آنچه بیش از هر چیز در برنامه نمود پیدا میکند جو صمیمی و دوستانه عوامل در پشت صحنه است که باعث میشود برنامه ساده و صمیمی روی آنتن فرستاده شود. فضای نهچندان وسیع استودیو 23 دکوری را در خود جای داده است که با آنچه مخاطب در تلویزیون شاهدش است، بسیار تفاوت دارد؛ هم به لحاظ رنگ و شکل و هم زاویه دید چرا که دوربینهای مستقر در استودیو تنها به اندازه چند قدم قدرت مانور در اطراف خود را دارند و بیشتر تصویرها به صورت ثابت و بدون بهرهگیری از لانگشاتهای مرسوم تلویزیونی روی آنتن فرستاده میشود. با این حال خنده و انرژی مثبت در این استودیوی کوچک حرف اول را میزند، وظیفه تولید این برنامه برعهده جلال عبداللهزاده است. وی که تا به حال به عنوان مدیر تولید در برنامههای مختلف سیما نظیر هنر و اندیشه، به سوی ظهور، موتور امداد، برنامههای مختلف ورزشی مثل مقدماتی 2010 و پارالیمپیک و همچنین جشنواره تابستانی شبکه 2 با حضور رامبد جوان و اشکان خطیبی حضور داشته درباره تولید «ماه من سلام» و سختیهای کار در ماه رمضان میگوید: به طور کلی وظیفه عوامل تولید در شبکه هماهنگی کل برنامه است. در ماه رمضان این هماهنگیها به دلیل این که انرژی کار کاهش مییابد خیلی سخت میشود ولی سعی ما بر این است که این مساله برای مخاطب ملموس نشود.
«ماه من سلام» به عنوان یک برنامه مناسبتی، از یک نوع طنز جدی برخوردار است که خواسته یا ناخواسته، خنده را روی لبهای مخاطب مینشاند. این را میتوان حاصل ذوق و غریزه ذاتی مجریان این برنامه دانست. داریوش کاردان که این سیر را در بسیاری از کارهای تلویزیونی و رادیویی از او شاهد هستیم، در اینباره میگوید: «من معمولا از این زبان استفاده میکنم ولی به لحاظ نوع برنامه، جنس این کار نیز عوض میشود. در مناسبتها نیز به تناسب آن روز، از این نوع طنز کلامی استفاده میکنم.» وی ادامه میدهد: «زمانی که اجرای ماه من سلام به من پیشنهاد شد، دوستان مایل بودند که این برنامه جور دیگری اجرا شود. ما معتقدیم که ماه رمضان، ماه شادی است. ماه مهمانی خداوند است. در تمام کشورهای اسلامی جشن گرفته میشود. حالا ما به دلیل شیعه بودنمان چند روز را به خاطر ایام شهادت امام علی (ع) و شبهای قدر و مناجات و دعا و تضرع و زاری به درگاه خداوند به گونهای دیگر برنامهها را اجرا میکنیم. اما روزهای دیگر ماه رمضان، زمان شادی و سرور است.» کاردان درباره برنامههای دینی در رسانه معتقد است: «اگر ما ادعای مسلمان بودن داریم، پس تمام زندگیمان باید دینی باشد. خنده، گریه و گفتگومان باید دینی باشد؛ دینی بودن به معنای این نیست که دو تا گنبد یا گلدسته در برنامه نشان دهیم یا یک نفر مجری بنشیند و نوع خاصی از کلام را به کار ببرد. دینی یعنی درستی، یعنی صداقت و راستی و شاد کردن دیگران. برنامههای مناسبتی برای ماه رمضان هم باید اینچنین باشد.»
اما نکته قابل توجه در برنامه ماه من سلام، نوعی ساختارشکنی در کلیت و محتواست. تلاش برای بازشناساندن اقشاری از جامعه که معمولا کمتر جایی برای اظهار وجود در رسانه پیدا میکنند. اسماعیل ابراهیمیان در این باره معتقد است: «معمولا از نظر فرهنگی احساس میشود که ما در حوزه رسانه روی دو قشر بیشتر تاکید کردهایم؛ مثل ورزشکاران و هنرمندان. ولی ما در حوزهها و بخشهای مختلف جامعه افراد توانایی داریم که تاثیرگذارند و کمتر دیده میشوند.» این نکتهای است که علاوه بر کلیت برنامه در بخشها و آیتمهای مختلف ماه من سلام نیز دیده میشود.
