رضا استادی: چگونه میتوان گزارشی تلویزیونی درباره «زبالههای صنعتی» را باور کرد وقتی خبرنگاری که این گزارش را تهیه میکند، با پوشیدن کت شلواری قهوهای و پیراهنی کرم تلاش میکند تا اهمیت دفع درست این زبالهها را مورد تاکید قرار دهد؟ چرا مخاطب باید با گزارش خبرنگاری را که در میانه یک صحنه جنگ و درگیری، کت و شلواری طوسی پوشیده باور کند؟ بیننده تلویزیون چگونه میتواند با گزارش ورزشی خبرنگاری که پوششی کاملا رسمی به تن دارد، ارتباط برقرار کند؟
کد خبر: ۲۰۵۶۳۷
اینها نمونههایی از بدسلیقگی موجود در عرصه خبر و اطلاعرسانی است که گاه و بیگاه مخاطب اخبار با دیدن آن رو ترش میکند و هیچ ارتباطی نیز با آن خبر برقرار نمیکند. البته چند سالی است که خبرنگاران تلویزیونی برای «واقعگرایی» بیشتر به سمت ساختارهای تازهای رفتهاند که به دور از شکلهای کلیشهای و رسمی بیان خبر، از سویی تلاش میکند ساختاری «داستانگونه» را در خبر ایجاد کند و از طرفی دیگر با تمهیدهای مختلف مخاطب را به فضای واقعی ماجرا نزدیک کند.
یکی از این گزارشهای خوب و دیدنی چهارشنبه شب از شبکه 3 سیما پخش شد. «حسینی بای» خبرنگار واحد مرکزی خبر در گزارشی که به مناسبت روز سرباز یکی از روزهای هفته دفاع مقدس تهیه کرده بود، با گروهی از سربازان که قرار است دوران آموزشی خود را در پادگان صفر پنج کرمان بگذرانند همراه شد. این خبرنگار با جوانهایی که عازم خدمت سربازی بودند به راه افتاد، به کرمان رفت، سر و صورتش را به دست ماشین ریشتراش پادگان سپرد و بعد یکی شد مثل بقیه سربازها. آدمی با مو و ریش تراشیده و با پوششی مانند لباس پلنگی که باید هم از موانع سخت میپرید و هم «بشمار سه» در تختخواب دراز میکشید و به خواب میرفت.
البته گزارش حسینی بای، اولین و آخرین گزارش از این مقطع پردلهره سربازی نبود اما او آنقدر خودش را به سوژه نزدیک کرده و یکی مثل آنها شده بود که هر بیننده علاقهمند به تماشای سوژههای جالب را بر سر ذوق میآورد. آنطور که در تصاویر مشخص بود، حسینی یک اضافه وزن جدی هم دارد و به دلیل فعالیت مداوم خبری، بدجوری کمتحرک است، جوری که گاه نمیتوانست از یک مانع بلند بگذرد. بد نیست او فکری هم به حال این کمتحرکی و اضافه وزن بکند تا این مساله نیز به تواناییهای دیگر او اضافه شود.