در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه شد در چنین شرایطی سرمربیگری کشتی تهران را پذیرفتی؟
البته برای اولین بار نیست که مسوولیت فنی کشتی تهران را در مسابقههای قهرمانی کشور به عهده دارم. در همان آغاز مسوولیت سردار هاشمی به عنوان رئیس هیات کشتی تهران، وی از من خواست کمکش کنم. من هم طرح و برنامهای درخصوص تشکیل کمیته مربیان در ردههای مختلف سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان دادم و پیشنهاد دادم امکانات بدهید، ما هم کار میکنیم؛ اما متاسفانه در آن زمان یعنی حدود یک سال و نیم پیش خواسته ما برآورده نشد، ما هم همکاری نکردیم تا اینکه حدود یک ماه پیش یک بار دیگر سراغم آمدند و از من خواستند تیم تهران را برای قهرمانی کشور جمع و جور کنم. از آنجا که بیشتر نفرات برگزیده تیم تهران از شاگردان خودم در باشگاه کارگران بودند، مصمم شدم تا هم بالا سر بچههای خودم باشم و هم کشتی تهران را به جایگاه واقعیاش برسانم. به هر حال وظیفه داریم برای کشتی تهران پا پیش بگذاریم و هر کاری میتوانیم برای اوجگیری دوباره آن انجام دهیم و به نوعی حق کشتی تهران را بگیریم.
فکر میکنی با اعزام یک تیم به مسابقههای قهرمانی کشور اوضاع کشتی تهران سامان میگیرد؟
البته که نه، مسائل و مشکلات تهران عمیقتر از این حرفهاست. کشتی تهران هم مثل تیم ملی چنان دچار نزول و ضعف شده که باید از ریشه درست شود. در واقع یکی از دلایل ضعیف شدن تیم ملی به نزول کشتی تهران ارتباط دارد.
از سوی دیگر بیشترین مشکل کشتی تهران، ناشی از بیتوجهی تربیتبدنی اداره کل تهران است. در دوران مدیر کلی آقایان خطیب و بعد از آن تقیزاده حمایت و پشتیبانی لازم را از کشتی انجام ندادند. اکنون نیز مشخص نیست مدیر کل جدید تربیتبدنی تهران چه طرح و برنامهای برای احیای کشتی تهران دارد.
برای بهبود وضعیت نابسامان کشتی تهران چه راهکاری میتواند کارساز باشد؟
باید در وهله اول برنامهریزی مفصلی برای کشتی پایه تهران نوشت. در بعد فنی و آموزشی هم باید کارهای اساسی صورت بگیرد. مهمترین آن ساماندهی کمیته مربیان کشتی است. متاسفانه در تهران و نه در فدراسیون، به مربیان اهمیت و بهای لازم داده نمیشود کمیته مربیان در حقیقت میتواند زبان مربیان سازنده، فعال و دلسوز باشد.
متاسفانه به دلیل فعال نبودن و قدرت نداشتن کمیته مربیان، وضعیت مربیان بسیار نگران کننده و نابسامان است و به همین سبب نحوه گزینش مربیان تیم ملی هم بدون ضابطه است و فقط براساس روابط و باندبازی مربیان تیم ملی انتصاب میشوند. در حالی که باید مربیان سلسله مراتب را طی کنند تا به تیم ملی برسند. باید برای مربیان فعال و سازنده که تمام وقت خود را برای سازندگی در کشتی صرف میکنند حقوق حرفهای تعیین کرد. در واقع باید مربی واجد شرایط بسازیم و از آنها حمایت بکنیم تا آنها بتوانند کشتیگیر بسازند. در زمینه فنی و جذب مربیان کار بلد مشکلات زیادی وجود دارد. در حال حاضر به طور اسمی 80 - 70 باشگاه در کشتی فعالیت دارند، ولی فقط 6 5 تای آن به درد کشتی میخورند بقیه فقط اسم هستند یا اصلا مربیان آنها مربی نیستند و فقط ادای مربیگری را در میآورند. واقعا اگر بیشتر آنها امتحان مربیگری بدهند همهشان رد میشوند. در حال حاضر مربیان فعال و سازنده کنار هستند ولی در نقطه مقابل کسانی که ادای مربیان را در میآورند فقط زبان دارند و با شلوغکاری پیش میبرند و حق مربیان سازنده را ضایع میکنند.