«داستان دستها» آیتمی است که سعی در نشان دادن افرادی دارد که به واسطه حضور عدهای خاص به عنوان مهمان (که تنها به اقشار فرهنگی، هنرمند و ورزشکار اختصاص دارد) کمتر دیده شدهاند. تهیهکننده ماه من سلام در این باره میگوید: «در این بخش ما میخواهیم بگوییم که ما به همه مردم ایران و همه صاحبان مشاغل که سخت تلاش میکنند و زحمت میکشند، اما فرصت این را پیدا نمیکنند که در برنامههای مختلف سیما حضور پیدا کنند، توجه داریم. دست زحمتکشانی که کسب روزی حلال میکنند را به گرمی میفشاریم و بر آن بوسه میزنیم.»
از بخشهای دیگر برنامه میتوان به آیتم «منو اهلی کن» اشاره کرد که کارگردانی آن را صادق داوریفر برعهده دارد: «منو اهلی کن داستان لاکپشتی است که فضای فرهنگی و زندگی اجتماعی ما را میبیند و گاهی مورد نقد قرار میدهد.» ابراهیمیان همچنین در مورد این بخش میگوید: «از دیرباز داستانهایی که به کمک حیوانات برای مفهوم مسائل اخلاقی و اجتماعی استفاده میکردند، وجود داشته مثل کلیله و دمنه و مثنوی معنوی. لاکپشت هم به نوعی از آن دسته حیواناتی است که با تانی و تامل و سرعت کندی که دارد نگاه ما را به سمت آرامش، تانی و تعمق نسبت به مسائل مختلف سوق میدهد.»
اسماعیل ابراهیمیان همچنین به میانبرنامه دیگری اشاره میکند و میگوید:« Play back(پلیبک) سینما از سینما از بخشهای دیگر برنامه است که در این بخش سعی شده سکانسهای نماز در فیلمهای سینما را به تصویر بکشیم. نکته قابل توجه این است که به رغم ایرادات زیادی که گرفته شده، ما شاهد خلق آثار هنری در حوزههای دینی هستیم. سکانسهای کوتاهی که شاید بصورت جزئی به آنها نگاه نشده باشد. خیلیها شاید فیلم خیلی دور، خیلی نزدیک را دیده باشند. ولی سکانس نماز خواندن خانم الهام حمیدی به خوبی دیده نشده باشد یا فیلمهای دیگر مثل آژانس شیشهای یا فیلمهای قبل از انقلاب مثل سفر سنگ مسعود کیمیایی یا نماز فیلم آدم برفی ساخته داوود میرباقری. این نمازهای مختلف در فیلمها نشاندهنده دغدغههای دینی و مذهبی بسیاری از کارگردانان جامعه ماست که با ظرافت و زیبایی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است.» ابراهیمیان در ادامه اضافه میکند: «آیتم دیگر، طبیعت در قرآن است که در این بخش تلاش شده تا نگاه ما به طبیعت جلب شود. در زندگی ماشینی که امروز گرفتار آن شدیم، چشمهایمان عادت نکردهاند تا هر روز به درخت یا گلی نگاه کنیم. مظاهر طبیعی در شهرستانهای به طور طبیعی در معرض دید هست و تاثیر مثبت خودش را در ذهن و جان مردم بر جا میگذارد، اما در زندگی شهری باید بهطور ارادی این مظاهر طبیعی را ببینیم. در قرآن و آیات و روایات نیز به نگاه به طبیعت به عنوان مخلوقات خداوند یکتا تاکید شده است. ما سعی کردیم این کلمات قرآنی که به نوعی جلوهگر مظاهر طبیعی نیز هستند را به صورت میانبرنامهای درآوریم و یادآور شویم که میشود گاهی به این مظاهر طبیعی نگاه کنیم.»
آزاده خواجهنصیری
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)