زلف برباد مده تا ندهی بر بادم / ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم / میمخور با همه کس تا ننهم سر در کوه/ سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم...
کد خبر: ۲۰۷۷۵۸
سلام شترگاوپلنگهای تنهای دیار من. چطورید؟ خوش میگذرد؟ از رخوت تابستان در آمدن و تن به خنکی پاییز سپردن چه مزهای برایتان داشته است؟ اصلا به مذاقتان خوش آمده اعصابتان را ریخته به هم؟ راستی ببینم اگر یک نامهای به دست شما برسد که در آن کسی نوشته باشد دلش میخواهد خودش را تا آخر عمر در یک اتاق حبس کند و هیچ وقت، حتی برای یک لحظه هم که شده از آن بیرون نیاید به شما چه حالی دست میدهد؟ لابد اول مثل من باور نمیکنید که کسی چنین خواستهای داشته باشد.
ولی اگر صاحب آن نامه با قاطعیت کامل در این باره حرف بزند و برای این خواستهاش کلی دلیل و مدرک بیاورد آن وقت لابد قیافهتان میشود چیزی شبیه به قیافه من وقتی که داشتم که این نامه را میخواندم.
به نظرتان عجیب نیست؟ یک آدم، یک جوان خودش دلش میخواهد که برای تمام مدت عمرش خودش را در یک اتاق زندانی کند، آن هم زندان انفرادی! این دوست خوب ما که اسمش را هم ننوشته به من گفته: شاید بگویید این دیگر چه جور آدمی است و چه بلوفهایی میزند آخر چه کسی دوست دارد خودش را زندانی کند؟ که این آدم لافش را میزند.
ولی شما از یک نکته غافل شدهاید. آن هم این که من هم مثل شما قبول دارم که تحمل زندان از هر نوعش برای آدمها غیر ممکن است و آنها هیچ وقت به آن عادت نمیکنند ولی یادمان نرود که زندان به این آدمها تحمیل شده است. یعنی آنها به خاطر خطایی که انجام دادهاند مجبورند در زندان بمانند و تاوان عمل زشتشان را پس بدهند؛ اما من خودم دلم میخواهد که در یک اتاق برای همیشه بمانم و بیرون نیایم و هیچ کس مرا به این کار مجبور نکرده پس میتوانم تحمل کنم؛ اما واقعا برای چی؟ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد.
این دوست خوب ما جواب این سوال را هم داده است اما خواسته که جوابش را منعکس نکنیم. دوست عزیزم، چیزهایی که تو نوشتی درباره مشکلات شخصی، عاطفی و خانوادگیات مشکلات کوچکی نیست، من این را قبول دارم اما نمیفهمم چرا میگویی وقتی نمیتوانی آنها را حل کنی ترجیح میدهی یک جوری از زیرشان شانه خالی کنی. این فرار کردن از زیر بار مسوولیت برای سن تو مناسب نیست. چون راستش را بخواهی به نظرم هنوز زندگی تو آغاز نشده که تو این جور از زیر بار مسوولیتش شانه خالی میکنی.
به نظرم بیش از هر چیزی تو خسته شدی. آنقدر خسته که ذهن و روحت به هر قیمتی میخواهد از شرایط پیرامونت فاصله بگیرد و تو باید این استراحت را به خودت بدهی اما نه با حبس کردن خودت در یک اتاق! راههای زیادی برای استراحت کردن وجود دارد و یادت باشد که استراحت کردن با فرار کردن فرق دارد. امیدوارم راه درست را هر چه زودتر پیدا کنی.
خب، ما رفتیم. این هم از نامه عجیب و غریب این هفته. من همیشه منتظر نامههای عجیب و غریب شما هستم، این را فراموش نکنید. تا هفته بعد درود و بدرود.