به هر صورت باید توجه داشت تا زمانی که کشتی تهران حرکت نکند و جان تازهای نگیرد، کشتی تیم ملی هم فاقد توانمندی لازم خواهد بود و بیشترین بار بر دوش کشتیگیران مازنی میافتد. به همین سبب معتقدم اگر مسوولان خواهان رونق دوباره کشتی در تهران هستند، باید تمام وقت با عشق کامل و برنامهریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به یاری کشتی تهران بیایند.
پیشنهاد میکنم هیات کشتی تهران با حمایت اداره تربیت بدنی استان درخصوص تشکیل پایگاههای قهرمانی در نقاط مختلف تهران و بخصوص مناطق کشتیخیز اطراف شهر تهران مانند اسلامشهر، ورامین، کرج و شهرهای توابع آن اقدام جدی به عمل بیاورند این پایگاهها باید کشتیگیران را طی 12 ماه در اختیار بگیرند. یکی از مشکلات کشتی ما که باعث میشود پشتوانهها به هرز بروند، رها کردن آنها پس از انجام هر مسابقه و اردوست.
آیا با همین راهکارها میتوان افق روشنی را برای کشتی و بخصوص در محدوده جغرافیایی تهران متصور بود؟
البته راههای بسیار دیگری هم میتوان ارائه کرد، مهم توجه به آن و اجرای آن است. همانطور که گفتم، باید راه را برای کشتیگیران ردههای سنی مختلف به گونهای هموار کنیم که کشتیگیران نوجوان بتوانند راه قهرمانی و روند رو به رشد را تا رده سنی جوانان و بزرگسالان به طور پیگیر و مستمر ادامه دهند.
قهرمانان بسیاری پس از کسب مدالهای جهانی در ردههای نوجوانان و جوانان محو شدهاند و دیگر اثری از آنها نیست یک نمونه فرزان بهرامی قهرمان سال 2003 جوانان جهان بود که بعد از آن فراموش شد. چرا این قهرمانان را نمیتوانیم حفظ کنیم؟
مانند فرزان بهرامی زیاد بودهاند که پس از کسب عناوین قهرمانی در ردههای سنی نوجوانان و جوانان نتوانستهاند روند موفقیت خود را در گروه بزرگسالان هم تکرار کنند. همه ایرادها را نباید به گردن مدیران و مربیان بیندازیم خود کشتیگیر هم نقش مهمی دارد به نظر من فرزان بهرامی پس از کسب طلای جوانان جهان نشان داد ظرفیت قهرمانی ندارد. یک قهرمان باید برای استمرار روند موفقیت خودش را حفظ کند و با تلاش و برنامه پیش برود.
چه خواستهای از مسوول هیات کشتی تهران داری؟
مهمترین اصل برای رتق و فتق کشتی تهران، داشتن یک مدیر عاشق و کار بلد است که تمام وقت در خدمت کشتی باشد. رئیسی مثل حاج آقا طالقانی که هم کار بلد بود و هم قدرت داشت. در زمان حضور وی در هیات کشتی قهرمانان زیادی از تهران به تیمهای ملی راه یافتند و مدال و افتخارات با ارزشی برای کشورمان به ارمغان آوردند. تهران احتیاج به رئیسی داردکه پا به پای کشتیگیران در همه مسابقهها حضور داشته باشدو از آنها حمایت کند درست مثل هیات کشتی مازندران که مسوولان و دستاندرکاران آن درهمه جا پشتیبان کشتیگیران و مربیان خود هستند و برای گرفتن حق آنها از همه چیز خود میگذرند.
