در دوبله ویل هانتینگ نابغه گویندگان شاخصی چون جلال مقامی با صداپیشگی به جای رابین ویلیامز، سعید مظفری (استلن اسکار سگارد)، افشین زینوری (مت دیمون)، مینو غزنوی (ماینی درایور) و چنگیز جلیلوند (بن افلک) حضور دارند که اتفاقا دو تا از بهترین نقشگوییهای شکل گرفته چندساله گذشته در کنار هم در دوبله این فیلم دیده میشود یعنی صداپیشگی مقامی و زینوری به جای ویلیامز و دیمون که نمونههای فوقالعاده بحث تناسب صدا با چهره بازیگر هستند . همواره این نکته را یادآور شدیم که ماندگاری نقشگویی دوبلورها به جای هنرپیشههای شاخص ارتباط مستقیمی با حافظه شنیداری مخاطب دارد که در این رهگذر ثابت شدن صدای گوینده برای یک بازیگر از اهمیت بسزایی برخوردار است، عاملی که در صنعت کنونی دوبلاژ ایران توجه کمتری به آن شده و این مقوله را تبدیل به معضلی پیچیده کرده است. همین معضل موجب از بین رفتن ارتباط حسی تماشاگر با دوبله فیلم شده به طوری که هر بار با مشاهده آثار بازیگران مشهوری چون رابرت دنیرو، شان پن، دنزل واشنگتن، آنتونی هاپکینز، راسل کرو، جودی فاستر، نیکول کیدمن، کیت بلانشت و ... با صداهای مختلفی روبهرو شده و این پرسش بدون پاسخ را مکرر به زبان آورده که «چرا صدای بازیگر دوباره عوض شده است؟!!» البته هر مقولهای استثنایی هم دارد که استثناء این معضل، نقشگوییهای ثابت شده به جای رابین ویلیامز و مت دیمون است که خیلی درخشان از آب درآمده و موجب همدلی مخاطب نیز شده است. متاسفانه در دو سال گذشته، دوبله برخی از فیلمهای این دو هنرپیشه از معضل چندصدایی شدن در امان نماند و به غیر از مقامی و زینوری، گویندگان دیگری هم به جای ویلیامز و دیمون نقشگویی کردند که یا به عدم آگاهی سایر مدیران دوبلاژ به نسبت به نقشگوییهای ثابت این دو گوینده در قبل برمیگشت و یا با کجسلیقگی شخصی نگذاشتند روند مناسب دوبلههای این دو بازیگر ادامه پیدا کند ولی خوشبختانه حجم دوبلههای آثار ویلیامز و دیمون با صداهای دوبلورهای مورد نظر آنقدر بالاست که این چند دوبله نامتعارف را میتوان چشمپوشی کرد. در حافظه علاقهمندان دوبله، صدای ماندگارجلال مقامی به جای هنرپیشههایی چون رابرت ردفورد (در فیلمهای بوچ کسیدی و ساندنس کید، تعقیب، نیش)، عمر شریف (دکتر ژیواگو، لورنس عربستان و ...) و وارن بیتی در جایگاه والایی قرار دارد که لحظات شیرینی را با صدای جوان و زنگدار مقامی به جای این بازیگران تجربه کردند ولی با تمام احترام به دوستداران دوبله، شیوه نقشگوییهای مقامی به جای رابین ویلیامز را در مرتبه بالاتری میبینم. بویژه این که هماکنون لایهای از غبار پیری بر صدای مقامی نشسته و به اصطلاح صدای جوانش یک پرده پیرتر شده اما با تجربه پنجاه ساله در عرصه دوبله، خیلی مسلط و باحرارت به جای رابین ویلیامز صحبت میکند که صدایش هماکنون تناسب عجیبی با چهره همواره آرام و دوستداشتنی ویلیامز دارد. برای این خصیصه مهم دوبله فیلمهای انجمن شاعران مرده، جومانجی، بیداریها، هملت، چه رویاهایی میآیند؟، بیخوابی، تدوین نهایی، مرد دویست ساله با صدای جلال مقامی قابل بررسی است که از نگاه حرفهای این دوبلور با تجربه نسبت به جنس بازی رابین ویلیامز در ارتقاء دوبله آثار مورد ذکر سرچشمه میگیرد.
این نگاه را میتوان به عملکرد افشین زینوری در نقشگویی به جای مت دیمون نیز تعمیم داد. زینوری عنوان جوان اول دوبلاژ را در حالی از آن خود کرده که مسیر پیشرفتش در مدتی اندک با پیوستگی و آهستگی همراه بوده است و صدایش این قابلیت را دارد که بر روی چهره بازیگران جوان بنشیند مانند لئوناردو دیکاپریو، الیجا وود، اورلاندو بلوم، دانیل رادکلیف و... اما اوج دستاورد دوبله برای زینوری در نقشگویی به جای متدیمون اتفاق افتاده است و صدایش و به طور کامل با صورت جوان و شیطنت مستتر در چشمهای این بازیگر قرابت دارد که شاهد این مهم، دوبله فیلمهای بارانساز، سهگانه بورن و سهگانه یاران اوشن است. حالا فکرش را کنید که این دو نقش گویی اثبات شده از طرف جلال مقامی و افشین زینوری در کنار هم قرار گیرند که سرانجام نیک فرجامش میشود دوبله ویلهانتینگ نابغه. درونمایه اصلی فیلم که به شناخت از خویشتن میپردازد، ارتباط نزدیکی به آموزههای عرفانی مبنی بر آگاهی از قابلیت وجودی انسان و سیر موشکافانه در حالات درونی بیرونی آدمی دارد که در بستر قصهای جوانانه این مسائل را مطرح میکند. پروفسور جرالد لامبو (استلن اسکار سگارد) استاد ریاضی دانشگاههاروارد دو سوال بر روی تابلوی اعلانات مینویسد و به کسی که پاسخ درست بدهد قول مصاحبه و مطرح شدن میدهد.
ویلهانتینگ (متدیمون) نظافتچی دانشگاه به طور ناشناس و مخفیانه هر دو پرسش را پاسخ میدهد، ولی پس از چند روز طی یک دعوای خیابانی توسط پلیس دستگیر میشود. پروفسور جرالد که متوجه نبوغ او شده ترتیبی میدهد که ویل به جای زندان در کلاسهای او و روانشناسی به نام شان (رابین ویلیامز) شرکت کند و از همینجا حوادثی پیش میآید. آثاری از این دست که به طرح سلسله مباحث روانشناسی میپردازند به دلیل حجم بالای دیالوگ در پیشبرد داستان، نمونههای مناسبی برای دوبله هستند که لحظههای دیدنی دوبله ویلهانتینگ نابغه سکانسهای حضور ویل در دفتر دکتر شان است که مقامی و زینوری بسیار با تسلط آن را اجرا میکنند. بویژه در صحنهای که شان برای ویل از خاطره آشنایی با همسرش که مصادف بوده با بازی فینال مسابقات بیسبال که هر دو را به وجد میآورد در اینجا مقامی و زینوری دیالوگها را مقطع و سریع به صورت پینگپنگی ادا میکنند و به قول حرفهایها این ورزش رالی درخشانی را به رخ تماشاگر فیلم میکشانند. از دیگر نقشگوییهای با کیفیت میتوان به نحوه اجرای سعید مظفری به جای شخصیت پروفسور لامبو و مینو غزنوی به جای دختر تحصیلکرده شوخ و شنگی به نام اسکایلر. مظفری برای نقشگویی شخصیت پروفسور حالتگرفتهای به صدایش داده و بهاصطلاح آن را خشک کرده تا نمایانگر کاراکتر یک استاد میانسال جدی و بیانعطاف باشد که در این زمینه با چهره سرد هنرپیشه این شخصیت هماهنگی دارد، در نقطه مقابل مینو غزنوی طبق معمول همیشه صدای نقش دختری با خصوصیاتی که ذکر شد را بسیار دلنشین از آب درآورده و موجب قوام دوبله این فیلم شده است. برای نقش چاکی سالیوان که خصوصیات پسری شر و شور و خیابانی را دارد، تیپ آشنای چنگیز جلیلوند با لحنی پایین شهری انتخاب شده تا طبقه اجتماعی پرسوناژ را یادآور شود.
در کنار ترجمه روان حمیدرضا راهی برای دوبله این فیلم، باید از نحوه مدیریت ناصر طهماسب نیز یادی کنیم، چرا که او در هنگام ضبط در اتاق دوبله بیشتر به نوع حسگرفتن گوینده توجه دارد و از لحاظ حسی راهنماییهای لازم را انجام میدهد و نکته مهم دیگر اینکه به حافظه مخاطب احترام گذاشته و گویندگان نقشهای اصلی را تغییر نداده است که از این حیث میتوان دوبله ویلهانتینگ نابغه را در زمره برترین آثار تاریخچه دوبلاژ برشمرد.
این فیلم در سال 1382 زیر نظر موسسه فرهنگی هنری قرن 21 دوبله شده و نسخه آن در محصولات شبکه ویدئویی قابل دسترسی است.
نیروان غنیپور