سال گذشته با حضور تیمهای مهرام، بیم، کاوه، پردیس متحد و گلگهر امیدوار شده بودیم که بخش خصوصی حرکتهای مثبتی را در بسکتبال آغاز کرده است. حضور این تعداد تیم نوید حضور گسترده بخش خصوصی را در بسکتبال داده بود، اما متاسفانه امسال با مشاهده تیمهای بسکتبال، امیدمان به نومیدی تبدیل شده است.
غیر از مهرام و بیم، 3 تیم دیگر از لیگ برتر انصراف دادهاند. این در حالی است که باشگاههای ورزشی باید از طریق مردم یعنی بخش خصوصی ایجاد شوند و دولت بر فعالیت آنها نظارت کند.
از طرفی در سند راهبردی نظام جامع تربیت بدنی نقش و سهم باشگاهها به عنوان بنگاههای اقتصادی در ایجاد مشاغل مختلف، کاهش امور تصدیگری دولت و جذب سرمایهگذاری و مشارکت مردمی دیده شده است.
در شرایط فعلی، عمدهترین منبع مالی بیشتر باشگاههای حاضر در بخش خصوصی، بودجهای است که از طرف مالک اصلی باشگاه تعیین میشود که معمولا برگشتی ندارد.
در بسکتبال منابع مالی تیمها باید از فروش بلیت، تبلیغات مسابقات، کمکهای مردمی، نقل و انتقالات بازیکنان، حق پخش تلویزیونی، حق عضویت کمکهای دولتی و... تامین شود که در حال حاضر هیچ کدام از این نکات رعایت نمیشود و مخارج به حدی افزایش مییابد که شخص سرمایهگذار بعد از یک فصل عطای کار را به لقایش میبخشد.
در تحقیقی پیرامون مروری بر نظام باشگاهداری ورزش کشور آمده است: فقدان برنامهریزی راهبردی نظام باشگاهها، ضعف در سازماندهی مرتبط با نظام باشگاهها، ضعف در نظارت، کنترل و ارزیابی باشگاههای ورزشی، فقدان فرآیند تحقیق و پژوهش، ضعف در قوانین موجود و دولتی کردن باشگاههای بزرگ ورزشی، بزرگترین مشکلات نظام باشگاهداری ایران است.
در این تحقیق به دولتی بودن باشگاههای بزرگ ورزشی هم اشاره شده است. در یک تقسیمبندی باشگاههای بزرگ موجود را میتوان در 3 گروه وابسته به صنایع، وابسته به نیروهای نظامی و وابسته به سازمان تربیت بدنی دستهبندی کرد.
با تصویب قانون، باشگاههای بزرگ دولتی شکل گرفتند. این امر موجب شد توان رقابت از بخش خصوصی سلب و در نتیجه موجب تضعیف باشگاههای خصوصی و ورزش حرفهای شود.
با این توضیحات و همین طور شرایط حاکم در ورزش به نظر نمیرسد تا رفع تنگناهای موجود، بخش خصوصی حیات پردوام در عرصههای مختلف ورزشی داشته باشد و هر ساله باید منتظر انحلال و انصراف این قبیل تیمها باشیم.