حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید در ذهن نسل امروز پرسشهای بسیاری در این باره وجود داشته باشد، اما هرگز مجال و فضایی برای طرح آنها ندیده است و در عین حال نتوانسته با این آثار ارتباط برقرار کند. هرچند شاید بخشی از نسل امروز ما این ادبیات را دنبال کنند، اما این عده در مقابل قشر عظیم نسل جوان تعدادشان کم است.
مخاطبشناسی یکی از مباحثی است که نویسندگان و شاعرانی که در این حوزه قلم میزنند، باید به آن توجه بیشتری داشته باشند. تولید آثاری که با توجه به ذائقه مخاطب آفریده شده است، یکی از راههای توجه نسل امروز به این ادبیات است. این همان نکتهای است که امیرحسین فردی به آن اشاره دارد و مخاطبشناسی در ادبیات و هنر را یک اصل گریزناپذیر میداند.
او معتقد است: «اگر هنرمندی نتواند مخاطبان خود را بشناسد و شیوه ارتباط با آنان را نداند و ذائقه مخاطب را درک نکند، در خلق اثرش موفق نخواهد شد. رعایت این امر برای همه بخشهای هنر و ادبیات امری الزامی است. این امر به هنرمند و خالق بازمیگردد که با نظر گرفتن ویژگیهای خلق اثر هنری و با توجه به شکل ذائقه مخاطب، اثری خلق کند که مورد توجه مخاطب باشد».
بنابراین نوع اثر در جذب مخاطب تاثیر فراوان دارد. ذائقه نسل جوان امروز با ذائقه مخاطبان نسل جنگ متفاوت است. نسل گذشته که در حوزه ادبیات دفاع مقدس قلم میزدند، آثارشان به دوران پرتلاطم جنگ میپرداخت که مخاطبان در آن دوره خواهان این ادبیات بودند؛ اما حالا با فاصله گرفتن از آن فضا ذائقه مخاطب نیز تغییر کرده است، او به دنبال ادبیات شعاری نیست؛ بلکه در جستجوی واقعیات جنگ در قالبی نو است.
امیرحسین فردی نیز به تغییر ذائقه مخاطبان در این دوره اشاره میکند. او سالهای ابتدایی ادبیات دفاع مقدس را ادبیاتی شعاری، عجول و ادبیاتی که در سطح تاثیرگذاری بود، میداند؛ ادبیاتی که در دوران جنگ خلق میشد، از الزامات آن زمانه بود که ایجاب میکرد نویسندگان به سرعت آثاری در زمینه ادبیات جنگ تولید کنند که در جامعه تاثیرگذار باشد؛ زیرا جنگ در آن دوره شعلهور بود. امروز با فاصله گرفتن از آن فضا، ادبیات دفاع مقدس آرام آرم عمق مییابد و تخصصیتر میشود. به نظر من، با فاصله گرفتن از آن فضا به طمانینه و آرامش رسیدهایم».
این داستاننویس البته نکته مهم دیگری را هم یادآور میشود: «به طور کلی ادبیات و بخصوص ادبیات داستانی ما جایگاه قابل قبولی ندارد».
همان گونه که پیش از این بحث شد، مخاطبشناسی ادبیات دفاع مقدس اهمیت بالایی دارد. نویسندگان و شاعران ادبیات دفاع مقدس باید به گونهای بنویسند که مخاطب امروز و آینده را در نظر بگیرند و تنها برای نسل دیروز که خود میراث دار این فرهنگ هستند، ننویسند. شناخت مخاطب در این زمینه میتواند کمک بسیاری کند. با تحقیق و پژوهش در این حوزه میتوان به اثر بخشی ادبیات دفاع مقدس در نسلهای آینده امیدوار بود، نکتهای که نویسندگان ما امروز کمتر به آن توجه داشتهاند.
به باور عبدالجبار کاکایی، شاعر «برای مخاطبیابی، باید پژوهشهای بنیادی به عمل بیاید که بر مبنای واقعگرایی به دور از مصلحتها باشد، تا ما بتوانیم مخاطبهای واقعی ادبیات و شعر جنگ را شناسایی کنیم».
او معتقد است: «ما به دو شکل میتوانیم در مورد جنگ آفرینش ادبی انجام دهیم؛ یکی این که به نیازهای مخاطب اصلا توجهی نکنیم و تنها به فکر انجام تکلیف باشیم؛ انتقال ارزشهایی که از جنگ میدانیم، صرفنظر از این که شنوندهای دارد یا ندارد و بنا را بر انتقال این تجربیات بگذاریم، کاری که الان دارد اتفاق میافتد؛ یعنی ما کنگره برگزار میکنیم و شعر میخوانیم، با حمایتهای دولتی کتاب منتشر میکنیم و کتابها در سراسر کشور روی پیشخوان کتاب فروشیها میرود، بدون این که توجه واقعگرایانهای به خواست مخاطب داشته باشیم. ما نقشه جغرافیایی روشنی از حوزه مخاطبان ادبیات دفاع مقدس نداریم و بدون این که معرفی کامل و درستی از جنگ به این نسل صورت گیرد.» به باور این شاعر ایلامی: «ما معرفیای که در آن از المانهای جنگ سوءاستفاده صورت نگرفته باشد، نداریم. امروز کمتر ادبیاتی در این حوزه داریم که تصویر جنگ در آن مخدوش نشده باشد و شخصیتها تمام و کمال معرفی شده باشند.
کاکایی همچنین اعتقاد دارد: «ما از جنگ آن معرفی را نداشتهایم که تپش، وسوسه و دغدغهای را در نسل جوان به وجود آورد که باعث شود او به جستجو در آثار ادبی این حوزه بپردازد. به نظرم شکل ایدهآلش این است که این نسل به تعریف واقعی از جنگ برسند، آن وقت به جستجوی آثار مربوط به جنگ بیایند. آن نیاز در واقع سفارشی است که به شاعر داده میشود، شاعر بر آن مبنا شروع به شعر گفتن میکند. فعلا از آن طرف هیچ فرکانسی نمیآید؛ اگر هم میآید بسیار ضعیف است. البته کسانی هستند که به ما میگویند از آن روزها بگویید، از خرمشهر از شهید باکری و بقیه بگویید؛ ولی در مقابل نسل وسیعی از نسل جوان ما هستند که تصویر مخدوش شدهای هم از جنگ در ذهنشان نقش بسته، اما این ادبیات آنها را راضی نمیکند.»
شاید وجود نگاهی متفاوت از آن چه که امروز نزد نویسندگان ادبیات دفاع مقدس ما وجود دارد، لازم باشد به کنکاش و انعکاس زوایای ناشناخته جنگ بپردازند و با نگاههای ملموستر از جنگ ارتباطی میان نسل امروز با جنگ به وجود آورند و این نگاه را به آینده نیز انتقال دهند.
کاکایی در این باره میگوید: باید تحولات بنیادی در مرزهای مخاطب شناسی به صورت واقعگرایانه صورت بگیرد و مقداری از حمایتهای دولتی به شعر و ادبیات دفاع مقدس معطوف به نسلهای تازه شود. اینها سبب میشود بازار ادبیات مقدس پررونق و گرم شود. این را بپذیریم که در نسل جدید پرسشهایی اساسی در مورد موضوعات اساسی جنگ ما وجود دارد، ما باید اجازه طرح این پرسشها را بدهیم؛ زیرا برای آنها پاسخ داریم، پاسخهای محکم و قاطعی هم داریم؛ اما تا زمانی که اجازه طرح این پرسشها را ندادیم و روشنگری نکرده و این نسل را با جنگ آشتی ندادهایم و ملی بودن موضوع جنگ را فراموش کردهایم، تنها داریم از آن بهرهبرداری سیاسی میکنیم و مخاطب قابل اعتنایی در حوزه جنگ نخواهیم داشت که برمبنای آن سفارشی صورت بگیرد و شعری گفته شود.»
او شکلی از ادبیات دفاع مقدس که اینک تولید میشود را اتوبانی یک طرفه میداند که برمبنای المانهای مشخص و روشن با تعریف دهه 60 تنها تولید ادبی میشود؛ اما این نسل با این ادبیات ارتباط برقرار نمیکند. دلیلش هم فروش کم آثار دفاع مقدس است که در بازار توجه کمی به این آثار وجود دارد.
زینب کاظمخواه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....