آیا هیات کشتی به تنهایی میتواند از عهده چنین مسوولیت سنگینی در استان بزرگی مانند تهران بربیاید؟
بدون شک با حضور یک نفر و جابهجایی 2 نفر نمیتوان بار سنگین کشتی را بدرستی هدایت و به سر منزل مقصود رساند.
باید مسوولان اداره کل تربیت بدنی استان تهران و شهرداری تهران به کمک هیات کشتی تهران بیایند. مدتی است شهرداری به ورزش کشتی ورود پیدا کرده است، اما برنامه و هدف مشخصی جز برگزاری مسابقه ندارند. اگر شهرداری با برنامهریزی صحیح به کمک هیات کشتی بیاید، کشتی تهران جان تازهای خواهد گرفت.
از کشتی تهران بگذریم، وضعیت کشتی ایران را در حال حاضر و پس از بازیهای المپیک چگونه ارزیابی میکنی؟
پیش از هر چیز بگذارید بصراحت اعلام کنم مشکل اصلی و اول ما در کشتی مدیریتی است. طی مدتی که یزدانی خرم در راس فدراسیون کشتی قرار گرفته، بررسی کنید چقدر در تصمیمات و انتخابات خود خطا و اشتباه داشته تا بتواند همکاران خود را بشناسد.
به همین سبب در این مدت شاهد بیشترین جابهجاییها در فدراسیون کشتی بودیم. واقعا این سوال مطرح است که وی تا چند سال میخواهد با بزرگان کشتی بازی کند. وی فدراسیون کشتی را تبدیل به محله بروبیا کرده است.
معلوم نیست تا چه زمان باید شاهد مهرهسوزی و حضور آدمهای تاریخ مصرف گذشته و از کار افتاده در ارکان فنی و اجرایی کشتی باشیم.
آقای معزیپور تا چه زمانی باید جای جوانها را بگیرد؟ نه فدراسیون جایگاه او را میشناسد و نه حتی خودش! معزیپور میتواند مثل شاهمرادف یک مدرس برای سایر مربیان باشد، هر کسی باید جایگاه و توانایی خود را بشناسد. معزیپور که از شاهمرادف بالاتر نیست. باید هر کدام از مهرهها را به درستی سر جای خودش قرار داد.
به نظر شما ناکامی کشتی در المپیک به دلیل ضعف مدیریتی بود یا عملکرد کادر فنی ضعیف بود؟
هر دو، ولی کشتیگیران مقصر نبودند. ایراد کشتیگیران ما نداشتن شجاعت و روحیه جنگندگی بود که همه این نقایص به ضعف مدیریتی و کادر فنی مربوط میشود.
فکر میکنی چه کسی به درد کشتی به عنوان رئیس و مدیر میخورد؟
باید کسی در راس کشتی قرار بگیرد که هم برای جامعه کشتی مقبولیت داشته باشد و هم از جنس کشتی باشد. مثل مامیا شویلی در روسیه که کاربلد و متخصص است و هیچ کس نمیتواند او را گول و دور بزند.
ما مثل مامیا شویلی آدمهای متخصص، کاربلد و تحصیلکرده در کشتی کم نداریم. اگر راس هرم را درست قرار دهیم میتوانیم زیرمجموعه را هم قوی، منسجم و متخصص بچینیم.
در بعد فنی هم باید ملاک و معیار انتخاب مربیان تیم ملی مشخص شود و با توجه به عملکرد و کارنامه مربیان بخصوص فعالیت آنها در باشگاهها، شایستهترین نفرات هدایت کشتیگیران تیم ملی را بر عهده بگیرند. این موضوع زمانی تحقق مییابد که کمیته مربیان تشکیل شود تا با ارزیابی لازم از عملکرد مربیان، قابلیتهای فنی و رفتاری و شخصیتی آنان مورد توجه قرار بگیرد.
سعید میرزا شفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: