خواندنی هفته

شنا در خیابان آسفالت‌

«خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه می‌رسد، ... و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست‌ روزگار است،» ...
کد خبر: ۲۰۴۷۹۲

این شعر زیبا که بخشی از یک شعر بلند است شعری است که کتاب «ملاح خیابان‌ها» مجموعه اشعار شمس لنگرودی با آن آغاز می‌شود. مجموعه اشعاری که توسط نشر آهنگ دیگر منتشر شده و 54 قطعه شعر از این شاعر خوب معاصر را در بر می‌گیرد. محمد شمس لنگرودی در سال 1329 در لنگرود متولد شدو سرودن شعر را از دهه پنجاه آغاز کرد. نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در 1355 منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعه‌های «خاکستر و بانو» و «جشن ناپیدا» در اواسط دهه شصت به شهرت رسید. رفتار تشنگی، در مهتابی دنیا، خاکستر و بانو، جشن ناپیدا، قصیده لبخند چاک چاک، نت‌هایی برای بلبل چوبی، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، باغبان جهنم، ملاح خیابان‌ها، توفانی پنهان شده در نسیم گزیده شعرها با انتخاب بهاءالدین مرشدی مجموعه آثار او را تشکیل می‌دهند.

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد شمس لنگرودی سادگی شعرهای اوست. شعرهایی که از عمق دلتنگی‌های شعر می‌آیند و با کلمات و تصاویری ساده حس قوی پنهان در شعر را به خواننده منتقل می‌کنند. او یکی از شاعران مطرح معاصر در سال‌های گذشته به شمار می‌رود که هرگز خود را دچار موج‌های رایج ادبی نکرد و راه مستقل خود را برای شاعری در پیش گرفت. با هم شعری از این مجموعه را می‌خوانیم:

«چه بود زندگی

تو اگر نبودی:

صبحانه ای و ناهاری‌

پاییزکی و بهاری‌

و ضیافت افلاتونی سرد و

راهپیمایی سقراطی‌

به سوی جنگل شوکران.

چه بود زندگی‌

تو اگر نبودی:

خلبانی

که بین آسمان و زمین همه چیز از یادش رفته است،

انباری خالی که نمیه شبی نگهبانانش را کشته‌اند،

پرنده‌ای که سواد ترانه‌خوانی نداشت.

چه بود زندگی‌

تو اگر نبودی.

موسیقی آب را

نت به نت، پرده پرده شستی و در گلویم آویختی‌

تو مادر داوود بودی‌

میراث نظم ستاره‌ها،

شمشیری‌

که به میل خود بدل به قلب مسیح می‌شود.

به نی، تو گلوی ترانه‌های غم آلود دادی‌

هیزم انبارها می‌شدم‌

بوی سرانگشت‌های تو بود

          که جوانه کردم.

چه بود زندگی‌

اگر تو نمی‌رسیدی.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها