قاب خوانندگان

رفاقت در عین سادگی‌

معمولا اکران آثار سینمایی با موضوعات خاص و غیرتکراری، بسیاری را به سینماها می‌کشاند. چنین آثاری علاوه بر رصد نمودن دغدغه‌های گوناگون اجتماعی، هنوز از طراوت و پویایی سینمایی سخن می‌گویند. اکران فیلم سینمایی «ریسمان باز»‌ به نوعی این نکته را پوشش داد که می‌شود آثاری متفاوت خلق نمود آن هم بسیار آرام، روان و دقیق که هم دغدغه‌های اجتماعی را طرح نمود و هم در جلوی سینماها صف‌های طولانی را پدید آورد.
کد خبر: ۲۰۶۹۹۹

موضوع «ریسمان باز»‌ در حیطه‌های متفاوت طرح و قابل تامل می‌شود. این بخش‌ها صرفا فقر و تنگدستی نیست بلکه بازگو کننده شغل آدم‌هایی است که در عین خشونت عرفی در کارشان، انسان‌هایی رئوف و مهربان و بامعرفت هستند. در به تصویر کشیدن این امر، کارخانی به ظرافت‌های خاصی دست می‌زند و با طرح کردن دو شخصیت با نام‌های میکائیل و عسگر، ماجرا را کلید می‌زند، وجود این‌دو در «ریسمان باز»‌ که به نوعی مکمل شخصیت هم هستند، این قدرت را به کارگردان می‌دهد تا به راحتی اهداف نظری خود را بیان نماید و اتفاقا از ابتدا به سراغ شغل آنها می‌رود. دوربین در همان نماهای مقدمه‌ای به میدانی شلوغ و خاص می‌رود که مثل برخی آثار سینمایی این روزها،‌ اتوکشیده و مرتب نیست، تماشاچی با تصویر کاملا واقعی میدان خرید و فروش دام و در کنار آن کشتارگاه روبه‌رو می‌شود و از همین جا با شخصیت عسگر و میکائیل آشنا می‌شود. تلاش و همت آنان از جهت کسب درآمد در بخش بخش این اثر موج می‌زند و عدم تناسب تلاش با کسب درآمد به شیوه مثال‌زدنی، بیان می‌گردد. این اگرچه از بخش‌های نخستین است اما گویا حداقل یکی از اهداف کارگردان را پوشش داده؛ همت، غیرت، وجدان و رفاقت و در عین حال سادگی در همین سکانس‌‌های نخستین برای تماشاچی مشهود است.
کارگردان به جهت ورود به کشمکش‌های داستانی، از این مقطع فیلم به طرح موضوع جدیدی می‌پردازد که اتفاقا به نظر نگارنده در همان راستای بخش‌های مقدمه‌ای است. در خواست خرید یک گاو فربه توسط یکی از دوستان میکائیل چالشی آرام را در قصه ایجاد می‌نماید.

خرید این گاو که با تلاش و پیگیری‌های امید و رفیقش صورت می‌گیرد خود از بخش‌های دیگر و جذاب این اثر سینمایی است. اما بردن این گاو به تهران و مسیر این روند خود جذابیت دو چندان دارد. در این بخش نیز یکی دیگر از اهداف کارگردان به تصویر کشیده می‌شود. شاید باقی فیلم کاملا با همین اتفاقات نخستین قابل حدس زدن ‌باشد، اما کارخانی توانسته مسیری را در ادامه قصه‌اش پایه‌ریزی کند که علاوه بر تعلیق منطقی خود بسترساز تبیین موضوعات دیگر باشد. ورود میکائیل و عسگر به همراه گاو به تهران، آغاز تازه بر روایت‌بخشی دیگر از اثر است.
این بخش سبب گشته تا یکنواختی و کسالتی که در داستان از مقطع خرید گاو تا ورود به شهر پیش آمده بود ناگهان از بین برود. اوج این حرکت زمانی به وقوع می‌پیوندد که گاو زخمی شده و در شهر می‌گریزد و لاجرم حوادثی خاص پدیدار می‌گردد، اما یک نکته مهم در این اثر دیده می‌شود که می‌توان از نقاط ضعف «ریسمان‌باز» عنوان کرد؛ و آن ورود دختر جوانی به قصه است؛ دختری که هیچ گاه هویتش بیان نشده و واقعا علت حضورش و حتی خروجش مشخص نمی‌شود. اما روایت پایان قصه کارخانی، کشتن گاو بی‌رمق و زخم‌خورده در کنار برج میلاد؛ گرچه کارگردان قصد بیان انواع کنتراست رنگی را در این سکانس داشته، اما تصور می‌رود با این قابلیت کارخانی، می‌شد پایانی و یا شرایط پایان بهتری را ایجاد نمود.

اعظم تاج‌آبادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها