهایی که با خدا هستند و ایمان قوی دارند، هرگز دچار این نوع حادثهها نمیشوند. چون اعتقادات مذهبی آدم را از فکرهای باطل و همچنین خیانت و زیر پا گذاشتن اخلاق دور میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: