عملیات مرصاد در میان سایر عملیاتهای دفاع مقدس ویژگی خاصی دارد و آن مبارزه نیروهای ایران با 2 دشمن قسمخورده بود. عراق و منافقین. در سالهای آخر جنگ کار عراق به جایی رسیده بود که فقط تمام توانش را صرف این میکرد تا مناطقی را که طی سالهای گذشته از دست داده بود دوباره پس بگیرد. اما با پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ 27/4/1367 رژیم بعث دوباره هول شد و فکر کرد میتواند برای یک بار دیگر منطقه خوزستان را تصرف کند.
کد خبر: ۲۰۴۷۶۶
به خاطر همین تا جاده اهواز خرمشهر هم پیشروی کرد اما بدجور با مقاومت مردم و نیروهای ایرانی مواجه شد. صدام که از تصرف خوزستان ناامید شده بود و داغش بدجور به دلش مانده بود تهاجم دیگری را پیریزی کرد و تصمیم گرفت از طریق مرکز کرمانشاه و با به کارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، در حالی که اغلب یگانهای ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، حمله دیگری آغاز کند و به این ترتیب تا تنگه چهار زبر (بین اسلامآباد و کرمانشاه) پیشروی کرد. اما نیروهای ایرانی این بار هم حال رژیم بعث را بدجور گرفتند و با طرح ریزی و انجام عملیات مرصاد به مقابله با منافقین و صدام برخاستند.
منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر میرسید و دارای 2 گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود. تعداد کل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر میرسید. اما چرا منافقین این زمان را برای حضور رسمی خود در جنگ ایران و عراق انتخاب کردند. آنان در تحلیلهای دورن گروهی خویش، امکان قبول آتشبس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامه را میپذیرد که از جنبههای سیاسی، نظامی و اقتصادی به بنبست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علیرغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن 2ماه به جلو انداخته شد.
پس از ورود منافقین هم در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند. منافقین خوش خیال با خود قرار گذاشته بودند با چند تا تانک برزیلی دجله که سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت داشت چند شهر ایران را تسخیر کنند و آخر سر خودشان را به تهران برسانند و قدرت را به دست بگیرند. طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلامآباد و 10 شب به کرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. البته زمان بندی شان تا کرند و اسلامآباد هم درست از آب درآمد اما در مسیر اسلامآباد، کرمانشاه و گردنه حسنآباد نیروهای ایران بدجور حالشان را گرفتند. در این عملیات که فروغ جاویدان نامیده شده بود و بعدها به دروغ جاویدان مشهور شد منافقین در راه کرمانشاه، اسلام آباد توسط نیروهای ایرانی زمینگیر شدند.