سرلشکر احمد شجاعی به روایت پسرش علی‌

پدرم شعار نمی‌داد

امیر سرلشکر احمد شجاعی در سال 1328 در شهرستان ساوه متولد شد و پس از گذراندن دوران تحصیل وارد ارتش شد. این شهید بزرگوار در بخش اداره مهندسی نیروی هوایی ارتش فعالیت می‌کرد و بعد از چندی به ریاست این اداره رسید و تا زمان شهادت در این سمت بود. شهید شجاعی سال 1373 در سانحه هوایی نزدیک اصفهان به همراه شهید ستاری و همراهان دیگر ایشان به درجه رفیع شهادت رسید.
کد خبر: ۲۰۴۷۷۴
 ثمره زندگی او، 3 فرزند (یک پسر و 2 دختر)‌ است. علی یکی از فرزندان سرلشکر شجاعی است. علی در حال حاضر مهندس عمران است و در این زمینه هم فعالیت می‌کند.

دوست داریم، شهید شجاعی را از زبان فرزندش بشناسیم، لطفا برای ما بگویید او که بود؟

خاطره چندانی از پدرم به یاد ندارم؛ چون پدر کمتر در خانه بود. آن موقع نمی‌دانستم در چه مقام و سمتی در نیروی هوایی فعالیت می‌کند، پدرم به لحاظ روحیه نظامی که داشت، سعی می‌کرد مسائل نظامی وارد خانه نشود و اطلاعات کاری را کمتر به خانه می‌آوردند. گاهی یک هفته تا 10 روز در خانه نبود و نمی‌دانستیم کجاست و چه می‌کند.

تنها چیزی که از آن دوران به یاد دارم، این است که پدرم به صورت ماموریت برای ساختن پایگاه‌ها، سایت پدافندی رادار، موشک و ضدهوایی و همین طور فرودگاه‌‌هایی که از بمباران آسیب می‌دیدند، به مناطق مختلف می‌رفت.

از خصوصیات اخلاقی پدرتان بگویید.

از خصوصیات پدرم یک مشخصه خیلی بزرگ به یادم می‌آید، به دور از هیچ شعاری، اعتقاد قلبی به خدا و توکل به خدا بود که فکر می‌کنم به همین خاطر در زندگی و کارش همواره موفق بود. همیشه ما را برای توکل به خدا نصیحت می‌کرد. این بزرگترین خصوصیت اخلاقی بود که در خانه از ایشان بیشتر دیده بودیم.

روز شهادت پدرتان چطور از سقوط هواپیما آگاه شدید؟

صبح روز شهادت ایشان، مسوول دفتر پدرم به ما اطلاع داد که هواپیما سقوط کرده است؛ اما چیزی که به خاطر دارم، این است که 2 هفته پیش از شهادت‌شان به صورت وصیتنامه شفاهی با من و خانواده صحبت‌‌هایی کردند.

البته آن موقع متوجه نشدم و بعد از شهادت ایشان وقتی فکر کردم، دیدم پدر وصیت کرده‌اند. یک شب به اتاق من آمد و گفت که چطوری زندگی کنم، گفت که باید روی پای خودم بایستم. مستقل باشم و به خدا توکل داشته باشم.

فکر می‌کنید ما نسل سومی‌ها چقدر خواسته‌‌های آنها را عملی کردیم؟

بسیار گفته می‌شود که شهدایمان خواسته‌اند، مثل آنها باشیم، این نوع برداشت قدری اشتباه است. اگر با طرز فکر آنها آشنا باشیم، در هر زمان و مکانی که قرار بگیریم، می‌توانیم به نحو ممکن رفتار کنیم.

درست این است که در زمان و مکان موجود بهترین رفتار را داشته باشیم و این طور نیست که چون 30 سال پیش پدرم کار‌‌هایی را انجام داده‌اند، من نیز همان کارها را در زمان جدید انجام دهم. این میسر نیست. در هر مساله‌ای می‌توانیم دیدگاه اصلی و کلی شهدا را پیدا کنیم و به طور صحیح به اجرا برسانیم. در واقع دیدگاه پدرم این بود که خودم، نماز و خدا را درک کنم و راه صحیح هم همین است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها